refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

الیگارشی ایرانی؛ از قدرت به ثروت


۰ ۱۲ ۰ ۱۴۰۵/۰۶/۲۴ ۰۱:۰۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میزنفت، اولیگارشی در معنای کلاسیک، معمولاً از انباشت ثروت آغاز می‌شود. صاحبان سرمایه، بانک‌ها، صنایع بزرگ یا منابع راهبردی چنان قدرت اقتصادی پیدا می‌کنند که می‌توانند بر سیاست اثر بگذارند. سرمایه‌دار از اقتصاد وارد سیاست می‌شود تا از منافع خود محافظت کند، قوانین را تحت تأثیر قرار دهد یا سهم بیشتری از تصمیم‌گیری به دست آورد. روسیه پس از فروپاشی شوروی یکی از نمونه‌های شناخته‌شده این الگوست. خصوصی‌سازی دهه ۱۹۹۰ گروهی را صاحب ثروت‌های عظیم کرد و همین ثروت بعدها به ابزار نفوذ سیاسی تبدیل شد. در اولیگارشی کلاسیک، ثروت راهش را به قدرت باز می‌کند؛ در اولیگارشی ایرانی، قدرت راهش را به ثروت.   تفاوت از نقطه آغاز تفاوت اصلی اولیگارشی ایرانی را باید در همین نقطه جست‌وجو کرد. اینجا همیشه با سرمایه‌داری روبه‌رو نیستیم که آن‌قدر بزرگ شده باشد تا به ساختار سیاسی نفوذ کند. در بخشی از اقتصاد سیاسی ایران، مسیر از قدرت آغاز می‌شود. دسترسی به ساختار تصمیم‌گیری، منابع عمومی، قراردادها، اطلاعات، تسهیلات، ارز، زمین، انرژی، مجوزهای کمیاب یا انحصارهای تجاری می‌تواند قدرت سیاسی را به مزیت اقتصادی تبدیل کند. در چنین مدلی، پول تنها شکل سرمایه نیست؛ دسترسی نیز سرمایه است. این تفاوت، ماهیت اولیگارشی ایرانی را پیچیده‌تر می‌کند. ثروتمندترین افراد الزاماً قدرتمندترین بازیگران نیستند و قدرتمندترین شبکه‌ها نیز لزوماً در فهرست ثروتمندان دیده نمی‌شوند. برای شناخت این ساختار، دنبال‌کردن حساب بانکی و مالکیت شرکت‌ها کافی نیست. باید مسیر قرارداد، انتصاب، مجوز، اعتبار، اطلاعات و تصمیم را نیز دنبال کرد. گاهی فاصله یک بازیگر تا مرکز تصمیم‌گیری، از اندازه سرمایه او مهم‌تر است.   اولیگارشی شبکه‌ای اولیگارشی ایرانی بیش از آنکه صرفاً فردمحور باشد، می‌تواند ماهیتی شبکه‌ای پیدا کند. یک کانون قدرت قادر است پیرامون خود مجموعه‌ای از شرکت‌ها، پیمانکاران، واسطه‌ها و شرکای اقتصادی ایجاد کند. در نتیجه، مالکیت رسمی همیشه تمام داستان را روایت نمی‌کند. سؤال اصلی فقط این نیست که «مالک این شرکت چه کسی است؟» باید پرسید چه کسی قرارداد می‌دهد، چه کسی مجوز صادر می‌کند، چه کسی مدیر منصوب می‌کند و چه کسی توان تغییر قواعد بازی را دارد. در اقتصاد رقابتی، مزیت از بهره‌وری، فناوری، سرمایه و شناخت بازار می‌آید. در اقتصاد رانتی، دسترسی به تصمیم‌گیر نیز می‌تواند مزیت بسازد. همین‌جا مرز میان قدرت عمومی و منفعت خصوصی حساس می‌شود. مسئله از جایی آغاز می‌شود که یک موقعیت عمومی قابلیت تولید منفعت اقتصادی برای یک شبکه محدود پیدا کند.   محدودیت هم می‌تواند رانت بسازد شرایط خاص اقتصاد ایران، این سازوکار را تقویت می‌کند. تحریم، محدودیت بانکی، چندنرخی بودن ارز، انحصار و دشواری تجارت خارجی برای اقتصاد کشور هزینه دارند، اما همین محدودیت‌ها ارزش دسترسی را نیز افزایش می‌دهند. وقتی انتقال رسمی پول دشوار می‌شود، دسترسی به شبکه انتقال پول قیمت پیدا می‌کند. وقتی فروش مستقیم نفت محدود می‌شود، واسطه اهمیت بیشتری می‌یابد. وقتی واردات با محدودیت روبه‌روست، مجوز واردات ارزش اقتصادی پیدا می‌کند. بنابراین محدودیت فقط هزینه نمی‌سازد؛ می‌تواند رانت هم بسازد. هرچه مسیر رسمی باریک‌تر شود، ارزش کسانی که راه عبور از مسیرهای غیرعادی را در اختیار دارند افزایش پیدا می‌کند. این به معنای آن نیست که هر محدودیت یا سیاست پرهزینه برای تأمین منافع گروهی خاص ایجاد شده است. چنین ادعایی در هر پرونده به سند نیاز دارد. مسئله ساختاری، شکل‌گیری گروه‌هایی است که می‌توانند از شرایط غیرعادی منفعت اقتصادی کسب کنند.   چرخه قدرت و ثروت پس از این مرحله، رابطه قدرت و ثروت به یک چرخه تبدیل می‌شود. قدرت دسترسی می‌آورد، دسترسی فرصت اقتصادی ایجاد می‌کند، فرصت ثروت می‌سازد و ثروت امکان گسترش شبکه را فراهم می‌کند. شبکه نیز می‌تواند به حفظ نفوذ و بازتولید قدرت کمک کند. بنابراین اولیگارشی ایرانی را نباید صرفاً با «ثروتمندشدن» توضیح داد؛ مسئله اصلی سازوکاری است که قدرت و ثروت را به یکدیگر تبدیل می‌کند. در الگوی کلاسیک، سرمایه‌دار می‌کوشد سیاست را در خدمت سرمایه قرار دهد. در شکل ایرانی، قدرت می‌تواند اقتصاد را به امتداد حوزه نفوذ خود تبدیل کند. به همین دلیل، مسئله اولیگارشی در ایران فقط وجود افراد ثروتمند نیست. سرمایه‌دار بزرگ الزاماً اولیگارش نیست و ثروت به‌تنهایی نشانه نفوذ سیاسی محسوب نمی‌شود. نقطه خطر جایی است که قدرت عمومی، دسترسی ویژه و منفعت خصوصی در یک شبکه واحد به هم برسند. برای شناخت اولیگارشی ایرانی، شاید به جای پرسیدن «چه کسی پول بیشتری دارد؟» باید پرسید چه کسی قدرت تبدیل تصمیم عمومی به منفعت خصوصی را دارد؟ پاسخ این سؤال، تفاوت اصلی میان ثروتمند بودن و اولیگارش بودن را روشن می‌کند.

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96389
0