خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، تحریمهای آمریکا تعداد مشتریان نفت ایران را بهشدت محدود کرده است. پالایشگاههای بزرگ، بانکهای بینالمللی، شرکتهای بیمه و ناوگان رسمی کشتیرانی به دلیل خطر تحریمهای ثانویه حاضر به حضور مستقیم در این تجارت نیستند. در چنین بازاری، چین تقریباً تنها خریدار بزرگ نفت ایران باقی مانده و همین انحصار، قدرت چانهزنی را از فروشنده ایرانی به خریداران چینی منتقل کرده است.
تخفیف؛ هزینه دسترسی به بازار چین
فروش نفت تحریمشده با نفت عادی تفاوت دارد. محموله ایران باید با نفتکشهای ناوگان سایه جابهجا شود، چند بار مالکیت یا پرچم آن تغییر کند، از عملیات انتقال کشتیبهکشتی استفاده شود و در برخی موارد با مبدأ کشورهایی مانند مالزی ثبت شود. تسویه پول نیز از مسیر بانکهای بزرگ انجام نمیشود و شبکهای از واسطهها، صرافیها و شرکتهای پوششی را درگیر میکند.
تمام این محدودیتها به هزینه و ریسک معامله اضافه میشود. پالایشگاه چینی نیز تنها زمانی حاضر به پذیرش چنین ریسکی است که نفت ایران نسبت به محمولههای بدون تحریم، مزیت قیمتی داشته باشد. بنابراین، تخفیف نه ادعایی سیاسی، بلکه بخشی از سازوکار اقتصادی فروش نفت تحریمشده است.
رویترز در اکتبر ۲۰۲۳ گزارش داد ایران برای جذب خریداران چینی، نفت خود را با تخفیفی عرضه میکرد که در مقاطعی به ۱۷ دلار در هر بشکه نسبت به نفت برنت میرسید. این خبرگزاری منفعت چین از خرید نفت ایران را فقط در ۹ ماه نخست همان سال حدود ۴.۲ میلیارد دلار برآورد کرد. در همان زمان، نفت عمان با قیمتی بالاتر از برنت معامله میشد؛ یعنی پالایشگاه چینی میان نفت رسمی گرانتر و نفت تحریمی ارزانتر، گزینه دوم را انتخاب میکرد. رویترز
اختلاف بر سر عدد، نه اصل ماجرا
برآوردهای مختلف، منفعت سالانه چین از تخفیف نفت ایران را عموماً در محدوده چند میلیارد دلار قرار میدهند. تفاوت اعداد نیز طبیعی است؛ زیرا ایران و چین آمار رسمی و شفافی از قیمت نهایی محمولهها منتشر نمیکنند و بخش بزرگی از تجارت با تغییر مبدأ، واسطههای متعدد و انتقالهای دریایی انجام میشود.
برخی منابع، منفعت خریداران چینی را حدود چهار میلیارد دلار و برخی بیش از پنج میلیارد دلار در سال برآورد کردهاند. تفاوت میان این ارقام به حجم صادرات فرضشده، فاصله قیمت نفت ایران با برنت، هزینه حمل، نوع نفت خام و بازه زمانی محاسبه بازمیگردد. این اختلاف نمیتواند اصل تخفیف را زیر سؤال ببرد؛ همانطور که اختلاف درباره میزان تورم به معنای نبود تورم نیست.
حتی زمانی که تخفیف نفت ایران در اواخر سال ۲۰۲۴ به کمترین سطح چند ساله رسید، رویترز همچنان گزارش خود را با عبارت «کاهش تخفیف» منتشر کرد، نه حذف آن. کاهش عرضه ایران سبب شد فروشندگان بتوانند فاصله قیمت را کمتر کنند، اما نفت ایران همچنان با مزیت قیمتی در بازار چین عرضه میشد. رویترز
نهادهای آمریکایی هم تخفیف را تأیید کردند
کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین در گزارش خود اعلام کرد چین بیش از ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را جذب میکند و این نفت غالباً با تخفیف قابلتوجه به فروش میرسد. برآورد این نهاد از تخفیف معمول نفت ایران حدود ۸ تا ۱۰ دلار در هر بشکه بوده است. این کمیسیون واردات چین از ایران در سال ۲۰۲۵ را نزدیک به ۱.۴ میلیون بشکه در روز اعلام کرد. کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین
مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا نیز با استناد به اطلاعات شرکت کپلر نوشت چین در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت ایران را دریافت کرده است. این حجم حدود ۱۲ درصد کل واردات نفت خام چین را تشکیل میداد و بخش عمده محمولهها برای پنهانکردن مبدأ واقعی، با عنوان نفت مالزی یا دیگر کشورها ثبت شده بود. مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا
چرا چین دست بالا را دارد؟
مسئله اصلی فقط تخفیف هر بشکه نیست؛ ساختار نامتوازن تجارت اهمیت بیشتری دارد. ایران برای فروش بخش عمده نفت خود به چین وابسته شده، اما چین برای تأمین نفت الزاماً به ایران وابسته نیست. پکن میتواند از روسیه، عربستان، عراق، برزیل، عمان، امارات و دهها تولیدکننده دیگر نفت بخرد.
این عدم توازن، خریدار چینی را در موقعیتی قرار میدهد که درباره قیمت، زمان تحویل، شیوه پرداخت و حتی نوع تسویه امتیاز بیشتری مطالبه کند. بخشی از درآمد نفت نیز الزاماً بهصورت ارز آزاد و فوری در اختیار ایران قرار نمیگیرد و ممکن است از طریق یوآن، واردات کالا یا حسابهای محدود تسویه شود.
پالایشگاههای کوچک و خصوصی چین نیز از همین موقعیت استفاده میکنند. شرکتهای بزرگ دولتی چین که ارتباط گستردهای با بانکها و بازار آمریکا دارند، معمولاً از خرید مستقیم نفت ایران فاصله میگیرند. در نتیجه، تجارت به مجموعهای از پالایشگاههای کوچک، واسطهها و شرکتهای کمنامونشان منتقل شده که در برابر پذیرش ریسک تحریم، تخفیف بیشتری مطالبه میکنند.
تخفیف با فروش نفت منافاتی ندارد
اعتراف به تخفیف نفت ایران به معنای انکار موفقیت کشور در حفظ صادرات زیر فشار تحریم نیست. ایران توانسته با وجود محدودیتهای گسترده، مسیر فروش نفت را باز نگه دارد و بخش مهمی از تولید خود را صادر کند. مسئله این است که حفظ صادرات با هزینه انجام شده و یکی از مهمترین هزینهها، واگذاری بخشی از ارزش نفت به خریدار چینی است.
روایت دقیق باید هر دو واقعیت را همزمان ببیند: ایران نفت خود را با وجود تحریم میفروشد و چین نیز این نفت را به دلیل تخفیف و شرایط مطلوب خریداری میکند. حذف هرکدام از این دو گزاره، جای تحلیل اقتصادی را به تبلیغات سیاسی میدهد.
اصرار برخی تندروها بر انکار تخفیف، واقعیت بازار را تغییر نمیدهد. رسانههای معتبر، شرکتهای ردیابی، معاملهگران نفت و نهادهای پژوهشی ممکن است درباره رقم نهایی اختلاف داشته باشند، اما در یک نقطه به نتیجه مشترک رسیدهاند: چین نفت ایران را ارزانتر از نفت مشابه بدون تحریم میخرد و از این تجارت سالانه میلیاردها دلار منفعت به دست میآورد.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.