خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میز نفت، روابط گرم سیاسی ایران و چین هنوز به جریان پایدار سرمایهگذاری میان دو کشور تبدیل نشده است. مقامهای دو طرف بارها بر توسعه همکاریهای اقتصادی تأکید کردهاند، اما سرمایه شرکتهای چینی بیش از آنکه به ایران برسد، راهی عربستان و امارات شده است. این تفاوت یک پیام روشن دارد: روابط سیاسی خوب، جای امنیت سرمایه و دسترسی بانکی را نمیگیرد.
مهمترین مانع، تحریمهای آمریکاست. ورود یک شرکت چینی به پروژههای بزرگ ایران میتواند دسترسی آن شرکت به بانکها، بیمهها، بازارهای بینالمللی و فناوریهای غربی را به خطر بیندازد. حتی شرکتهایی که علاقهمند به حضور در ایران هستند، باید هزینه احتمالی تحریم ثانویه را در محاسبات خود وارد کنند. برای بنگاههای بزرگ چینی، منافع بازار جهانی معمولاً از سود یک پروژه در ایران بیشتر است.
تحریم، ریسک شرکتهای چینی را بالا برد
تحریم فقط انتقال پول را دشوار نکرده است. تأمین تجهیزات، گشایش اعتبار، بیمه پروژه، انتقال فناوری و بازپرداخت اصل سرمایه نیز با محدودیت روبهرو شدهاند. سرمایهگذار چینی پیش از ورود به یک پروژه باید بداند سرمایه و سود خود را از چه مسیری خارج میکند. نبود پاسخ روشن به این پرسش، جذابترین پیشنهادهای ایران را نیز کماثر میکند.
رفتار چین در این زمینه کاملاً اقتصادی است. پکن ممکن است در مواضع سیاسی با تحریمهای یکجانبه آمریکا مخالفت کند، اما بانکها و شرکتهای چینی ریسک تحریم را نادیده نمیگیرند. مخالفت سیاسی چین با تحریم به معنای آمادگی شرکتهای این کشور برای پرداخت هزینه تحریم نیست.
FATF حلقه دوم محدودیتها
قرارداشتن ایران در فهرست سیاه FATF نیز هزینه مبادلات مالی را افزایش داده است. بانکهای چینی برای همکاری با ایران باید کنترلهای بیشتری اعمال کنند و با ریسکهای حقوقی و اعتباری بالاتری روبهرو شوند. در چنین شرایطی، انتقال منابع مالی از کانالهای رسمی دشوارتر، طولانیتر و گرانتر میشود.
البته FATF جای تحریم را نمیگیرد و حل آن نیز بهتنهایی مسیر سرمایهگذاری خارجی را باز نمیکند. تحریمهای آمریکا همچنان مانع اصلی باقی میماند. با این حال، همزمانی تحریمهای خارجی با محدودیتهای ناشی از FATF، حلقه مالی پیرامون ایران را تنگتر کرده است.
مقصد سرمایه چین تغییر کرد
در مقابل، عربستان و امارات مسیرهای بانکی باز، امکان انتقال سود، دسترسی به بازارهای جهانی و سازوکارهای روشن حقوقی در اختیار سرمایهگذاران قرار دادهاند. شرکت چینی در این کشورها با تهدید تحریم ثانویه یا انسداد منابع مالی روبهرو نیست. به همین دلیل، سرمایهای که میتوانست وارد پروژههای نفت، گاز و زیرساخت ایران شود، به بازارهای کمریسکتر منطقه منتقل شده است.
مسئله اصلی کمبود فرصت اقتصادی در ایران نیست. ایران از ذخایر عظیم نفت و گاز، بازار بزرگ و موقعیت جغرافیایی مهمی برخوردار است. مشکل در امکان اجرای پروژه و تضمین بازگشت سرمایه قرار دارد. تا زمانی که شرکت چینی نتواند پول وارد ایران کند و سود خود را از یک مسیر رسمی و مطمئن بازگرداند، حتی پروژههای سودآور نیز روی کاغذ باقی میمانند.
سیاست گرم، اقتصاد سرد
تجربه همکاری ایران و چین نشان میدهد سرمایه با بیانیه سیاسی حرکت نمیکند. سرمایه به دنبال مسیر بانکی امن، قرارداد قابل اجرا و امکان خروج سود است. ایران در بخش سیاسی روابط گستردهای با چین ساخته، اما زیرساخت مالی این روابط همچنان زیر فشار تحریم و محدودیتهای بانکی قرار دارد.
بنابراین، نرسیدن سرمایه چین را نمیتوان صرفاً به بیمیلی پکن یا ضعف مذاکرات اقتصادی نسبت داد. تحریمهای آمریکا مهمترین عامل افزایش ریسک ایران است و مشکلات بانکی این ریسک را تشدید میکند. تا زمانی که هزینه حضور در ایران از منافع آن بیشتر باشد، شرکتهای چینی نیز راه عربستان، امارات و دیگر بازارهای امن منطقه را انتخاب خواهند کرد.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.