refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

قبض گاز تا بازار ارز رسید


۰ ۲۱ ۰ ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ ۰۱:۴۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میزنفت؛ داستان از یک اسکناس شروع نمی‌شود. روی میز صرافی، یک یورو امروز تقریباً ۱.۱۳۴ دلار می‌ارزد. همین ارز در ماه اوت به سمت ۱.۲۰ دلار حرکت می‌کرد. اما تنها در طول سپتامبر حدود دو درصد از ارزش خود در برابر دلار را از دست داده و به یکی از پایین‌ترین سطوح امسال رسیده است.  در نگاه اول، این خبر متعلق به بازار ارز است.اما چند صفحه آن‌طرف‌تر در تابلوهای بازار انرژی، عدد دیگری دیده می‌شود: بیش از ۸۰ یورو قیمت گاز اروپا به ازای هر مگاوات‌ساعت. بالاترین سطح از اواخر سال ۲۰۲۲. این دو عدد از دو بازار متفاوت می‌آیند، اما در هفته‌های اخیر به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند. افزایش قیمت گاز و نفت، هزینه واردات انرژی اروپا را بالا برده، نگرانی درباره تورم و رشد را بیشتر کرده و هم‌زمان بانک مرکزی اروپا را در برابر یک انتخاب دشوار قرار داده است: تورم را با نرخ بهره بالاتر مهار کند یا فشار بیشتری بر اقتصادی وارد نکند که باید زمستانی گران را پشت سر بگذارد. در همان زمان، اقتصاد آمریکا و سیاست پولی فدرال رزرو مسیر متفاوتی را طی می‌کنند؛ نرخ بازده اوراق آمریکا بالا رفته و دلار قوی‌تر شده است. بنابراین افت یورو را نمی‌توان فقط به انرژی نسبت داد؛ اما انرژی به یکی از مهم‌ترین فشارهای تازه تبدیل شده است.    شوک گاز، عددی که بازار ارز هم می‌بیند جنگ و محدودیت انتقال ال‌ان‌جی از هرمز، بازار گاز اروپا را وارد دوره تازه‌ای کرده است. رویترز گزارش داده قیمت شاخص گاز اروپا در سپتامبر از ۸۰ یورو برای هر مگاوات‌ساعت عبور کرده؛ سطحی که از اواخر ۲۰۲۲ دیده نشده بود. برخی مدیران سرمایه‌گذاری نیز اکنون قیمت‌های ۸۵ تا ۱۰۰ یورویی را برای دوره پیش رو محتمل می‌دانند، هرچند این ارقام پیش‌بینی بازارند و نه قیمت قطعی آینده.  برای بازار ارز، افزایش قیمت گاز فقط مسئله یک کالای گران‌تر نیست. اروپا بخش مهمی از انرژی خود را وارد می‌کند. هرچه نفت و گاز وارداتی گران‌تر شود، شرکت‌های اروپایی برای خرید همان مقدار انرژی باید پول بیشتری بپردازند. این هزینه می‌تواند از چند مسیر منتقل شود: هزینه تولید صنایع بالا می‌رود، حاشیه سود شرکت‌ها کم می‌شود، قبض خانوار افزایش پیدا می‌کند و دولت‌ها برای حمایت از مصرف‌کننده تحت فشار قرار می‌گیرند. هرکدام از این مسیرها می‌تواند چشم‌انداز رشد اقتصادی را تغییر دهد و بازار ارز، قبل از انتشار بسیاری از آمارهای رسمی، همین انتظارات را معامله می‌کند.   یورو طی یک ماه چه اتفاقی را تجربه کرد؟ اعداد بازار روشن‌اند. رویترز در گزارش امروز خود نوشت یورو در ماه اوت به سمت ۱.۲۰ دلار حرکت می‌کرد. اما در سپتامبر حدود ۲ درصد کاهش یافت و امروز در معاملات تا ۱.۱۳۴۴ دلار پایین آمد؛ کف سه‌ماهه. این افت فقط نتیجه ضعف اروپا نیست. دلار نیز قوی‌تر شده است. افزایش قیمت نفت و داده‌های قوی‌تر اقتصادی آمریکا باعث شده بازار احتمال ادامه افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بیشتر در نظر بگیرد. بازده اوراق دوساله خزانه‌داری آمریکا نیز به نزدیکی ۵ درصد رسیده است؛ سطحی که سرمایه‌گذاری در دارایی‌های دلاری را جذاب‌تر می‌کند.  