خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، در شطرنج، ارزش یک مهره فقط به قدرت حمله آن نیست؛ به این است که حریف نتواند برایش جایگزین پیدا کند. تنگه هرمز نیز سالها یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران بوده است، اما هر اقدامی که کشورهای منطقه را به توسعه مسیرهای جایگزین سوق دهد، بهتدریج از ارزش این مزیت راهبردی میکاهد؛ حتی اگر این آبراه همچنان باز و قابل استفاده باقی بماند.
گلدمن ساکس؛ انتقال ۵ میلیون بشکه نفت به خطوط لوله
بر اساس برآورد گلدمن ساکس، از زمان آغاز جنگ، انتقال نفت از خطوط لوله جایگزین تنگه هرمز حدود ۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. این رقم فقط یک آمار نیست؛ بلکه نشان میدهد بخشی از صادرات نفت خلیج فارس بهتدریج از مسیر دریا به خشکی منتقل میشود و وابستگی بازار جهانی به عبور از تنگه هرمز کاهش مییابد.
کشورهای منطقه چگونه تنگه هرمز را دور میزنند؟
این تحول محصول تصمیمی مقطعی نیست. عربستان سعودی سالهاست ظرفیت خط لوله شرق به غرب را توسعه میدهد تا نفت خود را از بندر ینبع در دریای سرخ صادر کند. امارات نیز با توسعه خط لوله حبشان–فجیره، بخشی از صادرات نفت خود را به ساحل دریای عمان منتقل کرده است.
در همین حال، عراق نیز بار دیگر مسیرهای صادراتی از طریق ترکیه، اردن و سوریه را در دستور کار قرار داده است. افزایش ریسک عبور از تنگه هرمز، تنها سرعت اجرای این پروژهها را بیشتر کرده است.
ریسک تنگه هرمز، سرمایه را به سمت خطوط لوله میبرد
در بازار انرژی، سرمایه از ریسک گریزان است. هر بار که احتمال اختلال در یک مسیر افزایش مییابد، سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین نیز توجیه اقتصادی بیشتری پیدا میکند.
به همین دلیل، تهدیدهای مکرر علیه تنگه هرمز فقط واکنش سیاسی ایجاد نمیکند؛ بلکه میلیاردها دلار سرمایه را به سمت ساخت خطوط لوله، پایانههای صادراتی و زیرساختهای جدید انرژی هدایت میکند؛ زیرساختهایی که هدف آنها کاهش وابستگی به این گذرگاه است.
آیا تنگه هرمز اهمیت خود را از دست میدهد؟
پاسخ منفی است. تنگه هرمز همچنان مهمترین گلوگاه انتقال انرژی جهان باقی خواهد ماند و بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکند.اما اهمیت ژئوپلیتیکی یک مسیر، عددی ثابت نیست. هر بشکهای که از مسیر دیگری صادر شود، از انحصار آن میکاهد و همین کاهش انحصار، بهتدریج قدرت چانهزنی را نیز تغییر میدهد.
اشتباه راهبردی زمانی رخ میدهد که یک ابزار بازدارنده، خود به عاملی برای کاهش اثرگذاریاش تبدیل شود.اگر کشورهای منطقه به این جمعبندی برسند که با توسعه خطوط لوله جایگزین میتوانند بخش بیشتری از صادرات نفت خود را بدون عبور از تنگه هرمز انجام دهند، طبیعی است که سرمایهگذاری در این پروژهها با سرعت بیشتری ادامه یابد.
در چنین شرایطی، حتی اگر تنگه هرمز هرگز بسته نشود، ارزش راهبردی آن نسبت به گذشته کاهش خواهد یافت؛ زیرا بازار جهانی دیگر مانند گذشته به این مسیر وابسته نخواهد بود.
حفظ مزیت، مهمتر از استفاده از آن
از همین منظر، تأکید برخی جریانهای سیاسی بر اینکه «بستن تنگه هرمز» یا حتی «تهدید دائمی به بستن آن» مهمترین برگ برنده ایران است، نیازمند بازنگری است.
یک مزیت راهبردی زمانی ارزشمند است که دیگران نتوانند برای آن جایگزین بسازند. اگر رفتار ما، رقبای منطقهای را به سمت توسعه سریعتر خطوط لوله صادرات نفت سوق دهد، در عمل به تضعیف همان اهرمی کمک کردهایم که قرار بود قدرت بازدارندگی کشور را افزایش دهد.
در سیاست خارجی، حفظ یک مزیت گاهی مهمتر از استفاده از آن است. تنگه هرمز تنها یک آبراه بینالمللی نیست؛ بخشی از سرمایه ژئوپلیتیکی ایران است. سرمایهای که اگر برای آن جایگزین ساخته شود، بازگرداندن ارزش از دسترفته آن بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از حفظ آن خواهد بود.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.