خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میز نفت، سالها یکی از پرتکرارترین گزارهها در تحلیلهای ژئوپلیتیکی این بود که اگر تنگه هرمز حتی برای چند روز بسته شود، اقتصاد جهان فلج خواهد شد، قیمت نفت از مرز ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار عبور میکند و کشورهای صنعتی برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، ناچار به عقبنشینی خواهند شد. اهمیت این آبراه به اندازهای بود که بسیاری، این سناریو را نه یک احتمال، بلکه یک واقعیت قطعی میدانستند.
اما بحران اخیر، نخستین آزمون واقعی این فرضیه بود؛ آزمونی که نشان داد میان «اختلال در بازار جهانی انرژی» و «فلج شدن اقتصاد جهان» فاصله قابل توجهی وجود دارد.
تنگه هرمز همچنان مهمترین شاهراه انرژی جهان است. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی، معادل نزدیک به یکپنجم مصرف روزانه جهان، از این مسیر عبور میکند. همچنین حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز به این آبراه وابسته است. به همین دلیل، هرگونه ناامنی در هرمز، بلافاصله بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
با این حال، تجربه ماههای اخیر نشان داد اهمیت راهبردی هرمز، الزاماً به معنای فلج شدن اقتصاد جهان نیست.
شوک بزرگ، اما نه فروپاشی
با آغاز بحران، بازار نفت واکنش فوری نشان داد. قیمت نفت برنت در روزهای نخست بیش از ۱۰ درصد افزایش یافت و نرخ بیمه جنگ برای نفتکشهای عبوری از خلیج فارس چند برابر شد. دهها کشتی برنامه حرکت خود را تغییر دادند و برخی شرکتهای کشتیرانی عبور از منطقه را به تعویق انداختند.
هزینه حملونقل دریایی نیز جهش پیدا کرد و بازار انرژی با یکی از پرتنشترین دورههای سالهای اخیر روبهرو شد.
اما برخلاف پیشبینیهایی که از فلج شدن اقتصاد جهانی سخن میگفتند، بازار به تدریج وارد مرحله سازگاری شد. قیمتها پس از شوک اولیه از اوج خود فاصله گرفتند، زنجیره تأمین انرژی متوقف نشد و تجارت جهانی نفت نیز با تغییر مسیرها و افزایش هزینهها ادامه یافت.این تجربه نشان داد که اقتصاد جهان آسیبپذیر است، اما دیگر مانند گذشته شکننده نیست.
جهان از هرمز عبور نکرد؛ خود را با آن تطبیق داد
برخی تصور میکنند وابستگی جهان به هرمز کاهش یافته است، اما واقعیت چیز دیگری است. جهان همچنان به این آبراه وابسته است، اما طی دو دهه گذشته تلاش کرده وابستگی خود را مدیریت کند.
کشورهای صادرکننده میلیاردها دلار برای ایجاد مسیرهای جایگزین سرمایهگذاری کردهاند. عربستان سعودی ظرفیت خط لوله شرق به غرب (پترولاین) را به حدود ۵ میلیون بشکه در روز رسانده تا بتواند بخشی از صادرات خود را بدون عبور از هرمز انجام دهد. امارات نیز با احداث خط لوله حبشان–فجیره، امکان انتقال حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز به سواحل دریای عمان را فراهم کرده است.
در کنار این زیرساختها، کشورهای مصرفکننده نیز طی سالهای گذشته ذخایر راهبردی نفت خود را افزایش دادهاند. اعضای آژانس بینالمللی انرژی مجموعاً بیش از ۱.۲ میلیارد بشکه ذخایر اضطراری در اختیار دارند که دقیقاً برای مدیریت چنین بحرانهایی ایجاد شده است.
بنابراین، اگرچه هرمز همچنان یک گلوگاه حیاتی است، اما جهان امروز ابزارهای بیشتری برای مقابله با اختلال در این مسیر در اختیار دارد.
بازار انرژی، انعطافپذیرتر از گذشته
تجربه بحران اخیر نشان داد که بازار جهانی انرژی در مقایسه با دهههای گذشته، انعطاف بیشتری پیدا کرده است.شرکتهای کشتیرانی مسیرهای جدید تعریف کردند، پالایشگاهها منابع خرید خود را تغییر دادند، معاملهگران از ذخایر موجود استفاده کردند و تولیدکنندگان منطقه نیز بخشی از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین ادامه دادند.