در نتیجه یورو از دو طرف تحت فشار قرار گرفته است: انرژی گران‌تر در اروپا و نرخ‌های بالاتر در آمریکا. این همان ترکیبی است که بازار ارز از آن خوشش نمی‌آید.   مسیر شوک انرژی تا ارزش یورو برای فهم این ارتباط باید چند حلقه را کنار هم گذاشت. نخست، گاز گران می‌شود. بعد هزینه برق و تولید بالا می‌رود. سپس تورم تحت فشار قرار می‌گیرد. بانک مرکزی ممکن است برای مهار تورم نرخ بهره را بالا ببرد. اما نرخ بهره بالاتر، سرمایه‌گذاری و تقاضا را هم تحت فشار می‌گذارد. اگر بازار احساس کند بانک مرکزی بین مهار تورم و جلوگیری از رکود گرفتار شده، ارز می‌تواند آسیب ببیند. این همان شرایطی است که اروپا اکنون با آن روبه‌روست. کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا، روز گذشته اعلام کرد تورم منطقه یورو از ۳ درصد عبور کرده و ممکن است تا پایان سال به نزدیک ۴ درصد برسد؛ حدود دو برابر هدف ۲ درصدی بانک مرکزی. او افزایش قیمت نفت و گاز ناشی از جنگ را عامل اصلی جهش تورم دانست.  اما نکته مهم‌تر سخنان او جای دیگری بود. لاگارد گفت هنوز نشانه روشنی از انتقال گسترده این تورم به دستمزدها دیده نمی‌شود و بنابراین بانک مرکزی باید واکنشی «اندازه‌گیری‌شده» داشته باشد، نه اینکه هر افزایش قیمت انرژی را با افزایش فوری نرخ بهره پاسخ دهد.  برای بازار ارز، این یک پیام دوگانه است. تورم بالاست؛ اما بانک مرکزی نمی‌خواهد بیش از اندازه سریع نرخ‌ها را بالا ببرد. هم‌زمان فدرال رزرو آمریکا ممکن است سیاست سخت‌گیرانه‌تری داشته باشد. این اختلاف انتظارات می‌تواند به سود دلار و به زیان یورو تمام شود.   اروپا گاز گران خرید، حالا برقش هم تغییر کرده است اثر بحران گاز فقط در بازار ارز یا تورم باقی نمانده است. افزایش قیمت گاز باعث شده نیروگاه‌های اروپا دوباره بیشتر به سمت زغال‌سنگ حرکت کنند. رویترز گزارش داده در سپتامبر گاز به اندازه‌ای گران شده که تولید برق با زغال‌سنگ و لیگنیت برای نخستین بار از دست‌کم سال ۲۰۲۴ به‌طور متوسط از نیروگاه‌های گازی اقتصادی‌تر شده است. تحلیلگران انتظار دارند تولید برق زغال‌سنگی در شش ماه آینده حدود یک‌چهارم افزایش یابد.  این اتفاق یک نکته مهم را درباره بحران فعلی نشان می‌دهد. اروپا صرفاً پول بیشتری برای گاز نمی‌پردازد؛ ترکیب تولید برقش نیز در حال تغییر است. هر تغییر اجباری در سوخت نیروگاه‌ها می‌تواند بر هزینه برق صنایع و خانوارها، بازار کربن و برنامه‌های اقلیمی اثر بگذارد. در آلمان، که بزرگ‌ترین بازار برق و بزرگ‌ترین مصرف‌کننده گاز اروپا محسوب می‌شود، ظرفیت باقی‌مانده نیروگاه‌های زغال‌سنگی در سه‌ماهه چهارم ممکن است نزدیک سقف عملیاتی خود کار کند. یعنی اروپا یک حاشیه امن نامحدود برای جایگزینی گاز ندارد.   وقتی گاز ۸۰ یورویی به کارخانه می‌رسد برای یک کارخانه شیمیایی، فولاد، شیشه، سیمان یا کود، گاز تنها هزینه گرم‌کردن ساختمان نیست. بخشی از هزینه تولید است. وقتی قیمت گاز چند برابر سطح‌های عادی می‌شود، شرکت با چند انتخاب روبه‌روست: قیمت محصول را بالا ببرد، تولید را کاهش دهد، حاشیه سود را کم کند یا بخشی از تولید را به جایی منتقل کند که انرژی ارزان‌تر است. این اثر در آمار ارز با تأخیر دیده می‌شود، اما بازارهای مالی آن را زودتر محاسبه می‌کنند. دقیقاً به همین دلیل تحلیلگران ارز در گفت‌وگو با رویترز گفته‌اند برای اینکه یورو بتواند دوباره مسیر صعودی پایداری پیدا کند، قیمت گاز اروپا باید کاهش یابد.  