خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، امیرحسین ثابتی، نماینده تهران در مجلس، طی دو سال گذشته به یکی از پرحاشیهترین چهرههای سیاسی در حوزه نفت و انرژی تبدیل شده است. او در اظهارنظرهای مختلف، مسئولیت ناترازی بنزین و قطعی برق را به دولتهای مورد انتقاد خود نسبت داده و درباره گاز ترکمنستان، پالایشگاهسازی و ارزش اقتصادی تنگه هرمز ادعاهایی مطرح کرده است.
بررسی این اظهارات نشان میدهد برخی سخنان ثابتی حاصل تقطیع گفتههای دیگران است، برخی بر اطلاعات نادرست استوار شده و گروهی دیگر نیز بدون ارائه محاسبه اقتصادی یا مبنای حقوقی بیان شدهاند.
ادعای نادرست درباره پالایشگاهسازی در دولت روحانی
نخستین اظهارنظر خبرساز ثابتی در خرداد ۱۴۰۳ مطرح شد. او دولت حسن روحانی را متهم کرد که طی هشت سال حتی یک پالایشگاه نساخته و مخالفت بیژن زنگنه با پالایشگاهسازی، ایران را دوباره به واردکننده بنزین تبدیل کرده است.
این ادعا بخش مهمی از واقعیت صنعت پالایش را نادیده میگرفت. پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیجفارس در دولت روحانی تکمیل و واحدهای آن بهتدریج وارد مدار شدند. بهرهبرداری از این پالایشگاه، ظرفیت تولید بنزین ایران را بهشدت افزایش داد و کشور را برای مدتی به صادرکننده بنزین تبدیل کرد.
ثابتی همچنین جمله «پالایشگاهسازی کثافت است» را به زنگنه نسبت داد. دفتر وزیر پیشین نفت اعلام کرد این جمله از توضیحات کامل او جدا شده است. زنگنه درباره ممنوعیت قانونی سرمایهگذاری مستقیم دولت در پالایشگاهسازی، اولویت توسعه میدانهای گازی و پیامدهای زیستمحیطی تولید فرآوردههای سنگین صحبت کرده بود.
در نتیجه، روایت ثابتی هم تکمیل پالایشگاه ستاره خلیجفارس را حذف کرد و هم سخنان زنگنه را بدون بیان زمینه اصلی بازتاب داد.
گاف زمانی ثابتی در پرونده کرسنت
ثابتی در تیر ۱۴۰۳ نیز با انتشار مطلبی درباره پرونده کرسنت مدعی شد بیژن زنگنه پس از اظهارات سعید جلیلی دستپاچه شده و به سخنان او پاسخ داده است.
خیلی زود مشخص شد اظهارات زنگنه پیش از انتشار ویدئوی جلیلی ضبط شده بود. بنابراین سخنان وزیر پیشین نفت نمیتوانست واکنشی به اظهاراتی باشد که بعدتر منتشر شد. ثابتی پس از یادآوری این تقدم زمانی، نوشته خود را حذف کرد.
این اتفاق یکی از روشنترین اشتباهات ثابتی در موضوعات نفتی بود؛ اشتباهی که نه به اختلاف تحلیل، بلکه به رعایتنشدن ترتیب زمانی دو اظهارنظر مربوط میشد.
مقصرسازی وزارت نفت در بحران خاموشیها
در آذر ۱۴۰۳ و همزمان با افزایش خاموشیها، ثابتی اعلام کرد «ترک فعل وزارت نفت از شهریورماه» و ذخیرهنکردن گازوئیل، علت اصلی قطعی برق و تعطیلی کشور بوده است.
این روایت، بحران پیچیده انرژی ایران را به عملکرد چندماهه یک وزارتخانه تقلیل میداد. کاهش ذخایر سوخت نیروگاهی از ماهها قبل آغاز شده بود و دولت چهاردهم، انبارهای سوخت را در وضعیتی نامناسب تحویل گرفته بود. کمبود گاز، مصرف بالای برق، راندمان پایین نیروگاهها، محدودیت تولید و انتقال سوخت و میزان ذخایر ابتدای دوره نیز در شکلگیری خاموشیها نقش داشتند.