به همین دلیل، اگرچه هزینه تجارت افزایش یافت، اما زنجیره تأمین جهانی از هم نپاشید.همین موضوع، مهمترین تفاوت اقتصاد امروز با اقتصاد دهههای گذشته است. بازار انرژی دیگر تنها به یک مسیر، یک تأمینکننده یا یک گلوگاه وابسته نیست. شبکهای از زیرساختها، ذخایر و مسیرهای جایگزین، امکان مدیریت بحران را افزایش داده است.
هزینه بحران، فقط متوجه مصرفکنندگان نیست
هرچه بحران در یک گلوگاه انرژی طولانیتر شود، تنها واردکنندگان نفت آسیب نمیبینند؛ صادرکنندگان نیز بخشی از بازار خود را از دست میدهند.بازار جهانی انرژی بر پایه اعتماد شکل گرفته است. پالایشگاهها و شرکتهای بزرگ نفتی، امنیت عرضه را به اندازه قیمت نفت مهم میدانند. هرچه احتمال اختلال در یک مسیر بیشتر شود، سرمایهگذاری برای یافتن مسیرهای جایگزین نیز افزایش پیدا میکند.
توسعه خطوط لوله، افزایش ظرفیت بنادر خارج از خلیج فارس، سرمایهگذاری روی پایانههای جدید و حتی تغییر الگوی واردات انرژی، همگی واکنش طبیعی بازار به نااطمینانی هستند.به همین دلیل، ادامه بحران در هرمز میتواند در بلندمدت انگیزه خریداران برای کاهش وابستگی به این مسیر را تقویت کند؛ روندی که در نهایت، بیش از همه به صادرکنندگان منطقه آسیب میزند.
بازدارندگی را باید با داده سنجید
بحران اخیر یک درس مهم برای سیاستگذاران نیز داشت. ابزارهای ژئوپلیتیکی را نمیتوان تنها بر اساس برداشتهای ذهنی یا روایتهای سیاسی ارزیابی کرد؛ معیار نهایی، عملکرد واقعی آنها در میدان است.
تجربه ماههای گذشته نشان داد که تنگه هرمز همچنان قادر است بازار انرژی را دچار شوک کند، هزینه حملونقل را افزایش دهد و قیمت نفت را بالا ببرد، اما نتوانست اقتصاد جهانی را به نقطهای برساند که بسیاری از تحلیلها سالها وعده آن را میدادند.
این تفاوت، بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد قدرت یک ابزار راهبردی، مطلق نیست و با گذشت زمان، اقتصاد جهانی نیز برای کاهش آسیبپذیری خود سرمایهگذاری میکند.
پایان یک روایت قدیمی
شاید مهمترین نتیجه بحران اخیر، پایان یک روایت اغراقآمیز درباره تنگه هرمز باشد. اهمیت این آبراه نه کاهش یافته و نه قابل انکار است؛ اما تجربه عملی نشان داد که جهان امروز، توان بیشتری برای مدیریت بحران دارد.
اقتصاد جهانی از تنش هرمز آسیب دید، اما فلج نشد. بازار نفت ملتهب شد، اما فرو نپاشید. تجارت انرژی پرهزینهتر شد، اما متوقف نشد.
همین واقعیت، پیام مهمی برای آینده بازار انرژی دارد؛ در جهانی که هر روز بر تنوع مسیرهای انتقال، ذخایر راهبردی و انعطاف زنجیره تأمین افزوده میشود، قدرت واقعی تنها در ایجاد اختلال نیست، بلکه در حفظ سهم بازار، تداوم صادرات و اعتماد خریداران نهفته است.
تجربه اخیر، بیش از آنکه قدرت هرمز را به نمایش بگذارد، تحول اقتصاد جهانی را آشکار کرد؛ اقتصادی که برخلاف گذشته، توانایی بیشتری برای جذب شوکها و سازگاری با بحرانهای ژئوپلیتیکی پیدا کرده است.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.