refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

پیامدهای تجاری بسته شدن تنگه هرمز


۰ ۵۰ ۰ ۱۴۰۴/۰۶/۰۴ ۰۲:۱۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میز نفت، اکثر صادرکنندگان خلیج فارس در خاورمیانه هنوز به این تنگه وابسته هستند، اما 50 درصد از بشکه‌های نفت خام صادراتی مسیرهای ترانزیت جایگزین دارند و چند مسیر جدید  در حال توسعه است که تأثیرات احتمالی قیمت بسته شدن تنگه بر بازارهای جهانی را کاهش می‌دهد. این شرایط، تأثیر هرگونه بسته شدن تنگه در آینده را در سطح جهانی و در منطقه نسبت به اکنون کاهش می‌دهد. با این حال، ایران همچنین در حال ایجاد تاب‌آوری است و بستن تنگه را به تاکتیکی مناسب‌تر برای تهران در هرگونه درگیری منطقه‌ای آینده تبدیل می‌کند. به هر ترتیب، آخرین راهکار دفاعی ایران بستن هرمز خواهد بود، زیرا تأثیر انجام این کار همچنان برای اقتصاد خود و همسایگانش قابل توجه خواهد بود. اگر این تنگه غیرقابل عبور شود، حداقل ۲۰ درصد از عرضه جهانی ال ان جی در خلیج فارس مسدود خواهد شد، در حالی که اختلال شدید در حمل و نقل کانتینری و فله‌ای، به میزان چشمگیری بر عرضه کالاهای مصرفی روزانه و مواد غذایی در تمام کشورهای ساحلی خلیج فارس تأثیر خواهد گذاشت.   کاهش آستانه تحمل تهران تلاش برای بستن تنگه توسط ایران، یک خودزنی اقتصادی قابل توجه برای تهران خواهد بود، چرا که روابط دیپلماتیک نسبتاً خوب با کشورهای عربی خلیج فارس را خدشه‌دار کرده و واکنش شدید نظامی ایالات متحده را برمی‌انگیزد. بزرگترین پایانه صادراتی ایران در جزیره خارک، در شمال خلیج فارس، قرار دارد که حدود ۹۰ درصد از نفت خام ایران از آنجا صادر می‌شود. بستن تنگه، درآمدهای فعلی دولت ایران را ۳۵ درصد کاهش می‌دهد. در طول جنگ اسرائیل و ایران در ماه ژوئن، ما ارزیابی کردیم که ایران فقط در صورتی که احساس کند موجودیتش در معرض تهدید است، اقدام به بستن تنگه خواهد کرد. تضعیف همسایگان عرب خلیج فارس راهکاری برای جلوگیری از تضعیف خواهد بود. به یاد داشته باشد که تهران حتی پس از هدف قرار گرفتن سه تأسیسات هسته‌ای خود توسط ایالات متحده در ۲۲ ژوئن، به دنبال بستن تنگه هرمز نبود. در عوض، حمله‌ای برنامه‌ریزی‌شده به پایگاه نظامی ایالات متحده در العدید قطر انجام داد و براساس گزارش‌ها، از قبل به قطر و ایالات متحده اطلاع داده بود. پیش از تلاش برای بستن تنگه هرمز در هر سناریوی درگیری مشابه در آینده، ایران گزینه‌های مختلفی دارد که احتمالاً ابتدا آنها را نظیر حمله به پایگاه‌ها و دارایی‌های دریایی ایالات متحده و همچنین تأسیسات تولید نفت خلیج فارس به کار خواهد گرفت. ایران تنها کشوری نیست که تحت تأثیر بستن تنگه قرار می‌گیرد. کشورهای عربی خلیج فارس که نفت خام تولید می‌کنند، به شدت به این آبراه وابسته هستند. مجموع جریان نفت خام، میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی تصفیه شده از خلیج فارس، یک بشکه از هر پنج بشکه مصرفی دنیا در روز را تشکیل می‌دهد. براساس گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، مصرف جهانی به طور متوسط در سال 2025 میلادی به 103.5 میلیون بشکه در روز خواهد رسید و در سال 2026 میلادی نیز به 105 میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت. عربستان سعودی بزرگترین صادرکننده طلای سیاه است و تخمین زده می‌شود که 5.5 میلیون بشکه در روز را