ثابتی مدتی بعد نوشت بخشی از گازوئیل از وزارت نفت خارج شده، اما هنوز وارد نیروگاهها نشده است. همین توضیح نشان میداد نمیتوان تمام مسئولیت را متوجه وزارت نفت دانست. خروج سوخت از انبارهای شرکت ملی پخش و نرسیدن آن به مقصد، پای دستگاههای دیگری را نیز به پرونده باز میکرد.
ادعای اولیه ثابتی نمونهای از «مقصرسازی تکعلتی» در مسئلهای بود که ریشه آن به سالها ناترازی در تولید و مصرف انرژی بازمیگشت.
واقعیت واردات گاز از ترکمنستان
یکی از جنجالیترین ادعاهای ثابتی در دوم دی ۱۴۰۳ مطرح شد. او گفت دولت روحانی قرارداد واردات گاز ترکمنستان را لغو کرد و ابراهیم رئیسی شخصاً به ترکمنستان رفت تا واردات گاز را با وجود باقیماندن بدهی احیا کند.
این روایت با واقعیتهای قرارداد گازی دو کشور مطابقت نداشت. ایران قرارداد واردات را لغو نکرد؛ ترکمنستان در دی ۱۳۹۵ بهدلیل اختلاف مالی و مطالبات معوق، صادرات گاز به ایران را متوقف کرد. اختلاف دو کشور نیز در نهایت به داوری بینالمللی رسید.
در دولت سیزدهم مذاکراتی درباره گاز ترکمنستان انجام شد، اما آنچه به اجرا درآمد، عمدتاً سوآپ گاز ترکمنستان به جمهوری آذربایجان از مسیر ایران بود. سوآپ با واردات مستقیم تفاوت دارد. ایران در سوآپ، گاز را در یک نقطه تحویل میگیرد و معادل آن را پس از کسر حق انتقال به کشور دیگری تحویل میدهد.
در زمستان ۱۴۰۲ نیز واردات مستقیم گاز ترکمنستان به ایران به شکلی که ثابتی توصیف کرده بود، برقرار نشد. بنابراین ادعای او هم علت توقف صادرات را وارونه روایت کرد و هم سوآپ گازی را جای واردات مستقیم نشاند.
بنزینهراسی با ادعای افزایش ۵۰۰ درصدی
ثابتی در مهر ۱۴۰۴ از تصمیم دولت برای سهنرخیکردن بنزین و افزایش ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصدی قیمت سوخت خبر داد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که جامعه همچنان نسبت به تجربه افزایش ناگهانی قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ حساس بود.
در آن مقطع، دولت وجود تصمیم قطعی برای چنین افزایش قیمتی را رد کرد. اجرای سیاست جدید سوخت نیز در ادامه با ارقام مورد ادعای ثابتی فاصله داشت و افزایش ۵۰۰ درصدی قیمت عمومی بنزین محقق نشد.
تفاوت میان «سناریوی مورد بررسی»، «پیشنهاد کارشناسی» و «مصوبه قطعی» در سیاستگذاری انرژی اهمیت زیادی دارد. ثابتی سناریویی تأییدنشده را در قامت تصمیم نهایی دولت مطرح کرد و به شکلگیری موج تازهای از نگرانی درباره قیمت بنزین دامن زد.
واکنش عجیب به افزایش قیمت جهانی نفت
ثابتی در اسفند ۱۴۰۴ و همزمان با افزایش قیمت نفت گفت: «به درک که قیمت نفت بالا رفته.» او افزایش قیمت انرژی را عمدتاً مشکلی برای آمریکا و کشورهای غربی معرفی کرد.
افزایش قیمت نفت میتواند درآمد صادرکنندگان را بالا ببرد، اما آثار آن برای ایران یکسویه نیست. ایران بهدلیل تحریمها، محدودیت دریافت پول، تخفیفهای فروش نفت و هزینه تراستیها نمیتواند تمام منفعت جهش قیمت را دریافت کند.
