خبرگزاری میز نفت:
وحید حاجی پور | جواد اوجی، وزیر پیشین نفت، میگوید بسته شدن تنگه هرمز قیمت بنزین در کالیفرنیا را به هفت دلار میرساند و اقتصاد آمریکا را تا آستانه فروپاشی پیش میبرد. محل اختلاف، عدد هفت دلار نیست؛ مسئله، نوع نگاه به تحولات جهانی است. چند سال پیش مقصد این روایت اروپا بود، امروز آمریکا. «فروپاشیفروشی» برای رقیب، «پیروزیتراشی» برای خود و «قطعیتسازی» در پیشبینی، سه ضلع یک الگوی تکراری را شکل میدهد.
سال ۱۴۰۱، رسانههای نزدیک به دولت سیزدهم از «زمستان سخت اروپا» مینوشتند. تعطیلی صنایع، اعتراضهای خیابانی و عقبنشینی دولتهای اروپایی، آیندهای حتمی تصویر میشد. روایت غالب، از احتمال سخن نمیگفت؛ از قطعیت حرف میزد.
همان زمان، گروهی از کارشناسان انرژی برآورد دیگری ارائه کردند. اروپا ناچار به پرداخت هزینههای سنگین بود، اما ابزار عبور از بحران را نیز در اختیار داشت. افزایش واردات گاز طبیعی، تنوعبخشی به منابع تأمین و مدیریت مصرف، ستونهای آن ارزیابی را میساخت. این صداها کمتر شنیده شد. فضای رسانهای در اختیار روایت «زمستان سخت» قرار گرفت و قطعیتسازی، مجال سنجش واقعبینانه را از میان برد.
گفتوگوی جواد اوجی و امیرحسین ثابتی در شبکه افق، به نماد همان فضا تبدیل شد. اوجی با اطمینان گفت: «صبر کنید زمستان سخت اروپا را ببینید.» ویدئو بهسرعت فراگیر شد. چند ماه بعد، همان تصاویر دوباره در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد؛ این بار نه برای اثبات یک پیشبینی، بلکه بهعنوان سند یک برآورد نادرست. دیروز نام این روایت «زمستان سخت اروپا» بود؛ امروز «فروپاشی آمریکا». عنوانها تغییر کردهاند، اما الگوی روایت همچنان ثابت مانده است.
در همان زمستان، ایران با ناترازی روزانه حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز روبهرو بود. صنایع با محدودیت مصرف مواجه شدند، نیروگاهها به سوخت جایگزین روی آوردند و شبکه خانگی زیر فشار قرار گرفت. بحران، پیش از آنکه اروپا را زمینگیر کند، ضعفهای داخلی را آشکار ساخت و «فاجعهخوانی» برای دیگران، صورتمسئله داخل کشور را پاک نکرد.
اکنون نیز افزایش احتمالی قیمت سوخت در آمریکا، مقدمه فروپاشی اقتصاد این کشور معرفی میشود. میان یک شوک انرژی و سقوط بزرگترین اقتصاد جهان، دهها متغیر مالی، پولی، سیاسی و ساختاری قرار دارد. نادیده گرفتن این متغیرها، سادهسازی نیست؛ واقعیتزدایی است. تکرار یک پیشبینی نادرست نیز هرگز آن را به تحلیل معتبر تبدیل نمیکند.
اصل خطا، بخشی جداییناپذیر از هر پیشبینی است. عادی شدن خطا، مسئلهای بهمراتب مهمتر است. یک برآورد اشتباه کنار گذاشته میشود و اندکی بعد، همان ذهنیت با سوژهای تازه بازمیگردد. نه توضیحی ارائه میشود، نه بازنگری صورت میگیرد و نه مسئولیتی پذیرفته میشود. حاصل این چرخه، «تحلیلِ بیصورتحساب» است؛ تحلیلی بدون هزینه، بدون پاسخگویی و بدون درسآموزی. ادامه این مسیر، تحلیل را از قلمرو داده خارج میکند و به پیشگویی سیاسی میرساند.
هیچ تردیدی وجود ندارد که اختلال در تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش قیمت نفت، رشد هزینه حملونقل، تشدید فشارهای تورمی و نوسان بازارهای مالی، پیامدهای قابل انتظار چنین رخدادی است. اختلاف از جایی آغاز میشود که این فشارها، بدون محاسبه، بدون داده و بدون استناد، به فروپاشی قطعی اقتصاد آمریکا پیوند میخورد. در آن نقطه، داده کنار میرود و آرزو جای آن را میگیرد.
سیاستگذاری با آرزو پیش نمیرود. تصمیمگیری به داده، تجربه، محاسبه و ارزیابی مستمر نیاز دارد. کشوری که تمام انرژی خود را صرف پیشبینی سقوط دیگران کند، دیر یا زود از دیدن ضعفهای خود بازمیماند. فروپاشیفروشی برای رقیب، هیچ بحرانی را در داخل حل نمیکند؛ همانگونه که «زمستان سخت اروپا» نیز ناترازی انرژی ایران را از میان نبرد.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.