از طریق این آبراه به بازارهای صادراتی عمدتاً آسیایی ارسال می‌کند. برخی از کشورهای خلیج فارس، از جمله ایران، در حال حاضر برای کاهش وابستگی خود به این تنگه اقدام می‌کنند. این وضعیت، در کنار حمله بی‌سابقه به العدید، به این معنی است که تصمیم آینده ایران برای بستن تنگه هرمز، محاسبه آسان‌تری خواهد بود. در ایران، پروژه‌ای برای توسعه یک تأسیسات صادرات یک میلیون بشکه نفت خام در روز در جاسک، در جنوب تنگه هرمز، در دست اجرا است که این گلوگاه را دور می‌زند. قرار است پایانه جاسک در ۹ ماه آینده با ظرفیت ۱ میلیون بشکه در روز به بهره‌برداری برسد. این امر گزینه‌ای را برای تغییر مسیر بیشتر صادرات تقریباً ۱.۴ میلیون بشکه‌ای ایران ایجاد کرده و تأثیر خودخواسته ایران در استفاده از نفت به عنوان سلاح را کاهش می‌دهد و بنابراین آستانه بررسی ایران برای استفاده از بستن تنگه هرمز به عنوان تاکتیکی برای فشار بر سایر بازیگران منطقه‌ای در یک درگیری آینده را کاهش می‌دهد.   تأثیر فراتر از ایران؛ عربستان و امارات متحده عربی اقتصادهای نفتی عربستان سعودی و امارات متحده عربی می‌توانند با تغییر مسیر جریان نفت خام از تحقق بدترین سناریو هرگونه تلاش برای بستن تنگه هرمز جلوگیری کنند، اما آنها بدون آسیب نخواهند ماند و درمی یابند که موازنه  محصولات پالایشی و ال ان جی آنها تحت تأثیر قرار گرفته است. با این حال، از بین تمام کشورهایی که از این آبراه استفاده می‌کنند، تنها عربستان سعودی و امارات متحده عربی مسیرهای صادراتی جایگزین دارند: پادشاهی عربستان سعودی خط لوله شرق-غرب با ظرفیت ۵ میلیون بشکه در روز و امارات متحده عربی خط لوله حبشان-فجیره که با نام  ADCOP  نیز شناخته می‌شود با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز را در اختیار دارد که نفت خام استخراج شده در خشکی را به آنسوی تنگه هرمز  منتقل می‌کند. با تخمین استفاده از ۱۰ تا ۳۵ درصد از خط لوله شرق-غرب در ژوئن ۲۰۲۵ میلادی، عربستان سعودی تنها کشوری خواهد بود که می‌تواند تضمین کند که در صورت درگیری که منجر به بسته شدن تنگه شود، بیشتر صادراتش همچنان در دسترس خواهد بود، حتی اگر تانکرها برای رسیدن به خریداران مجبور به تغییر مسیر از خلیج فارس به دریای سرخ شوند. با نرخ استفاده فعلی ۷۳ درصد، خط لوله حبشان-فجیره بیشتر صادرات امارات متحده عربی را انجام می‌دهد در ماه‌های اخیر، شرکت ادنوک، صادرات مخلوط موربان خود را که در میدان ساحلی همنام در حبشان تولید می‌شود، در اولویت قرار داده است، اما هرگونه اختلال در تنگه مانع از انتقال حجم نفت خام تولید شده می‌شود. امارات متحده عربی یک خط لوله دوم با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز از رویس به فجیره نیز در دست ساخت دارد که قرار است در سال ۲۰۲۷ میلادی عملیاتی شود و - همراه با خط لوله حبشان-فجیره - با ایجاد گزینه‌ای برای انتقال حجم تولید شده از ساحل، ظرفیت صادرات تقریباً ۲ میلیون بشکه در روز کل امارات متحده عربی را تضمین می‌کند.   