خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، آمریکا برای محدودکردن تردد کشتیهای مرتبط با ایران، لزوماً به استقرار یک حلقه پیوسته از ناوهای جنگی نیاز ندارد. هواپیماهای نظامی، پهپادهای شناسایی، رادارهای منطقهای و سامانههای ماهوارهای میتوانند شناورها را از فاصله دور کشف کنند، مسیر آنها را بسنجند و پیش از ورود به آبهای ایران، اطلاعات لازم را برای اخطار یا مداخله در اختیار واحدهای عملیاتی قرار دهند.
در این الگو هواپیما نقش «چشم عملیات» را بر عهده دارد. کشتی شناسایی میشود، هویت و مقصد آن بررسی میشود و در صورت حرکت به سوی بنادر یا پایانههای ایران، تماس رادیویی برقرار خواهد شد. ادامه این فرایند میتواند از یک پرسش ساده درباره نام و مقصد شناور تا اخطار برای تغییر مسیر یا تهدید به توقیف پیش برود.
هواپیما چگونه کشتی را پیدا میکند؟
هواپیماهای گشت دریایی به دلیل ارتفاع پرواز، سطح وسیعی از خلیج فارس و دریای عمان را پوشش میدهند. رادار، دوربینهای الکترواپتیکی و تجهیزات شناسایی الکترونیکی به آنها امکان میدهد موقعیت، سرعت، جهت حرکت و ابعاد تقریبی یک شناور را ثبت کنند. این دادهها در کنار تصاویر ماهوارهای، رادارهای ساحلی و اطلاعات شناورهای نظامی، تصویر نسبتاً دقیقی از ترافیک دریایی منطقه میسازد.
کشتی ممکن است کیلومترها پیش از رسیدن به آبهای ایران شناسایی شود. مسیر حرکت، آخرین بندر، سابقه سفر، پرچم، مالکیت و مقصد اعلامشده با اطلاعات موجود مقایسه میشود تا احتمال ارتباط آن با ایران مشخص شود. به همین دلیل، حلقه کنترل تنها در تنگه هرمز شکل نمیگیرد و میتواند از دریای عمان یا بخشهای مرکزی خلیج فارس آغاز شود.
خاموشکردن AIS کشتی را پنهان نمیکند
سامانه شناسایی خودکار کشتی یا AIS اطلاعاتی مانند نام، موقعیت، سرعت و جهت حرکت شناور را منتشر میکند. خاموشکردن این سامانه، کشتی را از برخی نقشههای عمومی حذف میکند، اما آن را از دید رادار هواپیما، ماهواره یا ایستگاههای ساحلی پنهان نمیسازد.
در نبود اطلاعات AIS، نیروهای مراقبتی میتوانند ابعاد بدنه، مسیر حرکت، آخرین موقعیت ثبتشده و مشخصات ظاهری شناور را بررسی کنند. شماره IMO نیز شناسه دائمی کشتی است و معمولاً با تغییر نام، مالک یا پرچم عوض نمیشود. سامانه ماهوارهای LRIT نیز مسیر برخی کشتیها را ثبت میکند، هرچند اطلاعات آن برخلاف AIS عمومی نیست و دسترسی به آن محدود است.
اخطار رادیویی چگونه صادر میشود؟
پس از شناسایی یک کشتی، هواپیما یا شناور نظامی میتواند از طریق کانالهای ارتباطی دریایی با فرمانده آن تماس بگیرد. نام کشتی، شماره IMO، پرچم، مبدأ، مقصد، نوع محموله و علت خاموشبودن AIS از پرسشهای معمول در این مرحله است. پاسخها با دادههای از پیش جمعآوریشده تطبیق داده میشوند و هر تناقضی میتواند حساسیت را افزایش دهد.
هواپیما معمولاً ابزار توقف فیزیکی کشتی نیست. مأموریت اصلی آن حفظ تماس، دنبالکردن شناور و ارسال موقعیت به مرکز فرماندهی است. اگر تصمیم به مداخله گرفته شود، ناو، بالگرد یا شناور نظامی میتواند برای نزدیکشدن، بازرسی یا وادارکردن کشتی به تغییر مسیر وارد عمل شود.