این ادعا به معنای آن نیست که هر یک یورو کاهش قیمت گاز مستقیماً مقدار مشخصی یورو را تقویت می‌کند. بازار ارز به ده‌ها عامل واکنش نشان می‌دهد. اما انرژی اکنون یکی از مؤلفه‌هایی است که سرمایه‌گذاران هنگام قیمت‌گذاری یورو در کنار نرخ بهره، رشد اقتصادی و ریسک سیاسی محاسبه می‌کنند.   بانک مرکزی اروپا، گرفتار میان گاز و تورم اگر تورم منطقه یورو تا نزدیک ۴ درصد برسد، بانک مرکزی اروپا نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. بازارها اکنون احتمال چند افزایش دیگر نرخ بهره در یک سال آینده را در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند. بااین‌حال لاگارد تأکید کرده افزایش نرخ بهره به‌طور خودکار و هم‌زمان با افزایش قیمت انرژی انجام نخواهد شد. دلیل این احتیاط روشن است. تورمی که از تقاضای بیش از حد خانوارها ایجاد شده باشد، با افزایش نرخ بهره راحت‌تر کنترل می‌شود. اما اگر تورم از شوک خارجی انرژی آمده باشد، افزایش شدید نرخ بهره نمی‌تواند نفتکش بیشتری از هرمز عبور دهد یا ال‌ان‌جی بیشتری به اروپا برساند. در عوض ممکن است وام مسکن، سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و مصرف خانوار را گران کند. همین تفاوت است که سیاست پولی اروپا را پیچیده کرده است. بانک مرکزی باید تورم را مهار کند بدون آنکه اثر شوک انرژی را با ضربه دوم به رشد اقتصادی تشدید کند.   دولت‌ها هم وارد ماجرا شده‌اند دولت‌های اروپایی برای کاهش فشار انرژی دوباره از یارانه و حمایت مالی استفاده کرده‌اند. لاگارد گفته حمایت‌های مالی مرتبط با انرژی اکنون حدود ۰.۱ درصد تولید ناخالص داخلی منطقه یورو است. این حمایت‌ها می‌توانند در کوتاه‌مدت قیمت پرداختی خانوار را کاهش دهند، اما بانک مرکزی هشدار داده اگر طولانی شوند، هزینه مالی دولت را بالا می‌برند و ممکن است اثر تورمی را در مدت طولانی‌تری حفظ کنند.  اینجا بحران انرژی وارد حوزه دیگری می‌شود: بودجه دولت. یعنی شوک از گاز به خانوار، از خانوار به خزانه دولت و از آنجا به بازار اوراق بدهی می‌رسد و بازار ارز همه این حلقه‌ها را هم‌زمان می‌بیند. فرانسه؛ وقتی انرژی با ریسک مالی جمع می‌شود رویترز در گزارش امروز خود یک عامل دیگر را نیز کنار انرژی قرار داده است: افزایش ریسک سیاسی و مالی در اروپا. فاصله بازده اوراق ده‌ساله فرانسه با آلمان به بیش از ۱۱۰ واحد پایه رسیده؛ فاصله‌ای که سرمایه‌گذاران آن را یکی از شاخص‌های افزایش نگرانی درباره وضعیت مالی و سیاسی فرانسه می‌دانند.  این مسئله مستقل از بحران انرژی است، اما وقتی هم‌زمان رخ دهد، فشار بر یورو بیشتر می‌شود. بازار در آن واحد با سه پرسش روبه‌روست: آیا انرژی گران رشد اروپا را کند می‌کند؟ بانک مرکزی برای تورم چه خواهد کرد؟ و آیا ریسک مالی بعضی کشورهای عضو افزایش می‌یابد؟ بنابراین نسبت دادن افت یورو فقط به گاز ساده‌سازی ماجراست. اما انرژی یکی از حلقه‌هایی است که این نگرانی‌ها را به هم وصل می‌کند.   