خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، صنعت نفت و گاز روسیه فقط مجموعهای از شرکتهای تولیدکننده نیست. این صنعت ستون مالی دولت، ابزار سیاست خارجی و بخشی از ساختار امنیت ملی روسیه است. مالکیت دولتی، شرکتهای خصوصی، خطوط لوله انحصاری، مالیات، مجوز میدان و پیوند مدیران با کرملین، شبکهای پیچیده از قدرت ساختهاند.
در این ساختار، گازپروم و روسنفت بازوهای رسمی دولتاند. لوکاویل و نوواتک مالکیت خصوصی دارند، اما بیرون از اراده حکومت فعالیت نمیکنند. ترانسنفت نیز جریان فیزیکی نفت را در خطوط اصلی کنترل میکند. دولت برای هدایت صنعت فقط به سهام نیاز ندارد. کنترل زیرساخت و مقررات نیز همان کار را انجام میدهد.
نفت و گاز در قلب حکومت
اقتصاد روسیه طی دههها به صادرات انرژی وابسته بوده است. نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی منابع مهم ارز و درآمد مالیاتی را تأمین میکنند. این درآمدها بودجه عمومی، ذخایر ارزی، برنامههای صنعتی و توان نظامی دولت را تقویت کردهاند.
اهمیت انرژی به شرکتها جایگاهی فراتر از بنگاه تجاری داده است. مدیر یک شرکت بزرگ نفتی فقط درباره تولید و سود تصمیم نمیگیرد. انتخاب بازار صادراتی، همکاری با یک کشور، ساخت خط لوله یا کاهش عرضه میتواند پیامد سیاسی داشته باشد.
روسنفت بازوی نفتی دولت
روسنفت بزرگترین نماد حضور مستقیم حکومت در بخش نفت است. دولت سهامدار مسلط شرکت است و ایگور سچین، مدیرعامل روسنفت، به حلقه نزدیک ولادیمیر پوتین تعلق دارد. رشد روسنفت پس از فروپاشی یوکوس شتاب گرفت و بخش بزرگی از داراییهای آن شرکت به روسنفت منتقل شد.
روسنفت فقط سود تجاری را دنبال نمیکند. پروژههای خارجی، روابط با دولتهای متحد مسکو و تصمیمهای تولیدی آن با سیاست کلان کشور پیوند دارد. جایگاه سچین نیز به شرکت وزن سیاسی بیشتری داده است.
گازپروم و دیپلماسی خط لوله
گازپروم بازوی اصلی دولت در صنعت گاز است. دولت کنترل شرکت را در اختیار دارد و شبکه خطوط لوله گسترده، گازپروم را به یکی از مهمترین ابزارهای سیاست خارجی روسیه تبدیل کرده است.
صادرات گاز به اروپا برای سالها رابطهای متقابل ساخت. اروپا به گاز روسیه نیاز داشت و روسیه نیز از بازار اروپا ارز به دست میآورد. مناقشه اوکراین، کاهش جریان گاز و انفجار خطوط نورد استریم این مدل را فروپاشاند. گازپروم اکنون با کاهش بازار اروپا و ضرورت گسترش مسیرهای آسیایی روبهرو است.
نوواتک و الگوی خصوصی نزدیک
نوواتک بزرگترین تولیدکننده خصوصی گاز در روسیه است. مالکیت آن دولتی نیست، اما سهامداران و مدیران شرکت پیوندهای نزدیکی با ساختار قدرت دارند. پروژههای بزرگ LNG نیز بدون حمایت مالی، زیرساختی و سیاسی دولت امکان توسعه نداشتند.
نوواتک نشان میدهد بخش خصوصی در روسیه میتواند نقش راهبردی بگیرد. شرط اصلی، همسویی با اولویتهای کرملین است. توسعه صادرات LNG به آسیا یکی از همین اولویتها به شمار میرود.
لوکاویل و بخش خصوصی منضبط
لوکاویل مهمترین نمونه شرکت خصوصی نفتی در روسیه است. شرکت از بوروکراسی نفت شوروی برخاست و با مدیریت واگیت آلکپروف به یک غول بینالمللی تبدیل شد. لوکاویل در مقایسه با روسنفت تجاریتر و سودمحورتر بود.
مالکیت خصوصی شرکت به استقلال سیاسی نینجامید. مجوز میدان، مسیر صادرات، مالیات و ارز در اختیار حکومت قرار دارد. لوکاویل تا زمان پذیرش قواعد سیاسی، فضای فعالیت تجاری داشت.
