refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

چین به نفت ایران پشت می‌کند؟


۰ ۲۶ ۰ ۱۴۰۴/۰۶/۰۷ ۱۰:۴۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میز نفت، آسیا تایمز نوشته است:   فشار ایالات متحده و احتمال «بازگشت ناگهانی» تحریم‌های سازمان ملل می‌تواند صادرات غیررسمی  نفت خام ایران را متوقف کند، امنیت انرژی پکن را به چالش بکشد، هزینه‌های صنعت آن را افزایش دهد و در یک رویارویی ژئوپلیتیکی پرمخاطره، ضربه مالی به تهران وارد کند.   صادرات نفت ایران در سال‌های اخیر، علیرغم تحریم‌های ایالات متحده افزایش یافته و در سال ۲۰۲۴ به اوج خود یعنی نزدیک به ۱.۵ میلیون بشکه در روز رسید. در این میان، تسلط چین به عنوان یک خریدار همچنان مطلق است و تقریباً ۹۰ درصد از کل نفت صادراتی ایران را خریداری می‌کند.   ایران برای جذب خریداران، نفت خود را با تخفیف‌های زیادی نسبت به نرخ‌های بازار می‌فروشد.  در اواخر سال ۲۰۲۳، نفت ایران حدود ۱۳ دلار کمتر از شاخص برنت معامله شد، که این تخفیف خیره‌کننده ۱۵ درصدی، حدود ۱۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ برای خریداران چینی سود داشت.     ناوگان سایه و صادرات نفت ایران   این تجارت توسط نفتکش‌هایی تسهیل می‌شود که مبدا خود را پنهان می‌کنند و اغلب نفت خام ایران را به عنوان نفت مالزی برچسب‌گذاری می‌کنند. در نتیجه، در حالی که داده‌های رسمی گمرک چین هیچ وارداتی از ایران را نشان نمی‌دهد، واردات آن از «مالزی» بسیار فراتر از ظرفیت تولید واقعی آن کشور افزایش یافته است که نشان‌دهنده مقیاس این تجارت مخفیانه است.   برای چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی، نفت ایران به یک دارایی استراتژیک تبدیل شده است. این کشور منبعی ارزان و قابل اعتماد برای پالایشگاه‌های مستقل  در استان شاندونگ فراهم می‌کند که با نفت خام ارزان‌قیمت رونق گرفته‌اند و تقریباً یک چهارم ظرفیت پالایش چین را تشکیل می‌دهند.   اگر محموله‌های پنهان را نیز در نظر بگیریم، ایران اکنون سومین منبع بزرگ واردات نفت چین است که سهم قابل توجهی از کل عرضه آن را تأمین می‌کند و یک آسیب‌پذیری حیاتی ایجاد می‌کند.   توقف ناگهانی این تجارت - چه از طریق تشدید تحریم‌های ایالات متحده و چه از طریق «بازگشت ناگهانی» تحریم‌های سازمان ملل - باعث ایجاد یک شوک فوری در عرضه خواهد شد. حذف حجم صادرات فعلی ایران که حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ تخمین زده می‌شود، شکاف قابل توجهی در فهرست واردات چین ایجاد خواهد کرد.     پیامدهای کلان اقتصادی سریع و دردناک خواهد بود. مستقیم‌ترین تأثیر، از دست دادن تخفیف شدید خواهد بود. بر اساس کاهش سطح صادرات ۲۰۲۵، تخفیف متوسط ​​۱۰ تا ۱۴ دلار در هر بشکه به معنای افزایش مستقیم ۱۳ تا ۱۸ میلیون دلار در روز در هزینه‌های واردات چین است. سالانه، این مبلغ معادل ۴.۷ تا ۶.۶ میلیارد دلار ضرر قابل توجه به هزینه‌های انرژی آن است؛ چیزی شبیه به یک مالیات مستقیم بر اقتصاد چین.     این ضربه مالی یک شوک تورمی قوی ایجاد می‌کند. هزینه‌های بالاتر انرژی و خوراک در اقتصاد موج می‌زند و حاشیه سود تولیدکنندگان پتروشیمی، تولیدکنندگان پلاستیک و صنایع سنگین را کاهش می‌دهد.     