خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، پیشبینی نفت ۱۵۰ و ۲۰۰ دلاری در ماههای گذشته به یکی از پرتکرارترین گزارههای سیاسی درباره بحران تنگه هرمز تبدیل شد. نمایندگان مجلس، مدیران سابق و چهرههای رسانهای با قطعیت از جهش کمسابقه قیمت نفت سخن میگفتند و انسداد مسیر انتقال انرژی را معادل تحقق قطعی اعداد نجومی میدانستند. اکنون بحران رخ داده و تجارت نفت نیز آسیب دیده است، اما بازار جهانی هنوز فاصله چشمگیری با آن پیشبینیها دارد.
پیشبینیکنندگان نفت ۲۰۰ دلاری
داوود منظور، رئیس پیشین سازمان برنامه و بودجه، در کنار امیرحسین ثابتی، علیاکبر رائفیپور، حسین شریعتمداری، عطا بهرامی و فؤاد ایزدی، عدد ۲۰۰ دلار را وارد ادبیات سیاسی بازار نفت کردند. حسینعلی حاجیدلیگانی از عبور قیمت نفت از ۱۵۰ دلار سخن گفت. حمید رسایی، احمد بخشایش اردستانی و مهرداد بذرپاش نیز بر احتمال رسیدن نفت به محدوده ۱۵۰ دلار تأکید داشتند.
وجه مشترک این اظهارات، عبور از مرز سناریونویسی و رسیدن به ادبیات قطعیت بود. قیمتهای ۱۵۰ و ۲۰۰ دلاری نه در قالب احتمالات مشروط، بلکه بهعنوان نتیجه طبیعی و اجتنابناپذیر بحران معرفی شدند. اکنون شرایط بحرانی شکل گرفته است، اما نتیجه اعلامشده در بازار مشاهده نمیشود.
چرا نفت ۲۰۰ دلاری محقق نشد
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت انرژی جهان است. اختلال در این مسیر میتواند هزینه بیمه نفتکشها، کرایه حمل، ریسک عملیات دریایی و قیمت انرژی را افزایش دهد. اصل اثرگذاری بحران بر بازار نفت بنابراین محل اختلاف نیست. مسئله، تبدیل یک ریسک واقعی به پیشبینی قطعی و حذف سایر متغیرهای مؤثر بر قیمت است.
بازار نفت فقط با تنگه هرمز اداره نمیشود. ذخایر تجاری و راهبردی، ظرفیت مازاد تولید، خطوط لوله جایگزین، تغییر مسیر صادرات، واکنش مصرفکنندگان و افت تقاضا در قیمتهای بالا، همزمان بر معاملات اثر میگذارند. دولتها نیز در شرایط بحرانی از ابزارهای مختلف برای مهار شوک انرژی استفاده میکنند. حاصل برخورد این متغیرها قیمت نهایی را تعیین میکند، نه بلندترین صدای پشت تریبون.
هزینه عددپراکنی در بازار نفت
پیشبینی مشروط بخشی از تحلیل حرفهای بازار انرژی است. هر تحلیلگر میتواند سناریوی نفت ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلاری را بررسی کند، اما باید شروط تحقق، احتمال وقوع و مسیرهای جایگزین را هم توضیح دهد. میان «احتمال رسیدن نفت به ۲۰۰ دلار» و «قطعیت نفت ۲۰۰ دلاری» فاصلهای جدی وجود دارد.
مشکل از جایی آغاز میشود که پس از محقق نشدن پیشبینی، هیچ مسئولیتی پذیرفته نشود. به جای بازنگری در مفروضات، هر بار متغیری تازه برای توضیح شکست معرفی میشود. نتیجه، تحلیلی است که همیشه مدعی درستی میماند؛ حتی زمانی که واقعیت بازار خلاف آن را نشان میدهد.
عددپراکنی هیجانی فقط خطای تحلیلی نیست. این رفتار میتواند تصویری نادرست از قدرت اثرگذاری ایران بر بازار انرژی بسازد، انتظارات عمومی را از نتایج بحران منحرف کند و برداشت اشتباهی از درآمدهای احتمالی نفتی به وجود آورد. قیمت نفت بالا نیز بدون صادرات پایدار و دسترسی به درآمد، الزاماً به معنای بهبود وضعیت اقتصادی ایران نیست.
بازار نفت با شعار اداره نمیشود
بازخوانی این پیشبینیها بیش از هر چیز یادآور یک اصل روشن است. بازار جهانی نفت به وعدههای سیاسی تعهدی ندارد و هیچ بحرانی موظف نیست اعداد اعلامشده در سخنرانیها را محقق کند.
قیمت نفت از ترکیب عرضه، تقاضا، ذخایر، مسیرهای جایگزین، هزینه حمل و تصمیم دولتها شکل میگیرد. حذف این واقعیتها شاید برای تولید یک تیتر هیجانانگیز کافی باشد، اما برای تحلیل بازار انرژی کافی نیست.
بحران رخ داده، تجارت نفت آسیب دیده و هزینهها بالا رفته است. فقط یک بخش از آن روایتهای پرطمطراق هنوز غایب است؛ نفت ۲۰۰ دلاری.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.