خبرگزاری میز نفت:
وحید حاجی پور | اشکال تفاهمنامه گازپروم فقط به سرنوشت چند پروژه محدود نمیشود. مسئله مهمتر، رویکردی است که یک عدد بالقوه را پیش از تحقق، بهعنوان دستاورد قطعی وارد کارنامه میکند. در چنین فضایی، عدد هرچه بزرگتر باشد، روایت موفقیت نیز بزرگتر ساخته میشود؛ حتی اگر میان اعلام آن و اجرای واقعی فاصله زیادی وجود داشته باشد.
هزینه این رویکرد فقط یک تیتر اشتباه یا یک آمار غیرواقعی نیست. عددتراشی زمانی خطرناک میشود که جای مسئله واقعی را بگیرد. وقتی ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری قطعی فرض شود، دیگر ضرورتی برای پرسیدن درباره منابع مالی، محدودیتهای گازپروم، آثار تحریم و امکان اجرای پروژه احساس نمیشود. خوشبینی سیاسی جای ارزیابی اقتصادی را میگیرد و تصمیمگیر نیز تصویری از شرایط میبیند که الزاماً با واقعیت صنعت نفت تطابق ندارد.
نتیجه چنین رویکردی میتواند از دست رفتن زمان باشد؛ همان چیزی که صنعت نفت ایران کمتر از سرمایه به آن نیاز ندارد. توسعه میدانها منتظر اصلاح روایتهای سیاسی نمیماند و تأخیر چندساله در پروژههای نفت و گاز، مستقیماً به عقبافتادگی تولید و از دست رفتن درآمد تبدیل میشود.
منتقدانی که متهم شدند
در سال ۱۴۰۱ افرادی نسبت به سرنوشت تفاهمنامه گازپروم هشدار دادند. استدلال آنها روشن بود: سابقه همکاریهای پیشین با شرکتهای روسی، شرایط تحریمی دو کشور و وضعیت تازه گازپروم، تحقق یک برنامه ۴۰ میلیارد دلاری را با تردید جدی روبهرو میکرد.
اما پاسخ به بخشی از این انتقادها، فنی و اقتصادی نبود. منتقدان با برچسبهایی مانند «غربگرا» یا مخالف توسعه روابط با روسیه مواجه شدند. به این ترتیب، بحثی درباره قابلیت اجرای یک تفاهمنامه به جدالی سیاسی درباره شرق و غرب تبدیل شد.
این نقطه شاید از خود عدد ۴۰ میلیارد دلار مهمتر باشد. وقتی کارنامه بر مبنای یک تصور خوشبینانه ساخته شود، منتقد دیگر کسی نیست که درباره صحت فرضها سؤال میکند؛ به مزاحم آن کارنامه تبدیل میشود. در چنین فضایی، برچسبزنی کار سادهتری از پاسخدادن به نقد فنی است.
چهار سال بعد واقعیت داوری کرد
امروز دیگر نیازی به بازسازی جدالهای سال ۱۴۰۱ نیست. چهار سال گذشته و نتیجه عملی تفاهمنامه امکان قضاوت دقیقتری فراهم کرده است. سرمایهگذاری ۴۰ میلیارد دلاری اعلامشده در ابعادی که آن روز تصویر میشد، محقق نشده و پروژههای بزرگ مندرج در تفاهمنامه نیز به همان مقیاس وارد مرحله اجرا نشدهاند.
این نتیجه، اهمیت هشدارهای آن روز را بیشتر میکند. منتقدانی که میگفتند تفاهمنامه ممکن است مانند برخی توافقهای قبلی با طرفهای روسی از مرحله اعلام فراتر نرود، درباره یک احتمال واقعی هشدار میدادند؛ احتمالی که نباید با اتهام سیاسی از بحث کنار گذاشته میشد.
چهار سال بعد، مسئله دیگر دفاع از آن منتقدان یا حمله به امضاکنندگان تفاهمنامه نیست. مسئله، هزینه یک شیوه تصمیمگیری است: ابتدا عدد بزرگ ساخته میشود، سپس همان عدد به کارنامه تبدیل میشود و در نهایت هر کس درباره امکان تحقق آن تردید کند، مقابل روایت رسمی قرار میگیرد.
فرق واقعگرایی با توهمگرایی
واقعگرایی به معنای مخالفت با روسیه، چین، غرب یا هر شریک دیگری نیست. واقعگرایی یعنی یک تفاهمنامه را به اندازه یک تفاهمنامه دیدن؛ توان مالی شریک را سنجیدن، محدودیتهایش را شناختن و پیش از ثبت یک عدد در کارنامه، منتظر نتیجه اجرایی ماندن.
توهمگرایی از جایی آغاز میشود که مطلوب سیاسی بهجای واقعیت اقتصادی مینشیند. در آن نقطه، عدد ۴۰ میلیارد دلار دیگر یک فرض برای همکاری آینده نیست؛ به سند موفقیت تبدیل میشود و نقد آن نیز به مخالفت سیاسی تعبیر میشود.
پرونده گازپروم اکنون یک معیار روشن پیش روی سیاستگذار میگذارد. کشور از کمبود تفاهمنامه و اعداد بزرگ رنج نمیبرد؛ مسئله زمانی آغاز میشود که عددتراشی و کارنامهسازی، واقعیت را از میز تصمیمگیری کنار بزند.
چهار سال پیش، ۴۰ میلیارد دلار تیتر شد و تردیدها به حاشیه رفت. امروز هیاهوی آن روز فروکش کرده و واقعیت باقی مانده است.
تفاوت واقعگرایی و توهمگرایی دقیقاً همینجا آشکار میشود: اولی پیش از ساختن کارنامه منتظر نتیجه میماند؛ دومی ابتدا کارنامه را مینویسد و بعد منتظر واقعیت میماند.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.