این در زمانی اتفاق می‌افتد که پکن در حال حاضر برای مقابله با فشارهای تورمی و احیای رشد کند پس از همه‌گیری تلاش می‌کند. افزایش هزینه‌های انرژی به عنوان مالیات مستقیم بر تولید صنعتی و هزینه‌های مصرف‌کننده عمل می‌کند و احتمالاً 0.3 تا 0.5 درصد از هدف رشد تولید ناخالص داخلی سالانه چین را تنها در سال اول کاهش می‌دهد.   برای پالایشگاه‌های مستقل  که حول نفت ارزان ساخته شده‌اند، این شوک می‌تواند حیاتی باشد و خطر تعطیلی و اختلال در تأمین سوخت منطقه‌ای را به همراه داشته باشد.   گزینه‌های محدود برای چین     چین ابزارهای خاصی را برای کاهش این ضربه حفظ کرده است: به سایر صادرکنندگان روی بیاورید: واردات از تولیدکنندگان اوپک پلاس با ظرفیت اضافی، مانند عربستان سعودی و عراق را افزایش دهید یا عرضه بیشتر روسیه را هدایت کنید. از ذخایر استراتژیک استفاده کنید: ذخایر پکن با بیش از 900 میلیون بشکه، پوشش واردات ماه‌ها را فراهم می‌کند. تنوع‌بخشی به انرژی: سرعت بخشیدن به گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر، گاز طبیعی و خودروهای برقی برای کاهش وابستگی به نفت.   برای تهران، از دست دادن بازار چین ویرانگر خواهد بود. چین تقریباً تمام صادرات نفت خود را به خود اختصاص می‌دهد. بدون این بازار، ایران با بحران مالی، فشار ارزی و وابستگی عمیق‌تر به شبکه‌های غیرقانونی مواجه خواهد شد.   تهران می‌تواند مجبور به تخفیف‌های بیشتر به قاچاقچیان یا معاملات پایاپای ناامیدانه شود که این امر درآمدهای دولت را در زمان رکود اقتصادی بیشتر کاهش می‌دهد. از نظر استراتژیک، ایران نفوذ خود را از دست خواهد داد، زیرا همکاری آن با پکن عمدتاً بر پایه نفت بنا شده است.   وابستگی متقابل سلاح‌گونه   قطع کامل جریان نفت تهران، مثلث ایالات متحده-چین-ایران را دوباره تنظیم خواهد کرد. برای پکن، این امر بر دامنه قدرت تحریم‌های ایالات متحده تأکید می‌کند، اما همچنین تلاش‌ها برای دلارزدایی و تنوع‌بخشی را تسریع می‌کند. برای تهران، این به معنای از دست دادن فلج‌کننده آخرین مشتری اصلی آن خواهد بود.   با این حال، پیامدهای آن فراتر از اقتصاد است. بازگشت تحریم‌ها، چین را در رویارویی مستقیم با رژیم تحریم‌های واشنگتن قرار می‌دهد و فضای محدود پکن برای مانور در برابر سلطه مالی آمریکا را آشکار می‌کند. اعمال اخیر تعرفه‌های ۵۰ درصدی دولت ترامپ بر کالاهای هندی به دلیل خرید نفت تحریم‌شده روسیه، تیر خلاصی بر کمان پکن در برابر ایران است.   این موضوع همچنین می‌تواند تمایل چین برای محافظت دیپلماتیک از ایران را آزمایش کند، چه با لابی‌گری در شورای امنیت سازمان ملل یا تلاش برای تضعیف اجرای تحریم‌ها از طریق نهادهای جایگزین.چنین مانورهایی شکاف استراتژیک بین واشنگتن و پکن را عمیق‌تر می‌کند، در حالی که اگر چین در نهایت ثبات را در روابط گسترده‌تر خود با ایالات متحده در اولویت قرار دهد، تهران را منزوی‌تر می‌کند.   نتیجه این خواهد بود که چین با هزینه‌های ورودی بالاتر روبرو می‌شود، در حالی که ایران بیشترین ضربه را از مهم‌ترین صادرات خود متحمل می‌شود. در ژئوپلیتیک انرژی امروز، شریان‌های حیاتی می‌توانند شکننده باشند و به سرعت به سلاح تبدیل شوند.

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

95423
0