خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میز نفت ، ایران برای ادامه جنگ به درآمد نفت نیاز داشت و برای کسب درآمد باید نفت را از خلیج فارس بیرون میفرستاد. هرچه خطر بیشتر میشد، تعداد کشتیهای آماده ورود به منطقه کمتر و کرایه حمل بالاتر میرفت. فردریکسن حاضر بود ریسکی را بپذیرد که بسیاری حاضر به پذیرش آن نبودند.
او سه ابرنفتکش را وارد رفتوآمد مرتبط با خارک کرد و فعالیتش را در سالهای بعد گسترش داد. خطر کاملاً واقعی بود؛ کشتیهای مرتبط با او بارها هدف حمله قرار گرفتند، تعدادی از خدمه کشته و زخمی شدند و در مجموع ۹ کشتی فردریکسن در جریان این فعالیتها مورد اصابت موشک قرار گرفتند.
با این حال او عقب نکشید.سالها بعد از فردریکسن بهعنوان یکی از بزرگترین مالکان نفتکش جهان یاد میشد. بخشی از مسیری که او را به این جایگاه رساند، از همان آبهای جنگی خلیج فارس گذشته بود.
پسر یک جوشکار
جان فردریکسن در سال ۱۹۴۴ در نروژ متولد شد. خانوادهاش ثروتمند نبودند و پدرش جوشکار بود. برخلاف بسیاری از مالکان بزرگ کشتی اروپا، او وارث یک خاندان قدیمی کشتیرانی نبود و ناوگانی خانوادگی انتظارش را نمیکشید.
فردریکسن از نوجوانی وارد صنعت کشتیرانی شد و بهجای دانشگاه، بازار واقعی حملونقل دریایی را شناخت. کارش را از سطوح پایین شروع کرد و بعد وارد دلالی کشتی و تجارت محموله شد. این تجربه یک ویژگی مهم به او داد؛ بهجای نگاه کردن به کشتی صرفاً بهعنوان یک دارایی، آن را ابزاری برای معامله میدید.
در دهه ۱۹۶۰ وارد تجارت نفت شد و مدتی در بیروت فعالیت کرد. خاورمیانه برای یک تاجر جوان نفت جای مناسبی بود. تولید نفت منطقه به سرعت افزایش پیدا میکرد و هر بشکهای که از خلیج فارس به اروپا یا نقاط دیگر جهان میرفت، به کشتی نیاز داشت.فردریکسن هنوز صاحب امپراتوری نبود، اما داشت بازاری را میشناخت که چند دهه بعد او را میلیاردر میکرد.
نفتکشهای ارزان
دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ صنعت کشتیرانی دورهای بسیار پرنوسان را تجربه کرد. رونق ساخت نفتکشهای عظیم با تغییر شرایط بازار به مازاد ظرفیت منجر شد و قیمت برخی کشتیها سقوط کرد.
برای مالکی که بدهی سنگین داشت، سقوط کرایهها میتوانست فاجعه باشد. برای فردریکسن، کشتی ارزان فرصت بود.
او در دهه ۱۹۷۰ خرید نفتکش را آغاز کرد و در سال ۱۹۸۱ دو کشتی حمل مواد شیمیایی و یک نفتکش بزرگ خرید. همان سال بازار کرایه حمل با بحران روبهرو شد و کسب درآمد از کشتیها دشوارتر شد.
فردریکسن برای حل مشکل سراغ بازارهایی رفت که بسیاری از رقبا علاقهای به حضور در آنها نداشتند. هرچه یک مسیر از نظر سیاسی، نظامی یا تجاری دشوارتر بود، احتمال دستیابی به کرایه بالاتر نیز افزایش پیدا میکرد.کمی بعد بزرگترین نمونه چنین بازاری در برابرش قرار گرفت.خلیج فارس وارد جنگ شده بود.
جنگی که بازار نفتکشها را تغییر داد
جنگ ایران و عراق در سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد. نفت برای هر دو کشور اهمیت حیاتی داشت و با طولانی شدن جنگ، زیرساختهای انرژی و مسیرهای صادراتی نیز وارد محاسبات نظامی شدند.
برای ایران، جزیره خارک قلب صادرات نفت بود. بخش عمده نفت صادراتی کشور از این منطقه بارگیری میشد و درآمد حاصل از فروش آن یکی از منابع اصلی تأمین ارز محسوب میشد.