محاصره بدون توقیف هم اثر میگذاردهدف همیشه توقیف کشتی نیست. اخطار نظامی یا تهدید به بازرسی، توقیف و تحریم میتواند فرمانده یا مالک شناور را به توقف، بازگشت یا انتخاب مقصدی دیگر وادار کند. این فشار زمانی مؤثرتر میشود که شرکت بیمه پوشش سفر را محدود کند، حق بیمه افزایش یابد یا مالک کشتی خطر آسیبدیدن شناور و خدمه را نپذیرد.
در نتیجه، فشار امنیتی به هزینه اقتصادی تبدیل میشود. حتی اگر تنها چند کشتی تغییر مسیر دهند، نگرانی در میان مالکان، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران گسترش پیدا میکند و ورود به بنادر ایران پرریسکتر و گرانتر میشود. این همان نقطهای است که کنترل نظامی محدود میتواند بدون بستن کامل مسیرهای دریایی، بر تجارت اثر بگذارد.
شبکه کنترل آمریکا در منطقه
پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای جنوبی خلیج فارس، ناوگان پنجم در بحرین، هواپیماهای نظامی، پهپادها، ماهوارهها و شناورهای بدونسرنشین اجزای یک شبکه واحد هستند. دادههای این تجهیزات در مراکز فرماندهی ترکیب میشود تا حرکت هر شناور مشکوک از زمان ورود به منطقه تا رسیدن به مقصد دنبال شود.
تقسیم کار در این شبکه روشن است: هواپیما و پهپاد کشتی را کشف و ردیابی میکنند، مرکز فرماندهی درباره سطح تهدید تصمیم میگیرد و واحد دریایی مداخله احتمالی را انجام میدهد. بنابراین نقش اصلی هواپیما، ایجاد اشراف اطلاعاتی و فراهمکردن امکان اقدام پیش از رسیدن کشتی به آبهای ایران است.
آیا این وضعیت محاصره رسمی است؟
هر پرواز شناسایی، تماس رادیویی یا رهگیری کشتی را نمیتوان بهتنهایی محاصره دریایی نامید. محاصره زمانی معنا پیدا میکند که جلوگیری سازمانیافته و مستمر از ورود یا خروج کشتیها به سیاست عملیاتی تبدیل شود. از نظر حقوقی نیز رصد یک شناور با مجوز توقف، بازرسی یا تغییر مسیر آن یکسان نیست.
با این حال، تکرار اخطارها و تلاش عملی برای منصرفکردن کشتیها از حرکت به سوی بنادر ایران میتواند نوعی فشار دریایی انتخابی ایجاد کند؛ فشاری که بهجای بستن همه مسیرها، شناورهای مرتبط با ایران را هدف میگیرد. اثبات اجرای چنین سیاستی به اطلاعات دقیق درباره زمان و مکان رهگیریها، هویت کشتیها، محتوای اخطارها و واکنش واحدهای نظامی نیاز دارد.
دریانوردان در خط مقدم خطر
نخستین قربانی هر تشدید تنش دریایی، خدمه کشتیهای تجاری هستند. این افراد نقشی در تصمیمهای سیاسی و نظامی ندارند، اما با خطر حمله، آتشسوزی، غرقشدن، جراحت و مرگ روبهرو میشوند. اخطار یا تهدید علیه یک کشتی فقط جریان تجارت را مختل نمیکند؛ جان دریانوردانی را نیز به خطر میاندازد که وظیفه آنها انتقال کالا و حفظ زنجیره تأمین است.
جمعبندیهواپیماهای نظامی بهتنهایی مسیرهای دریایی ایران را نمیبندند، اما مهمترین حلقه شناسایی و هدایت عملیات هستند. آنها کشتی را پیدا میکنند، مسیرش را زیر نظر میگیرند، هویتش را بررسی میکنند و اطلاعات لازم را برای اخطار یا مداخله در اختیار واحدهای دریایی قرار میدهند.
در این شیوه، ابزار اصلی آمریکا اشراف اطلاعاتی است. هدف آن است که کشتی پیش از رسیدن به بنادر ایران با تهدید امنیتی، خطر توقیف و هزینه بیمهای روبهرو شود. اگر این فشار بهصورت مستمر و سازمانیافته اعمال شود، میتواند بدون استقرار یک دیوار فیزیکی از ناوهای جنگی، تردد دریایی و تجارت ایران را محدود کند.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.