ترانسنفت و قدرت خط لوله
ترانسنفت یکی از مهمترین اجزای پنهان معماری نفت روسیه است. این شرکت دولتی شبکه اصلی خطوط انتقال نفت خام و فرآورده را کنترل میکند. دسترسی به خط لوله برای تولیدکنندگان اهمیت حیاتی دارد. بدون این دسترسی، رساندن نفت از میدانهای دورافتاده روسیه به بنادر و بازارهای صادراتی دشوار میشود.
کنترل ترانسنفت به دولت امکان میدهد جریان صادرات را تنظیم کند. این ابزار در کنار مجوزهای تولید و سیاست مالیاتی، نفوذ کرملین بر شرکتهای خصوصی را کامل میکند.
شرکتهای منطقهای
همه شرکتهای نفتی روسیه مستقیم زیر نظر دولت فدرال نیستند. تاتنفت نمونه مهمی از پیوند شرکت نفتی با قدرت منطقهای است. این شرکت با ساختار سیاسی تاتارستان ارتباط دارد و در عین حال تابع سیاستهای کلان مسکو است.
شرکتهای منطقهای تعادلی میان منافع محلی و دولت مرکزی ایجاد میکنند. درآمد، اشتغال و سرمایهگذاری آنها برای جمهوریهای تولیدکننده اهمیت دارد. کرملین نیز اجازه شکلگیری استقلال سیاسی واقعی در این شرکتها را نمیدهد.
کنترل از مسیر مالیات
دولت روسیه بخش بزرگی از رانت انرژی را از مسیر مالیات و عوارض جذب میکند. مالیات استخراج، مالیات بر سود، عوارض صادراتی و سازوکارهای مرتبط با قیمت نفت، سهم دولت از درآمد شرکتها را تعیین میکنند.
تغییر یک فرمول مالیاتی میتواند سودآوری میدان یا پالایشگاه را دگرگون کند. بنابراین وزارت دارایی و دولت حتی بدون حضور در هیأتمدیره، قدرت زیادی بر تصمیمهای سرمایهگذاری دارند.
مجوز و ذخایر زیرزمینی
ذخایر نفت و گاز در اختیار دولت قرار دارند. شرکتها حق بهرهبرداری دریافت میکنند و مالک مطلق مخزن نیستند. مجوز تولید مهمترین دارایی هر شرکت بالادستی است. دولت میتواند شرایط بهرهبرداری را تغییر دهد، تعهدات سرمایهگذاری تعیین کند یا مجوز را پس بگیرد.
این سازوکار، پایه حقوقی کنترل حکومت بر بخش خصوصی است. شرکت ممکن است سهامداران خصوصی داشته باشد، اما ادامه تولید به تصمیم دولت وابسته میماند.
جنگ و بازطراحی صادرات
تحریمهای پس از جنگ اوکراین مسیر صنعت انرژی روسیه را تغییر دادند. بازار اروپا کوچک شد، تجارت نفت به سمت آسیا رفت و استفاده از ناوگان سایه افزایش یافت. تخفیف نفت، هزینه حمل، بیمه و پرداخت نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد.
شرکتهای روسی ناچار شدند زنجیره صادرات را بازسازی کنند. دولت در این فرایند نقش محوری داشت. جهتگیری به سوی چین و هند، توسعه مسیرهای شرقی و افزایش کنترل بر جریان ارز، فاصله شرکتها با سیاست حکومت را کمتر کرد.
مالکیت مهم است اما کافی نیست
تقسیم صنعت انرژی روسیه به دو گروه دولتی و خصوصی، تصویر ناقصی میسازد. روسنفت و گازپروم مستقیم زیر کنترل دولتاند. لوکاویل و نوواتک مالکیت خصوصی دارند. با این حال، همه آنها در شبکهای واحد فعالیت میکنند.
دولت ذخایر را در اختیار دارد، خطوط اصلی را کنترل میکند، مالیات میگیرد، ارز را تنظیم میکند و درباره پروژههای راهبردی تصمیم میگیرد. همین ابزارها، صنعت نفت و گاز را به بخشی از معماری قدرت کرملین تبدیل کردهاند.
در روسیه ممکن است سهام یک شرکت خصوصی باشد، اما نفت و گاز هرگز از سیاست جدا نیست.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.