عراق بهتدریج حملات علیه تأسیسات نفتی و کشتیهای مرتبط با صادرات ایران را افزایش داد. مرحلهای از جنگ که بعدها با عنوان «جنگ نفتکشها» شناخته شد، خلیج فارس را به یکی از خطرناکترین مسیرهای تجاری جهان تبدیل کرد.
هر حمله یک پیام اقتصادی هم داشت. اگر خطر حرکت به سمت پایانههای ایران افزایش پیدا میکرد، بیمه گرانتر میشد، مالکان کشتی محتاطتر میشدند و ایران برای حفظ جریان صادرات باید هزینه بیشتری میپرداخت.این همان نقطهای بود که فردریکسن وارد شد.
سه ابرنفتکش برای خارک
در سال ۱۹۸۲ فردریکسن شرکتی برای مدیریت کشتیها در اسلو ایجاد کرد و همراه شرکای تجاری خود از شرایط خاص بازار خلیج فارس استفاده کرد.ایران حاضر بود برای انتقال نفت از منطقه جنگی کرایه جذابی بپردازد و فردریکسن سه ابرنفتکش را در مسیر مرتبط با خارک به کار گرفت.
مدل اقتصادی روشن بود. کشتی در جایی کار میکرد که ریسک بسیار بالا بود و در مقابل، درآمدی دریافت میکرد که در مسیرهای عادی قابل دستیابی نبود.اما این معامله فقط روی کاغذ ساده به نظر میرسید.
خدمه کشتیها وارد منطقهای میشدند که امکان حمله هوایی وجود داشت. هر بار نزدیک شدن به خارک به معنای قرار گرفتن یک دارایی چندده میلیون دلاری و جان دهها دریانورد در معرض خطر بود.فردریکسن این ریسک را پذیرفت و حتی با تشدید جنگ فعالیتش را ادامه داد.
وقتی موشکها رسیدند
خطر سرانجام از محاسبات بیمهای خارج شد و به عرشه کشتیها رسید.در پاییز ۱۹۸۵ یکی از کشتیهای مرتبط با فعالیت فردریکسن هدف حمله موشکی قرار گرفت. دو نفر کشته و دو نفر زخمی شدند. چند ماه بعد، در فوریه ۱۹۸۶، حمله دیگری دو کشته و سه زخمی بر جا گذاشت.
این حوادث پایان ماجرا نبودند. در مجموع ۹ کشتی فردریکسن در جریان عملیات مرتبط با منطقه جنگی هدف موشک قرار گرفتند.
برای بسیاری از مالکان، چنین آماری میتوانست دلیل کافی برای خروج باشد. فردریکسن اما همکاری در حمل نفت ایران را ادامه داد.ریسک بالا مانده بود، اما پاداش نیز بالا بود.
همین دوره بعدها بخش مهمی از افسانه تجاری فردریکسن شد. زندگینامهنویسانش برای توصیف نقش او در حمل نفت ایران از تعبیری استفاده کردند که سالها همراه نامش ماند: «خط حیاتی آیتالله».
در محافل کشتیرانی اسلو نیز ارتباط او با خارک آنقدر شناختهشده بود که میز همیشگیاش در یکی از رستورانهای معروف شهر، شوخیآمیز «جزیره خارک» نامیده میشد.
پول در جایی بود که دیگران نمیرفتند
فردریکسن در جنگ ایران و عراق یک اصل مهم تجارت کشتیرانی را به شکل افراطی اجرا کرد: سود اصلی همیشه در آرامترین مسیر نیست.وقتی دهها مالک کشتی حاضرند یک مسیر را طی کنند، رقابت کرایه را پایین میآورد. اما وقتی موشک، جنگ، تحریم یا بحران سیاسی بخش بزرگی از ناوگان را فراری میدهد، کشتی باقیمانده قدرت قیمتگذاری بیشتری پیدا میکند.
فردریکسن بارها در دوران کاری خود از همین منطق استفاده کرد. او در دورههای رکود کشتی میخرید، زمانی که دیگران از بازار خارج میشدند دارایی جمع میکرد و هنگام رونق از افزایش شدید کرایهها بهره میبرد.
صنعت نفتکش ذاتاً چرخهای است. سفارش بیش از حد کشتی باعث مازاد ظرفیت و سقوط کرایه میشود. سقوط کرایه شرکتهای ضعیف را حذف میکند، سفارش کشتی جدید کاهش پیدا میکند و چند سال بعد با رشد تقاضا، کمبود ظرفیت دوباره کرایهها را بالا میبرد.فردریکسن استاد معامله در همین چرخه شد.