چرا آمریکا فعلاً دست بالاتر را دارد؟ سمت دیگر جفت‌ارز یورو/دلار، آمریکا قرار دارد. اقتصاد آمریکا نیز از نفت گران آسیب می‌بیند، اما موقعیت انرژی این کشور با اروپا یکسان نیست. در بازار مالی امروز، عامل تعیین‌کننده‌تر انتظار افزایش بیشتر نرخ بهره فدرال رزرو و صعود بازده اوراق خزانه‌داری بوده است. بازار اکنون بیش از ۷۰ درصد احتمال می‌دهد فدرال رزرو در نشست پایان اکتبر نرخ بهره را افزایش دهد.  زمانی که بازده دارایی‌های دلاری بالا می‌رود، تقاضا برای دلار می‌تواند بیشتر شود. این یعنی حتی اگر اروپا بتواند بخشی از شوک داخلی خود را مدیریت کند، قدرت طرف مقابل نیز می‌تواند یورو را پایین نگه دارد.   اگر گاز به ۱۰۰ یورو برسد چه؟ رویترز از قول مدیر سرمایه‌گذاری شرکت آر‌بی‌سی بلو‌بی گزارش کرده بسیاری از پیش‌بینی‌های کالایی، قیمت گاز اروپا را در محدوده ۸۵ تا ۱۰۰ یورو می‌بینند. او گفته در چنین شرایطی یورو می‌تواند تا حدود ۱.۱۲ دلار پایین بیاید. این عدد دیدگاه یک مدیر بازار است و نه پیش‌بینی قطعی یا اجماع اقتصاددانان.  بانک مورگان استنلی نیز اکنون قدرت دلار را تا پایان سال و سال ۲۰۲۷ محتمل‌تر می‌داند و در سناریوی خود یورو را تا ۱.۱۰ دلار در میانه ۲۰۲۷ پیش‌بینی کرده است. این نیز صرفاً پیش‌بینی یک مؤسسه مالی است. در طرف مقابل، آی‌ان‌جی هنوز پیش‌بینی ۱.۱۶ دلار برای پایان سال را حفظ کرده است و تأکید دارد اگر بانک‌های مرکزی سیاست انقباضی را ادامه دهند، افت شدید یورو قطعی نیست.  این اختلاف پیش‌بینی‌ها خود یک پیام دارد: بازار درباره آینده یورو مطمئن نیست.   یک بحران، سه صورت‌حساب آنچه امروز در اروپا دیده می‌شود، سه صورت‌حساب متفاوت از یک شوک انرژی است. صورت‌حساب اول به مصرف‌کننده می‌رسد: گاز، برق و سوخت گران‌تر. صورت‌حساب دوم به شرکت و دولت می‌رسد: هزینه تولید بیشتر و حمایت مالی گران‌تر. صورت‌حساب سوم در بازار مالی دیده می‌شود: نگرانی درباره تورم، رشد و ارزش پول.  قبض گاز واقعاً تا بازار ارز رسیده است؛ نه از طریق یک رابطه مستقیم، بلکه از زنجیره‌ای که از قیمت انرژی شروع می‌شود و به تورم، نرخ بهره، رشد و جریان سرمایه ختم می‌شود.   یورو از هرمز چند کیلومتر فاصله دارد؟ از تنگه هرمز تا فرانکفورت هزاران کیلومتر فاصله است. اما برای بازار مالی، این فاصله کوتاه‌تر شده است. وقتی ال‌ان‌جی کمتر از خلیج فارس عبور می‌کند، قیمت گاز در اروپا بالا می‌رود. وقتی گاز گران می‌شود، کارخانه هزینه بیشتری می‌پردازد و تورم بالا می‌رود. وقتی تورم بالا می‌رود، بانک مرکزی باید درباره نرخ بهره تصمیم بگیرد. و وقتی سرمایه‌گذار آینده رشد، تورم و نرخ بهره را دوباره محاسبه می‌کند، ارزش یورو تغییر می‌کند. البته یورو امروز فقط قربانی انرژی نیست؛ دلار قوی، نرخ‌های بهره آمریکا و ریسک‌های سیاسی و مالی اروپا نیز در افت آن نقش دارند.  اما چیزی که بحران ۲۰۲۶ دوباره یادآوری کرده، این است که انرژی فقط کالایی نیست که در نیروگاه یا بخاری مصرف شود. گاهی یک مولکول گاز که از هرمز عبور نمی‌کند، چند هفته بعد خودش را روی تابلوی بازار ارز در فرانکفورت نشان می‌دهد.

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96470
0