کویت، بحرین، قطر و عراق با اجرای سناریوی احتمالی تهران، بسیاری از کشورهای کوچک‌تر عرب خلیج فارس باید صادرات خود را متوقف کنند. دولت های کویت، بحرین، قطر و عراق برای تمام صادرات خود کاملاً به این تنگه راهبردی وابسته هستند. عراق - دومین تولیدکننده بزرگ منطقه - خط لوله‌ای با ظرفیت ۴۵۰ هزار بشکه در روز از طریق کردستان به ترکیه دارد، اما اختلافات سیاسی این مسیر را در مارس ۲۰۲۳ میلادی بسته است. در غیاب اراده سیاسی، حل و فصل این انسداد بعید به نظر می رسد و این خط لوله در آینده در معرض اختلافات میان دولت‌های فدرال و اقلیم کردستان قرار خواهد گرفت. سه کشور دیگر عضو شورای همکاری خلیج فارس هیچ قصد اعلام‌شده‌ای برای توسعه مسیرهای جایگزین‌های صادرات نفت خود ندارند و آنها را در معرض اختلالات آینده قرار می‌دهد. همچنین بعید است مسیرهای صادراتی جایگزین احتمالی عراق حداقل در سه تا پنج سال آینده به ثمر برسد. مالکیت قطر در کنار ایران بر بزرگترین میدان گاز طبیعی جهان (که در قطر به عنوان میدان شمالی و در ایران به عنوان پارس جنوبی شناخته می‌شود) و تصمیم این کشور برای تبدیل شدن به رهبر بازار ال ان جی، ثروت فوق‌العاده‌ای را برای این کشور ایجاد کرده است. قطر سومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد و دومین صادرکننده بزرگ گاز طبیعی مایع در جهان است که 20 درصد از بازار را تأمین می‌کند. تمام صادرات ال ان جی قطر از طریق دریا به بازارهای جهانی منتقل می‌شود. این کشور یک گزینه صادرات کوتاه‌مدت دارد: خط لوله دلفین با ظرفیت ۲.۶ میلیارد فوت مکعب که قطر را به امارات متحده عربی متصل می‌کند، اما فراتر نمی‌رود. تأسیسات صادراتی موجود امارات متحده عربی در جزیره داس در صورت بسته شدن تنگه هرمز قطع خواهد شد و ادنوک، رویس را به جای فجیره برای پروژه توسعه ترمینال صادراتی خود در سال ۲۰۲۳ میلادی انتخاب کرد، به این معنی که تمام ظرفیت صادرات ال ان جی آنها در داخل خلیج فارس محبوس خواهد شد. با افزایش صادرات ال ان جی امارات متحده عربی و راه‌اندازی توسعه میدان شمالی قطر، این شرایط پتانسیل محبوس شدن سهم بیشتری از تقاضای بازار صادرات جهانی را در صورت بسته شدن تنگه افزایش می‌دهد.   نگاهی به مهمترین قربانیان بازار انرژی دنیا   بازارهای آسیایی اکثریت قریب به اتفاق صادرات انرژی از کشورهای ساحلی خلیج فارس - چه نفت خام، محصولات پالایش شده یا گاز طبیعی - را دریافت می‌کنند و در صورت بسته شدن تنگه، شوک عرضه قابل توجهی را تجربه خواهند کرد. این شرایط می‌تواند تا حدودی بر قیمت‌های نفت پایه تأثیر بگذارد، اما اینکه آیا این تأثیر یک شوک قیمتی قابل توجه و پایدار خواهد بود یا خیر، کاملاً به سایر عوامل برون‌زا بستگی دارد: فعالیت اقتصادی جهانی و میزان نفت موجود در مخازن شناور و ذخایر ملی که می‌توانند فعال شوند.   براساس آخرین داده‌های کامل از سال ۲۰۲۳ میلادی، ایالات متحده تنها ۱۰ درصد از واردات روزانه ۸.۵۱ میلیون بشکه‌ای خود را از کشورهای خلیج فارس وارد می‌کند که ۹۰ درصد آن از عربستان سعودی و عراق تامین می گردد. دولت فدرال می‌تواند در مواقع اضطراری بشکه‌ها را از جاهای دیگر، از جمله ذخایر استراتژیک خود، تأمین کند - بنابراین بستن این آبراه، شکل کم‌اثرتری از اهرم اقتصادی و سیاسی است که به‌ صورت خاص ایالات متحده را در هر درگیری هدف قرار می‌دهد. تنها وسیله‌ای که ایران یا هر کشور دیگری برای تأثیرگذاری بر پاسخ رئیس جمهور ایالات متحده به یک درگیری منطقه‌ای دارد، از طریق افزایش شدید قیمت‌های جهانی نفت است - اما پیش‌بینی دقیق نحوه واکنش بازار بسیار دشوار است. با توجه به اینکه تقریباً ۵۰ درصد از حجم صادرات منطقه‌ای از قبل توسط اولین و سومین تولیدکنندگان بزرگ عرب خلیج فارس - عربستان سعودی و امارات