تولد فرانتلاین
امپراتوری امروزی فردریکسن مستقیماً با نام فرانتلاین آغاز نشد. شرکتی با این نام در میانه دهه ۱۹۸۰ در سوئد شکل گرفته بود و سالها بعد فردریکسن به سراغ آن رفت.
در سال ۱۹۹۶ مجموعه تحت کنترل او اکثریت سهام فرانتلاین را به دست آورد. شرکت سپس بازسازی شد، ساختار حقوقی آن تغییر کرد و خرید نفتکشهای جدید و دستدوم با سرعت ادامه یافت.فردریکسن فقط کشتی نمیخرید؛ شرکت کشتیرانی میخرید.
فرانتلاین در سالهای بعد با مجموعههای دیگر ادغام شد و ناوگانش رشد کرد. خریدها و ادغامهای پایان دهه ۱۹۹۰ و آغاز دهه ۲۰۰۰ این شرکت را به یکی از بزرگترین بازیگران حمل نفت خام جهان تبدیل کرد.
در سال ۲۰۰۱ سهام فرانتلاین وارد بورس نیویورک شد.پسر یک جوشکار نروژی که فعالیتش را از بازار حملونقل آغاز کرده بود، حالا کنترل امپراتوریای را در اختیار داشت که نفتکشهای غولپیکرش در مهمترین مسیرهای انرژی جهان حرکت میکردند.
فرمول فردریکسن
روش فردریکسن با بسیاری از صاحبان صنایع متفاوت بود. او علاقه زیادی به نگهداری تمام داراییها در یک شرکت عظیم نداشت. شرکتهای مختلف میساخت، داراییها را میان آنها جابهجا میکرد، بخشی را وارد بورس میکرد و از بازار سرمایه برای توسعه فعالیتهای جدید استفاده میکرد.
این مدل بعدها از نفتکش فراتر رفت.فردریکسن وارد حمل گاز طبیعی مایع شد و در حمل محمولههای خشک سرمایهگذاری کرد و وارد حفاری فراساحلی شد.
شرکت سیدریل را در سال ۲۰۰۵ راهاندازی کرد و با خرید شرکتهای دیگر و سفارش دکلهای جدید، آن را به یکی از بازیگران بزرگ حفاری آبهای عمیق تبدیل کرد.
امپراتوریای که با حمل نفت رشد کرده بود حالا بخشهای مختلف زنجیره انرژی دریایی را پوشش میداد؛ از نفتکش تا کشتی حمل گاز و دکل حفاری.
بحران بعدی رسید
اما فرمول فردریکسن همیشه بدون هزینه نبود.بازار نفتکشها بعد از رونق بزرگ دهه ۲۰۰۰ وارد رکود شد. سفارش تعداد زیادی کشتی جدید باعث افزایش ظرفیت شده بود و همزمان شرایط اقتصاد جهانی فشار زیادی بر تقاضای حمل وارد میکرد.کرایه برخی نفتکشها که در دوران رونق به دهها هزار دلار در روز رسیده بود، سقوط کرد. فرانتلاین در سال ۲۰۱۱ بیش از نیم میلیارد دلار زیان ثبت کرد و نگرانی درباره توان شرکت برای پرداخت بدهیها افزایش یافت.
فردریکسن این بار به جای رها کردن شرکت، وارد عملیات نجات شد. ساختار داراییها تغییر کرد و خودش صدها میلیون دلار برای حمایت از مجموعه در اختیار گذاشت.
همان اصلی که هنگام خرید کشتیهای ارزان به کار برده بود دوباره ظاهر شد؛ بحران برای او فقط تهدید نبود. اگر سرمایه نقدی داشتی، سقوط بازار میتوانست فرصتی برای خرید داراییهایی باشد که صاحبان گرفتار مجبور به فروششان شده بودند.
شرط بزرگ روی حفاری
یکی از بزرگترین شرطهای فردریکسن در خارج از نفتکشها، سیدریل بود. توسعه حفاری در آبهای عمیق برزیل، غرب آفریقا و خلیج مکزیک تقاضای زیادی برای دکلهای پیشرفته ایجاد کرده بود و نرخ اجاره بعضی از این دکلها به صدها هزار دلار در روز میرسید.فردریکسن روی ادامه این رونق شرط بست.
اما سقوط قیمت نفت از سال ۲۰۱۴ شرایط را تغییر داد. شرکتهای نفتی بودجه اکتشاف و توسعه را کاهش دادند و بازار دکلهای فراساحلی با مازاد ظرفیت مواجه شد. سیدریل که بدهی سنگینی برای توسعه ناوگان ایجاد کرده بود، زیر فشار قرار گرفت و در نهایت در سال ۲۰۱۷ وارد فرآیند ورشکستگی و بازسازی مالی شد.
