خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، درخواست محمد بنسلمان از دونالد ترامپ برای حمله مستقیم به حوثیها، فقط واکنشی به تحولات جنگ یمن نیست. پشت نگرانی تازه ریاض، مسئله بزرگتری قرار دارد؛ امنیت مسیری که قرار بود در روزهای بحران هرمز، راه جایگزین صادرات نفت عربستان باشد.
اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، اهمیت خط لوله شرق–غرب عربستان را افزایش داده است. این خط، نفت مناطق شرقی عربستان را به ساحل دریای سرخ منتقل میکند تا از پایانه ینبع صادر شود و به ریاض اجازه میدهد بخشی از صادرات خود را بدون عبور از هرمز ادامه دهد. با این حال، افزایش ناامنی در جنوب دریای سرخ اکنون همان مزیت را نیز در معرض فشار قرار داده است.
فرار نفت سعودی از هرمز
بخش بزرگی از تولید و زیرساخت نفت عربستان در شرق این کشور قرار دارد و مسیر معمول صادرات آن به بازارهای آسیایی از تنگه هرمز عبور میکند. برای کاهش این وابستگی، عربستان سالهاست از خط لوله شرق–غرب استفاده میکند؛ زیرساختی که نفت را از شرق کشور به ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند و امکان صادرات بدون عبور از هرمز را فراهم میسازد.
این مسیر در شرایط عادی یک گزینه مکمل است، اما زمانی که عبور از هرمز مختل میشود، نقش آن از یک مسیر جایگزین به بخشی از امنیت انرژی عربستان تغییر میکند. مشکل اینجاست که انتقال نفت به دریای سرخ فقط ریسک هرمز را حذف میکند و برای رساندن محمولهها به بازارهای غربی، نفتکشها همچنان باید از بابالمندب عبور کنند.
حوثیها به گلوگاه دوم نزدیک شدند
پیشروی حوثیها در ساحل غربی یمن از همین زاویه برای ریاض اهمیت پیدا کرده است. هرچه میدان درگیری به مناطق مشرف به بابالمندب نزدیکتر شود، ریسک کشتیرانی در جنوب دریای سرخ افزایش مییابد و مزیت مسیری که عربستان برای دورزدن هرمز در اختیار دارد، تحت فشار بیشتری قرار میگیرد.
جغرافیای صادرات نفت عربستان در چنین شرایطی شکل متفاوتی پیدا میکند؛ در شرق، هرمز قرار دارد که عبور نفت از آن با اختلال روبهرو شده و در غرب، دریای سرخ قرار گرفته که مسیر جایگزین صادرات سعودی است، اما خروجی جنوبی آن به بابالمندب وابسته است. به این ترتیب، نفتی که برای دورزدن ریسک هرمز به سمت غرب منتقل میشود، در ادامه مسیر با ریسک گلوگاه دیگری مواجه خواهد شد.
چرا بنسلمان دو بار تماس گرفت؟
اکسیوس گزارش داده محمد بنسلمان روز پنجشنبه دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفته و خواستار حمله مستقیم آمریکا به حوثیها شده است. ترامپ این درخواست را نپذیرفته و مقامهای آمریکایی نیز گفتهاند واشنگتن در مقطع فعلی برنامهای برای ورود مستقیم به این جنگ ندارد.
اهمیت این تماسها بیش از آنکه در پاسخ ترامپ باشد، در تغییر محاسبات ریاض دیده میشود. عربستان طی سالهای اخیر تلاش کرده بود پرونده حوثیها را بدون بازگشت به یک جنگ گسترده مدیریت کند، اما نزدیکشدن ناامنی به مسیرهای دریایی که اکنون اهمیت بیشتری برای صادرات نفت سعودی پیدا کردهاند، هزینه ادامه این سیاست را افزایش داده است.
حوثیها نیازی به بستن تنگه ندارند
برای تحت فشار قرار دادن مسیر دریای سرخ عربستان، حوثیها الزاماً نیازی به بستن کامل بابالمندب ندارند. در بازار کشتیرانی، افزایش ریسک پیش از بستهشدن یک آبراه اثر اقتصادی خود را نشان میدهد؛ احتمال حمله میتواند حق بیمه جنگ را بالا ببرد، کرایه نفتکشها را افزایش دهد و برخی مالکان کشتی را به انتخاب مسیرهای طولانیتر وادار کند.
بنابراین اهرم حوثیها تنها در توان نظامی برای مسدودکردن بابالمندب خلاصه نمیشود. اگر حضور آنها در ساحل غربی یمن هزینه و ریسک عبور نفتکشها را افزایش دهد، بخشی از مزیت اقتصادی و امنیتی مسیر دریای سرخ عربستان بدون بستهشدن کامل تنگه کاهش خواهد یافت.
دو گلوگاه مقابل نفت عربستان
مزیت مهم عربستان نسبت به بسیاری از تولیدکنندگان خلیج فارس، دسترسی همزمان به خلیج فارس و دریای سرخ است. همین جغرافیا به ریاض اجازه میدهد در زمان بحران هرمز، بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق–غرب به ینبع منتقل کند و از مسیر دیگری به بازار برساند.
این مزیت اما یک شرط اساسی دارد؛ دریای سرخ باید امن بماند. اگر ناامنی در هرمز و بابالمندب همزمان تشدید شود، مسیر اصلی صادرات عربستان در شرق و مسیر جایگزین آن در غرب هر دو با افزایش ریسک مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، تحولات یمن دیگر فقط یک پرونده امنیتی در همسایگی عربستان نیست و مستقیماً به امنیت صادرات نفت این کشور متصل میشود.
ترامپ چرا «نه» گفت؟
پاسخ منفی ترامپ نیز در همین معادله قابل بررسی است. آمریکا همزمان با تشدید تنشهای خلیج فارس با افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی روبهرو شده و بازکردن یک جبهه مستقیم دیگر علیه حوثیها میتواند دامنه جنگ و ریسک بازار انرژی را بیشتر کند.
واشنگتن از یک طرف به امنیت هرمز، بابالمندب و مسیرهای انتقال انرژی نیاز دارد و از طرف دیگر، ورود مستقیم به جنگ یمن میتواند همان امنیتی را که آمریکا به دنبال حفظ آن است، بیشتر تهدید کند. همین تناقض، هزینه پذیرش درخواست ریاض برای دولت ترامپ را افزایش داده است.
بیمه نفتی عربستان زیر فشار
خط لوله شرق–غرب و پایانه ینبع برای عربستان یک مزیت ژئوپلیتیکی ساختهاند؛ امکان انتقال بخشی از نفت مناطق شرقی به دریای سرخ و کاهش وابستگی به هرمز. بحران اخیر دقیقاً همان شرایطی است که ارزش این زیرساخت باید خود را نشان دهد، اما افزایش ریسک در بابالمندب اکنون امنیت ادامه همین مسیر را نیز زیر سؤال برده است.
از این زاویه، دو تماس محمد بنسلمان با ترامپ معنایی فراتر از تحولات میدان جنگ یمن پیدا میکند. نگرانی ریاض فقط پیشروی حوثیها نیست؛ عربستان میبیند مسیری که قرار بود نفت این کشور را از بحران هرمز نجات دهد، در انتهای خود به گلوگاهی رسیده که امنیت آن نیز دیگر تضمینشده نیست.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.