خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میز نفت، همهچیز از دوران جیمی کارتر آغاز شد. آن روزها هنوز صحبت از نابودی صنعت نفت ایران نبود. تحریم بیشتر شبیه یک هشدار اقتصادی بود؛ ابزاری برای فشار، نه برای فروپاشی. تصور غالب این بود که اقتصاد ایران تحت فشار قرار بگیرد و رفتار سیاسیاش تغییر کند. نفت در این مرحله هنوز هدف اصلی نبود، اما پایههای محدودسازی از همانجا گذاشته شد.
تعویض بازی ریگان و بوش
با روی کار آمدن رونالد ریگان، داستان شکل جدیتری به خود گرفت. جنگ در جریان بود و نفت ایران دیگر فقط یک منبع درآمد نبود، بلکه به یک هدف نظامی تبدیل شد. حمله به تأسیسات نفتی ایران، پیام روشنی داشت: زیرساخت نفتی هم میتواند ضربه بخورد. از این نقطه به بعد، امنیت صنعت نفت ایران وارد بازی شد و مفهوم «آسیبپذیری» برای نخستینبار بهطور واقعی احساس شد.
در دوران جرج بوش پدر، هیجان و تقابل مستقیم جای خود را به مهار حسابشده داد. آمریکا تلاش کرد نقش نفت ایران را در معادلات منطقهای و جهانی محدود کند، بیآنکه هزینه یک درگیری آشکار را بپردازد. فشارها بیسر و صدا ادامه داشتند، اما جهتدار؛ هدف این بود که نفت ایران نتواند به ابزار قدرت تبدیل شود.
نوبت به بیل کلینتون رسید
وقتی نوبت به بیل کلینتون رسید، داستان وارد فاز عمیقتری شد. اینبار تمرکز نه بر فروش نفت، بلکه بر آینده صنعت نفت بود.
جلوگیری از سرمایهگذاری خارجی، یعنی بریدن مسیر توسعه. ایران شاید هنوز نفت میفروخت، اما دیگر نمیتوانست صنعتش را نوسازی کند. این تصمیم، شاید در لحظه پر سر و صدا نبود، اما اثرش ماندگار بود؛ صنعت نفت وارد دورهای شد که بهتدریج پیر میشد.
کنترل بر تولید نفت
در دوران جرج دبلیو بوش، این فشار شکل دقیقتری گرفت. مسئله دیگر فقط تحریم یا سرمایهگذاری نبود؛ تولید باید کنترل میشد. سیاستها طوری طراحی شدند که ایران نتواند آزادانه تولید خود را بالا ببرد یا سهمش را در بازار تثبیت کند. نفت ایران حالا در چارچوبی مدیریت میشد که قواعدش بیرون از تهران نوشته میشد.
باراک اوباما و ترامپ
دوره باراک اوباما نقطهای بود که داستان به اوج رسید. هدف، روشن و بیپرده بود: کاهش شدید سهم ایران از بازار جهانی نفت. تحریمها همزمان بانک، بیمه، حملونقل و فروش را هدف گرفتند. ایران نهفقط درآمدش را از دست داد، بلکه مشتریانش را هم از دست داد. جای خالی بهسرعت پر شد و بازگشت سختتر از همیشه شد.
دونالد ترامپ این مسیر را به آخر خط رساند. سیاست «صفر کردن صادرات نفت ایران» دیگر چیزی برای پنهان کردن نداشت. فشار حداکثری، علنی و بیسابقه اعمال شد. فروش نفت جرم شد و هدف، حذف کامل ایران از بازار نفت بود. این مرحله، خشنترین فصل داستان بود؛ فصلی که آسیبهای انباشته سالهای قبل را یکجا آشکار کرد.
چشم پوشی جو بایدن
با آمدن جو بایدن، لحن تغییر کرد، اما داستان تمام نشد. تحریمها باقی ماندند، اما اجرای آنها با چشمپوشی همراه شد. فشار کمتر شد، اما زخمها ترمیم نشدند. صنعت نفتی که سالها تحت فشار بوده، با یک تغییر لحن سیاسی به حالت اول بازنمیگردد. آنچه از دست رفته بود، زمان، سرمایه و سهم بازار بود.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.