از طرف دیگر، شوک نفتی هزینه حملونقل دریایی، بیمه، واردات مواد اولیه، قیمت کالاهای اساسی و نرخ تورم جهانی را افزایش میدهد. اقتصاد تحریمشده ایران نیز از این افزایش هزینهها مصون نمیماند. بنابراین گرانشدن نفت را نمیتوان فقط زیان آمریکا و سود ایران دانست.
مخالفت با مسیرهای جایگزین صادرات نفت
ثابتی در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد ایران نباید اجازه دهد کشورهای عربی با ایجاد خطوط لوله جایگزین، تنگه هرمز را دور بزنند. این اظهارات از نظر حقوقی و راهبردی با یک پرسش اساسی روبهرو است: ایران چگونه میتواند مانع ساخت خطوط لوله در خاک کشورهای دیگر شود؟
خط شرق به غرب عربستان، نفت این کشور را از مناطق شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. خط حبشان–فجیره امارات نیز بخشی از نفت ابوظبی را بدون عبور از تنگه هرمز به دریای عمان میرساند. این زیرساختها در قلمرو کشورهای صاحب خط قرار دارند و ساخت یا توسعه آنها تحت حاکمیت ایران نیست.
مطرحکردن تهدید علیه مسیرهای جایگزین نیز میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و کشورهای منطقه را به سرمایهگذاری بیشتر برای کاهش وابستگی به هرمز ترغیب کند.
ادعای درآمد ۵۰۰ میلیارد دلاری تنگه هرمز
آخرین ادعای عجیب ثابتی به ارزش اقتصادی تنگه هرمز مربوط میشود. او گفت این تنگه میتواند بین ۵ تا ۵۰۰ میلیارد دلار برای ایران درآمد ایجاد کند و تحقق آن را به «عرضه» مسئولان مرتبط دانست.
برای رقم ۵۰۰ میلیارد دلار هیچ محاسبه مشخصی ارائه نشد. معلوم نیست این درآمد قرار است از چه محلی، با چه نرخ عوارضی و طی چه بازه زمانی به دست آید.
تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی میان ایران و عمان است. بخش مهمی از تردد کشتیها نیز از مسیرهای واقع در آبهای عمان انجام میشود. ایران سازوکار حقوقی شناختهشدهای برای دریافت صدها میلیارد دلار عوارض از نفتکشها و کشتیهای عبوری ندارد.
رقم مورد اشاره ثابتی بدون بیان حجم تردد مشمول، نرخ عوارض، هزینههای اجرایی، واکنش کشورهای ذینفع و مبنای حقوقی مطرح شد. به همین دلیل، این عدد بیش از آنکه یک برآورد اقتصادی باشد، به یک عدد خیابانی و فاقد پشتوانه شباهت دارد.
کارنامهای از ادعاهای تقطیعشده و اعداد بیمبنا
مرور اظهارات نفتی امیرحسین ثابتی نشان میدهد یک الگوی مشترک در بسیاری از آنها وجود دارد؛ مسائل پیچیده به یک علت تقلیل پیدا میکنند، تفاوت میان واردات و سوآپ نادیده گرفته میشود، سخنان دیگران بدون زمینه کامل بازنشر میشوند و ارقام بزرگ بدون انتشار محاسبات در اختیار افکار عمومی قرار میگیرند.
صنعت نفت، گاز و برق با شعار و عددسازی اداره نمیشود. هر ادعا در این حوزه باید بر آمار رسمی، تعریف فنی دقیق و محاسبه اقتصادی استوار باشد. تریبون مجلس نیز مسئولیت گوینده را سنگینتر میکند؛ زیرا یک جمله تأییدنشده درباره قیمت بنزین یا ذخایر سوخت میتواند به التهاب اجتماعی و سردرگمی افکار عمومی منجر شود.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.