برای کسی که به استفاده از بدهی و خرید دارایی در چرخههای بازار مشهور بود، سیدریل یادآوری مهمی بود: اگر جهت چرخه اشتباه پیشبینی شود، همان اهرمی که ثروت میسازد میتواند شرکت را به بحران بکشاند.فردریکسن باز هم کنار نکشید و در تأمین منابع مالی موردنیاز برای بازسازی شرکت نقش داشت.
میلیاردری که کشورش را عوض کرد
ثروت فردریکسن با یک موضوع جنجالی دیگر نیز همراه شد؛ مالیات.او سالها یکی از ثروتمندترین شهروندان نروژ بود، اما در سال ۲۰۰۶ تابعیت نروژی خود را کنار گذاشت و شهروند قبرس شد؛ کشوری که ساختار مالیاتی مطلوبتری برای ثروتمندان بینالمللی داشت.
اقامت و ساختار شرکتهای او نیز سالها میان مراکز مالی مختلف از لندن تا برمودا، قبرس و دیگر حوزههای قضایی توزیع شده بود.
این ساختار بینالمللی با ماهیت تجارتش تناسب داشت. نفتکش ممکن بود متعلق به شرکتی ثبتشده در یک کشور باشد، با پرچم کشور دیگری حرکت کند، توسط شرکتی در نقطه سوم مدیریت شود و نفت کشوری چهارم را به بندری در سوی دیگر جهان ببرد.
فردریکسن دقیقاً در چنین جهانی ثروت ساخته بود؛ جهانی که مرزهای شرکتها الزاماً با مرزهای کشورها یکی نیست.
امپراتوری ۲۲ میلیارد دلاری
فردریکسن برخلاف بسیاری از چهرههای تاریخی این مجموعه هنوز زنده و فعال است. در سال ۲۰۲۶ فوربس ثروت او را بیش از ۲۲ میلیارد دلار برآورد کرده است و داراییهایش همچنان مجموعهای از نفتکشها، کشتیهای حمل کالای خشک، حمل گاز و سرمایهگذاریهای مرتبط با انرژی را در بر میگیرد.
فرانتلاین نیز پس از چند دهه خرید، ادغام و بازسازی همچنان یکی از نامهای بزرگ بازار جهانی نفتکش است. شرکتی که فردریکسن در دهه ۱۹۹۰ کنترل آن را به دست گرفت، با خریدهای گسترده به یکی از بزرگترین ناوگانهای حمل نفت جهان تبدیل شد.
اما اگر بخواهیم نقطهای را پیدا کنیم که داستان واقعی جان فردریکسن از آنجا شکل گرفت، باید خیلی قبلتر از بورس نیویورک، سیدریل و میلیاردها دلار ثروت به خلیج فارس برگردیم.
مردی برای خرید ریسک
سالهای جنگ ایران و عراق برای صنعت نفتکش دورهای استثنایی بود. بعضی مالکان کشتی منطقه را ترک کردند، حق بیمه بالا رفت و خدمه میدانستند ورود به خلیج فارس میتواند آنها را در معرض حمله قرار دهد.فردریکسن تصمیم دیگری گرفت.
سه ابرنفتکش را وارد مسیر حمل نفت ایران کرد و حتی پس از حملات مرگبار به فعالیت ادامه داد. ۹ کشتی مرتبط با او موشک خوردند و تعدادی از دریانوردان جانشان را از دست دادند، اما تجارت متوقف نشد.
او بعداً همین منطق را بارها در مقیاسی بزرگتر تکرار کرد؛ خرید دارایی هنگام سقوط بازار، استفاده از بدهی در دوره رونق و ورود به بخشهایی که دیگران بیش از اندازه خطرناک میدانستند.گاهی این شرطها میلیاردها دلار برایش ساختند و گاهی، مانند سیدریل، او را تا لبه بحران بردند.
اما مهمترین شرط زندگی فردریکسن شاید همان شرط اول بود؛ زمانی که هنوز خبری از امپراتوری فرانتلاین نبود و نفتکشهایش برای بارگیری نفت به سمت جزیرهای میرفتند که هواپیماهای عراقی به آن حمله میکردند.
ثروت یکی از بزرگترین کشتیداران جهان از جایی رشد کرد که بسیاری از رقبایش حاضر نبودند کشتیهایشان را به آنجا بفرستند: منطقه جنگی خلیج فارس.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.