خبرگزاری میز نفت:
وحید حاجی پور | «حقیقت را که تبعید کنی، خطا را به قدرت رساندهای.» برای درک این عبارت باید به گذشته سفر کرد؛ به سالهایی که نگاهها به تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای بانکی و کاهش درآمدهای نفتی دوخته شده بود. از افت ارزش پول ملی، تورم، کاهش سرمایهگذاری و گسترش فقر سخن میگوییم؛ اما ریشه بسیاری از این مشکلات را باید در تحریمی عمیقتر جستوجو کرد؛ تحریم حقیقت.
تحریم حقیقت فقط به معنای حذف یک گزارش یا خاموش کردن صدای منتقد نیست؛ این پدیده، نظام تصمیمگیری را از دسترسی به واقعیت محروم میکند. داده جای خود را به شعار میدهد، هشدارها با برچسب «سیاهنمایی» کنار گذاشته میشوند و روایت مطلوب بر تحلیل دقیق غلبه میکند. نتیجه آن است که تصویر ذهنی تصمیمگیر، آرامآرام جای واقعیت کشور را میگیرد.
تحریم حقیقت چگونه نظام تصمیمگیری را فرسوده میکند؟
خسارت تحریمهای اقتصادی را میتوان با اعداد و شاخصهای اقتصادی اندازه گرفت؛ اما آثار تحریم حقیقت بهسادگی قابل محاسبه نیست. این تحریم ابتدا قدرت تشخیص را از بین میبرد و سپس تصمیمهای نادرست را با ظاهری مطمئن و قطعی به اجرا میرساند. نخستین قربانی تحریم حقیقت، عقل تصمیمگیری است.
سالها گزارههایی مانند «تحریم اثری ندارد»، «راه دور زدن تحریمها را میدانیم» یا «اقتصاد با فشار خارجی سازگار شده است» بارها تکرار شد. این روایتها بیش از آنکه به حل مسئله کمک کنند، صورت مسئله را تغییر دادند. پرسش اصلی دیگر درباره علت تحریم و هزینه ادامه آن نبود؛ بلکه جامعه به سمت پذیرش و تحمل بحران سوق داده شد.
دور زدن تحریم، جایگزین رفع تحریم نیست
دور زدن تحریم ممکن است بخشی از درآمد کشور را در مقاطعی حفظ کند، اما هیچ مسیر غیررسمی نمیتواند جای تجارت عادی، دسترسی به شبکه بانکی بینالمللی، جذب سرمایهگذاری خارجی و فروش نفت بدون تخفیف را بگیرد.
زمانی که یک راهکار اضطراری به سیاست دائمی تبدیل میشود، هزینه واقعی آن از نگاه افکار عمومی پنهان میماند. موفقیتهای مقطعی بهعنوان نشانه بیاثر بودن تحریمها معرفی میشوند، در حالی که هزینه اصلی همچنان بر دوش اقتصاد و معیشت مردم باقی میماند.
تحریم حقیقت، حصار توهم میسازد
ادامه این روند، میان واقعیت و تصمیمگیران فاصله ایجاد میکند. گزارشهای گزینشی، روایتهای اطمینانبخش و تحلیلهای بیصورتحساب به تدریج حصاری از توهم میسازند؛ حصاری که در آن آمارهای ناخوشایند بیاعتبار جلوه میکنند، هشدارها اغراقآمیز خوانده میشوند و نقد سیاستها به مخالفت با منافع ملی تعبیر میشود.
هرچه این فاصله بیشتر شود، اصلاح سیاستها دشوارتر خواهد شد و هزینه بازگشت به واقعیت افزایش مییابد.
انکار واقعیت، بحران را از بین نمیبرد
وقتی حقیقت کنار گذاشته میشود، زبان سیاست نیز دچار دگرگونی میشود. بیان هزینهها «خودتحریمی» نام میگیرد، هشدار درباره خطرها «ناامیدسازی» تلقی میشود و درخواست اصلاح سیاستها بهعنوان نشانه ضعف معرفی میشود؛ در حالی که پذیرش واقعیت، نخستین گام برای دفاع از منافع ملی است.
برچسب زدن به آمار، واقعیت را تغییر نمیدهد و متهم کردن منتقد، پیامدهای یک تصمیم اشتباه را از بین نمیبرد. کسی که آینه را مقصر میداند، چهره خود را تغییر نمیدهد؛ فقط امکان دیدن حقیقت را از دست میدهد.
هیچ تصمیم درستی بدون حقیقت گرفته نمیشود
هیچ پزشکی با پنهان کردن نتیجه آزمایش بیماری را درمان نمیکند. هیچ فرماندهای با نادیده گرفتن توان دشمن به پیروزی نمیرسد و هیچ سیاستگذاری نیز با حذف واقعیت، بحران را حل نمیکند. پذیرش حقیقت ممکن است پرهزینه باشد، اما هزینه اصلاح همیشه کمتر از بهای ادامه خطاست.
بازگشت حقیقت، شرط اصلاح اقتصاد ایران
خروج ایران از چرخه تحریم، رکود و کاهش رفاه پیش از هر چیز به بازگشت حقیقت به اتاق تصمیمگیری نیاز دارد؛ آماری بدون آرایش، تحلیلی بدون ملاحظه سیاسی و نقدی بدون هراس از برچسب.
سیاستگذار باید آثار تصمیمها را پیش از اجرا ببیند، هزینه هر انتخاب را صادقانه محاسبه کند و مسئولیت نتایج را نیز بپذیرد؛ در غیر این صورت، خطا تنها با ظاهری جدید تکرار خواهد شد.
تحریم نفت درآمد کشور را کاهش میدهد و محدودیتهای بانکی تجارت را دشوار میکند؛ اما تحریم حقیقت توان تشخیص، اصلاح و آیندهسازی را از میان میبرد. حتی اگر فشارهای خارجی روزی پایان یابد، نظام تصمیمگیری محروم از واقعیت، دوباره بحرانهای تازه تولید خواهد کرد.
تحریم حقیقت، مادر همه تحریمهاست؛ زیرا پیش از آنکه مسیر فروش نفت یا انتقال پول مسدود شود، راه ورود واقعیت به ذهن تصمیمگیر را میبندد.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.