refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

۵ میلیارد دلار برای دو رؤیای ناکام


۰ ۶ ۰ ۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۰۲:۳۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میزنفت، ایران LNG و خط لوله گوره–جاسک از نظر فنی، دوره اجرا و مأموریت اقتصادی دو پروژه متفاوت هستند. یکی برای صادرات گاز و دیگری برای ایجاد مسیر جایگزین صادرات نفت ایران طراحی شد. با این حال یک مسئله مشترک در سرنوشت آنها دیده می‌شود؛ میلیاردها دلار سرمایه پیش از تکمیل الزامات اصلی زنجیره اقتصادی پروژه هزینه شد. در ایران LNG، ساخت بخش قابل توجهی از تأسیسات در شرایطی پیش رفت که دسترسی پایدار به فناوری مایع‌سازی گاز تضمین نشده بود. در پروژه گوره–جاسک نیز خط لوله‌ای با ظرفیت نهایی یک میلیون بشکه در روز ساخته شد، در حالی که توسعه کامل تأسیسات ذخیره‌سازی، بارگیری و صادرات متناسب با این ظرفیت محقق نشد.   ایران LNG قرار بود ایران را وارد بازار جهانی کند ایران با در اختیار داشتن یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز طبیعی جهان، از دهه ۱۳۸۰ برنامه‌هایی برای ورود به بازار جهانی LNG دنبال کرد. پروژه ایران LNG در منطقه تمبک یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های این برنامه بود و ظرفیت نهایی آن حدود ۱۰.۸ میلیون تن LNG در سال تعریف شد. طراحی پروژه شامل دو قطار مایع‌سازی با ظرفیت هرکدام ۵.۴ میلیون تن در سال، مخازن ذخیره LNG، تأسیسات بندری، نیروگاه، واحدهای جانبی و زیرساخت‌های مورد نیاز صادرات بود. اجرای کامل ایران LNG می‌توانست برای نخستین‌بار امکان صادرات گسترده گاز ایران از مسیر دریا را ایجاد کند. برخلاف صادرات گاز از طریق خط لوله، LNG قابلیت انتقال به بازارهای دوردست در آسیا و اروپا را فراهم می‌کند و وابستگی صادرکننده به کشورهای همسایه را کاهش می‌دهد.مانع اصلی درست در حساس‌ترین بخش زنجیره قرار داشت؛ فناوری مایع‌سازی.   حلقه اصلی ایران LNG هرگز تکمیل نشد تبدیل گاز طبیعی به LNG در مقیاس چند میلیون تن در سال به فناوری پیچیده، تجهیزات تخصصی و دانش مهندسی پیشرفته نیاز دارد. تعداد محدودی از شرکت‌های بین‌المللی مالک یا تأمین‌کننده فناوری‌های اصلی این صنعت هستند و تشدید تحریم‌های ایران، دسترسی پروژه ایران LNG به این بخش را با محدودیت جدی مواجه کرد. با وجود این ریسک، سرمایه‌گذاری در سایر اجزای پروژه ادامه پیدا کرد.نیروگاه، مخازن ذخیره، اسکله و مجموعه‌ای از تأسیسات جانبی احداث شدند و مجموع هزینه انجام‌شده برای ایران LNG به حدود ۳ میلیارد دلار رسید، اما واحدهای اصلی مایع‌سازی وارد مدار نشدند. به این ترتیب پروژه‌ای با هدف تولید سالانه ۱۰.۸ میلیون تن LNG، پس از صرف میلیاردها دلار سرمایه، نتوانست محصول اصلی خود را به بازار عرضه کند. این وضعیت یکی از مهم‌ترین ضعف‌های پروژه‌های زنجیره‌ای را نشان می‌دهد. ارزش اقتصادی چنین پروژه‌هایی از مجموع درصد پیشرفت اجزای آنها به دست نمی‌آید. اگر حلقه‌ای حیاتی تکمیل نشود، سرمایه‌گذاری در سایر بخش‌ها الزاماً جریان درآمد متناسب ایجاد نمی‌کند.   تحریم تنها پرسش پرونده ایران LNG نیست تحریم‌های بین‌المللی بدون تردید یکی از عوامل اصلی توقف ایران LNG بودند، اما نسبت دادن تمام سرنوشت این پروژه به تحریم، پرسش مربوط به نحوه تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری را بی‌پاسخ می‌گذارد. پرسش اصلی این است که چرا اجرای بخش‌های سرمایه‌بر پروژه پیش از تضمین دسترسی به فناوری مایع‌سازی ادامه یافت؟ در یک پروژه LNG، واحد مایع‌سازی یک تجهیز جانبی نیست. این واحد همان حلقه‌ای است که گاز طبیعی را به محصول قابل حمل و صادرات تبدیل می‌کند. بدون آن، مخزن LNG، اسکله صادراتی و بسیاری از تأسیسات جانبی امکان فعالیت در قالب مأموریت اصلی پروژه را از دست می‌دهند. بنابراین مسئله ایران LNG فقط «پروژه متوقف‌شده بر اثر تحریم» نیست؛ این پرونده نمونه‌ای از ریسک سرمایه‌گذاری چندمیلیارددلاری پیش از اطمینان از دسترسی به فناوری حیاتی نیز محسوب می‌شود.   بازار LNG رشد کرد و ایران تماشاگر ماند هزینه فرصت ایران LNG شاید از سرمایه مستقیم آن مهم‌تر باشد. در سال‌هایی که پروژه تمبک متوقف بود، بازار جهانی LNG یکی از بزرگ‌ترین دوره‌های توسعه خود را پشت سر گذاشت. قطر جایگاه خود را در بازار جهانی تثبیت کرد و سپس توسعه عظیم ظرفیت تولید LNG را در دستور کار قرار داد.استرالیا با اجرای چندین پروژه بزرگ به جمع صادرکنندگان اصلی رسید و آمریکا نیز با راه‌اندازی پایانه‌های مایع‌سازی، به یکی از بازیگران بزرگ تجارت جهانی LNG تبدیل شد. در همین دوره ایران با ذخایر عظیم گازی، سهمی متناسب با منابع خود از تجارت LNG به دست نیاورد.در نتیجه صورت‌حساب واقعی ایران LNG تنها همان حدود ۳ میلیارد دلار هزینه مستقیم نیست. فرصت از دست‌رفته صادرات گاز، درآمد ارزی و حضور در بازار جهانی LNG نیز باید در ارزیابی اقتصادی این پروژه دیده شود.   گوره–جاسک برای دور زدن هرمز طراحی شد دومین سرمایه‌گذاری بزرگ، این بار در بخش نفت، با هدف متفاوتی آغاز شد.خط لوله گوره–جاسک با طول تقریبی هزار کیلومتر برای انتقال نفت خام از منطقه گوره در استان بوشهر به منطقه جاسک در سواحل دریای عمان طراحی شد. ظرفیت نهایی خط لوله یک میلیون بشکه نفت در روز و هزینه اجرای پروژه نزدیک به ۲ میلیارد دلار اعلام شد. منطق راهبردی پروژه روشن بود. بخش عمده صادرات نفت ایران از پایانه خارک انجام می‌شود و نفتکش‌های بارگیری‌شده برای ورود به آب‌های آزاد باید از تنگه هرمز عبور کنند. جاسک قرار بود این وابستگی جغرافیایی را کاهش دهد.با راه‌اندازی کامل خط لوله گوره–جاسک، ایران می‌توانست بخشی از نفت صادراتی خود را مستقیماً در دریای عمان بارگیری کند. در چنین شرایطی، پایانه جاسک به دومین قطب صادرات نفت خام ایران در کنار خارک تبدیل می‌شد.   ظرفیت یک میلیون بشکه‌ای محقق نشد گوره–جاسک در تیر ۱۴۰۰ افتتاح شد، اما افتتاح به معنای تکمیل تمام ظرفیت طراحی‌شده پروژه نبود.ظرفیت عملیاتی اولیه حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز اعلام شد؛ رقمی معادل کمتر از یک‌سوم ظرفیت نهایی خط لوله. تکمیل مخازن ذخیره‌سازی، تأسیسات دریایی، سامانه‌های بارگیری و سایر بخش‌های زنجیره قرار بود امکان انتقال و صادرات یک میلیون بشکه نفت در روز از جاسک را فراهم کند، اما این ظرفیت در عمل شکل نگرفت. گزارش‌های مربوط به سال‌های بعد نیز از فعالیت محدود پایانه جاسک حکایت داشتند. در سال ۲۰۲۶ بارگیری‌هایی از این پایانه گزارش شد و بنابراین نمی‌توان گوره–جاسک را یک زیرساخت کاملاً بلااستفاده توصیف کرد.مسئله اصلی نسبت میان سرمایه‌گذاری و ظرفیت عملیاتی است. حدود ۲ میلیارد دلار برای ایجاد زیرساخت انتقال یک میلیون بشکه نفت در روز هزینه شد، در حالی که جاسک تاکنون به پایانه‌ای با چنین مقیاسی تبدیل نشده است.   مشکل صادرات نفت ایران فقط هرمز نبود زمان‌بندی اجرای گوره–جاسک یک پرسش اقتصادی دیگر ایجاد می‌کند.