متحده عربی - از طریق روش‌های جایگزین قابل تغییر مسیر هستند، محتمل است که این راه‌حل‌ها بتوانند هرگونه واکنش قیمتی در بازارها را سرکوب کنند. باید دانست که هزینه - چه به معنای واقعی کلمه و چه نمادین - بسته شدن تنگه هرمز برای اروپا و ایالات متحده با گذشت زمان به‌ میزان چشمگیری کاهش یافته است. هیچ خطری برای شوک مشابه تحریم نفتی ۱۹۷۳ وجود ندارد. در نهایت، درست مانند سال ۱۹۷۳ میلادی، قطع منابع انرژی از منطقه در واقع بیشترین آسیب را به کشورهای منطقه خواهد زد. اما این به تنهایی برای جلوگیری از باقی ماندن این گزینه به عنوان یک تاکتیک در جنگ کافی نخواهد بود.   تأثیر بر واردات   به دلیل اتکای ایران و سایر کشورهای ساحلی به تنگه هرمز برای واردات، از جمله مواد غذایی - که همچنان یک آسیب‌پذیری استراتژیک برای همه است – شاهد تردید بیشتر در اجرای سناریوی تهران خواهیم بود. با وجود ظرفیت پالایش داخلی، تهران به واردات محصولات پالایش‌شده - بنزین، گازوئیل و سایر سوخت‌ها - که همگی برای هر کشوری در زمان جنگ مهم هستند، وابسته است. خودکفایی نسبی کشاورزی ایران، تأثیر فوری هرگونه محاصره خودخواسته را کاهش می‌دهد، اما تأسیسات بزرگ‌تر حمل بار آن در بندرعباس (که در تنگه قرار دارد) همچنان قطع خواهد شد. برخلاف نحوه جبران صادرات نفت خام توسط جاسک، بندر توسعه‌نیافته چابهار در خلیج عمان نمی‌تواند حجم صادرات بندرعباس را جبران کند.به همین ترتیب، کشورهای خلیج فارس محصولات پالایش‌شده و اغلب ال ان جی را برای جبران تعادل انرژی خود وارد می‌کنند. فراتر از انرژی، تلاش برای تعطیلی، مسیرهای حمل و نقل کانتینری و فله را به شدت مختل می‌کند و حرکت همه چیز را از کالاهای مصرفی و غلات گرفته تا فولاد برای پروژه‌های ساختمانی متوقف می‌کند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دلیل ذخایر بزرگ غلات موجود یا برنامه‌ریزی‌شده در سواحل دریای سرخ و خلیج عمان و همچنین بنادر حمل و نقل فله‌ای که به فعالیت خود ادامه خواهند داد، در برابر ناامنی غذایی ناشی از تعطیلی طولانی‌مدت، آسیب‌پذیری کمتری دارند. با این حال، حمل و نقل زمینی از طریق راه آهن یا جاده از این سواحل به جمعیت‌های ساکن در خلیج فارس نمی‌تواند به طور کامل جایگزین ظرفیت ارائه شده توسط کشتیرانی شود. در همین حال، مقامات قطر، کویت و عراق همگی اظهار می‌کنند که کشورهای متبوعشان ذخایر غذایی حدود شش ماه را دارند یا در حال توسعه آن هستند، اما به دلیل کمبود بنادر غیر خلیج فارس، در صورت تعطیلی طولانی مدت، با وضعیت حادتری برای تأمین مجدد ذخایر کاهش یافته روبرو خواهند شد.   توقف کامل؟ بعید است   احتمالاً تلاش برای محاصره تنگه توسط ایران، ترافیک دریایی را به صورت کامل متوقف نخواهد کرد. در حالی که خطوط کشتیرانی بزرگ از تنگه استفاده نخواهند کرد، مالکان کوچک‌تر از این فرصت برای تجارت استفاده خواهند کرد، همانطور که از زمان آغاز حملات دریایی حوثی‌ها در دریای سرخ در نوامبر 2023 میلادی در غرب شبه جزیره عربستان چنین وضعیتی مشاهده شده است. کشتی‌های غول پیکر، متعلق به بزرگترین خطوط دنیا، احتمالاً با کشتی‌های تغذیه کننده کوچکتری که به دنبال پر کردن این شکاف هستند، جایگزین می‌شوند و چنین وضعیتی  به این معنی است که کل تناژ عبوری از تنگه از بین نمی‌رود.   منبع: controlrisks  

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

95419
0