ایران بخش مهمی از این پروژه را در دوره‌ای اجرا کرد که صادرات نفت کشور تحت شدیدترین محدودیت‌های تحریمی قرار داشت. مانع اصلی فروش نفت در بسیاری از این سال‌ها نه عبور نفتکش از تنگه هرمز، بلکه محدودیت دسترسی به خریدار، بیمه، بانک، حمل‌ونقل بین‌المللی و شبکه رسمی تسویه پول بود. انتقال محل بارگیری از خارک به جاسک این موانع را برطرف نمی‌کرد.نفت بارگیری‌شده در دریای عمان همچنان نفت تحریم‌شده ایران بود و خریدار، نفتکش، بیمه‌گر و شبکه مالی مرتبط با معامله با همان ریسک‌های تحریمی روبه‌رو بودند. این واقعیت ضرورت راهبردی ایجاد مسیر صادرات نفت خارج از تنگه هرمز را نفی نمی‌کند. کشورهای دیگری مانند عربستان سعودی و امارات نیز برای کاهش وابستگی به هرمز مسیرهای جایگزین ایجاد کرده‌اند. بحث اصلی بر سر مقیاس سرمایه‌گذاری و زمان‌بندی اجرای ظرفیت است. یک پروژه امنیت انرژی می‌تواند ارزش راهبردی بلندمدت داشته باشد، اما ظرفیت هر مرحله باید با نیاز عملیاتی، زیرساخت‌های مکمل و امکان بهره‌برداری واقعی هماهنگ شود.   ۵ میلیارد دلار سرمایه با بازده محدود مقایسه ایران LNG و گوره–جاسک یک تصویر قابل توجه از سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران ارائه می‌دهد.در یک سو حدود ۳ میلیارد دلار برای پروژه‌ای هزینه شده که مأموریت آن تولید سالانه ۱۰.۸ میلیون تن LNG بوده، اما هنوز تولید تجاری LNG ندارد. در سوی دیگر نزدیک به ۲ میلیارد دلار برای خط لوله و پایانه‌ای سرمایه‌گذاری شده که هدف آن انتقال روزانه یک میلیون بشکه نفت به دریای عمان بوده، اما عملکرد واقعی آن همچنان با ظرفیت طراحی‌شده فاصله دارد. البته نمی‌توان تمام ۵ میلیارد دلار را «پول نابودشده» نامید. در هر دو پروژه دارایی‌های فیزیکی قابل توجهی ایجاد شده است؛ از خط لوله، نیروگاه و مخازن گرفته تا تأسیسات بندری و تجهیزات صنعتی. ارزش دارایی فیزیکی اما با موفقیت اقتصادی پروژه یکسان نیست.پدر صنعت نفت و گاز، کیلومتر خط لوله، تعداد مخزن یا حجم تجهیزات نصب‌شده معیار نهایی موفقیت سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود. ظرفیت عملیاتی، محصول قابل فروش، درآمد ارزی، جریان نقدی و بازگشت سرمایه شاخص‌های تعیین‌کننده هستند.   پروژه میلیارددلاری با وعده ارزیابی نمی‌شود سرنوشت ایران LNG و گوره–جاسک یک درس مشترک برای توسعه صنعت نفت و گاز ایران دارد؛ تصمیم سرمایه‌گذاری باید از انتهای زنجیره آغاز شود. پیش از اختصاص میلیاردها دلار به یک پروژه، فناوری، خوراک، بازار، زیرساخت مکمل، تأمین مالی، امکان صادرات و مدل درآمدی آن باید در کنار یکدیگر بررسی شوند. ایران LNG نشان داد داشتن ذخایر عظیم گاز برای تبدیل شدن به صادرکننده LNG کافی نیست. گوره–جاسک نیز نشان داد احداث خط لوله یک میلیون بشکه‌ای به‌تنهایی یک پایانه صادراتی یک میلیون بشکه‌ای ایجاد نمی‌کند. ایران LNG قرار بود سالانه ۱۰.۸ میلیون تن LNG تولید کند و هنوز تولید تجاری آن صفر است. گوره–جاسک نیز برای انتقال روزانه یک میلیون بشکه نفت ساخته شد و هنوز با این ظرفیت فاصله دارد. حاصل این دو تجربه، صورت‌حساب حدود ۵ میلیارد دلاری دو پروژه‌ای است که دارایی فیزیکی ایجاد کردند، اما بازده اقتصادی آنها هنوز با وعده‌های اولیه فاصله معناداری دارد. دیسکریپشن: حدود ۵ میلیارد دلار برای ایران LNG و خط لوله گوره–جاسک هزینه شد؛ دو ابرپروژه صنعت نفت و گاز ایران که یکی هنوز LNG تجاری تولید نکرده و دیگری با ظرفیت طراحی‌شده یک میلیون بشکه نفت در روز فاصله دارد.  

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96345
0