خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، کمتر شرکتی در صنعت نفت طی یک سال اخیر به اندازه شرکت نفت و گاز پارس در معرض پرسشهای تخصصی قرار گرفته است. از توسعه میدان گازی کیش و پروژههای فراساحلی گرفته تا طرحهای پالایشگاهی و بازنگری برخی مناقصات، هر پرونده موج تازهای از واکنشها را به همراه داشته است. حاصل این رخدادها، شکلگیری تصویری است که در آن اخبار مناقصات، بیش از اخبار پیشرفت پروژهها دیده میشود.
از یک اتفاق تا یک الگوی تکرارشونده
اعتراض به نتیجه یک مناقصه، در ذات رقابت امری طبیعی است. هر رقابتی برنده و بازنده دارد و هیچ کارفرمایی نمیتواند همه شرکتکنندگان را راضی نگه دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که اعتراضها از یک رخداد موردی فراتر میروند و به یک الگوی تکرارشونده تبدیل میشوند.
امروز نفت و گاز پارس با پدیدهای روبهروست که میتوان آن را «اعتراضانباشتگی» نامید؛ وضعیتی که در آن هر پرونده، ذهنیت شکلگرفته از پرونده قبلی را تقویت میکند و هر تصمیم تازه، زیر سایه تصمیمهای گذشته قضاوت میشود.
آسیبی پنهان برای صنعت نفت
تداوم این روند، رفتار بازار پیمانکاری را نیز تغییر میدهد. بخشی از پیمانکاران پیش از مطالعه اسناد فنی، درباره نتیجه رقابت اظهار نظر میکنند. این همان «مناقصههراسی» است؛ حالتی که ذهن فعالان صنعت را از کیفیت پیشنهادها دور کرده و به سمت پیشبینی نتیجه مناقصه سوق میدهد.
رقابت زمانی معنا دارد که همه شرکتکنندگان به برابری فرصتها اعتماد داشته باشند. هر خدشهای به این برداشت، پیش از هر چیز اعتبار کارفرما را تحت تأثیر قرار میدهد.
حلقه مفقوده اعتماد
انتشار خبر بازداشت مدیر مالی شرکت نیز حساسیتها را افزایش داد. رسیدگی به این پرونده بر عهده دستگاه قضایی است و نتیجه آن نیز باید از همان مسیر اعلام شود، اما فضای حرفهای صنعت، رخدادها را جدا از یکدیگر تحلیل نمیکند. هر اتفاق، کنار اتفاق قبلی قرار میگیرد و ذهنیتی تازه میسازد؛ ذهنیتی که حتی اگر کاملاً منطبق با واقعیت نباشد، بر رفتار بازار اثر میگذارد.
در چنین فضایی، سکوت راهحل نیست. سکوت، پرسشها را از بین نمیبرد؛ بلکه آنها را تکثیر میکند. توضیحهای کلی نیز معمولاً به «ابهامزایی» دامن میزنند. سازمانهای حرفهای پیش از آنکه از نتیجه تصمیمهای خود دفاع کنند، از فرآیند تصمیمگیریشان دفاع میکنند.
سرمایهای که بهسادگی از دست میرود
بازار پیمانکاری با سرمایهای نامرئی به نام اعتماد حرکت میکند. همانگونه که گفتهاند: «اعتماد، پیاده میآید و سواره میرود.»
ساختن این سرمایه سالها زمان میبرد، اما چند تصمیم بحثبرانگیز یا چند پرسش بیپاسخ میتواند آن را تضعیف کند. بازنگری برخی فرآیندها یا تکرار بعضی مناقصات، ذاتاً ایراد نیست؛ مسئله زمانی شکل میگیرد که دلیل این بازنگریها بهروشنی برای فعالان صنعت توضیح داده نشود.
در چنین شرایطی، پدیده «تجدیدزایی مناقصات» به یک ذهنیت عمومی تبدیل میشود؛ ذهنیتی که هر مناقصه جدید را نیز با تردید همراه میکند.
مدیریت شرکت چگونه میتواند اعتماد را بازسازی کند؟
مدیریت شرکت نفت و گاز پارس امروز فقط مسئول پیشبرد پروژههای توسعهای نیست؛ بلکه مسئول حفظ اعتبار سازمان نیز هست. در مدیریت مجموعههای راهبردی، اصل قدیمی «همسر سزار باید فراتر از هرگونه سوءظن باشد» همچنان معتبر است. برای شرکتی که مدیریت میلیاردها دلار سرمایه ملی را بر عهده دارد، درست بودن تصمیمها کافی نیست؛ تصمیمها باید برای جامعه حرفهای نیز قابل دفاع باشند.
فعالان صنعت انتظار ندارند همه مناقصات مطابق خواسته آنها به پایان برسد؛ انتظار آنها روشن بودن قواعد بازی است. معیارهای ارزیابی باید قابل سنجش باشند، فرآیند رسیدگی به اعتراضها مشخص باشد و دلایل انتخاب یا رد پیشنهادها امکان بررسی داشته باشد.
پاسخ مستند، مؤثرتر از هر تکذیبیه
صنعت نفت، صنعت عدد، سند و قرارداد است. در چنین فضایی، انتشار مستندات، اثرگذارتر از هر بیانیه یا تکذیبیه خواهد بود. اعلام معیارهای ارزیابی، تشریح دلایل انتخاب پیمانکار، انتشار نتیجه بررسی اعتراضها و پایبندی به یک رویه ثابت، میتواند بخش مهمی از فضای ابهام را از بین ببرد.
تجربه سازمانهای بزرگ نشان میدهد بحران همیشه از یک تصمیم اشتباه آغاز نمیشود؛ گاهی از یک پاسخ دیرهنگام شکل میگیرد. هرچه فاصله میان تصمیم و اقناع افکار عمومی بیشتر شود، فرصت برای شکلگیری روایتهای غیررسمی نیز افزایش مییابد.
اعتبار کارفرما، مهمتر از یک مناقصه
این یادداشت درباره برنده یا بازنده یک مناقصه نیست؛ موضوع، کیفیت حکمرانی بر قراردادهایی است که میلیاردها دلار سرمایه ملی را جابهجا میکنند. هرچه این حکمرانی شفافتر، قابل سنجشتر و قابل دفاعتر باشد، جایگاه شرکت نفت و گاز پارس نیز مستحکمتر خواهد شد.
فرصت اصلاح همچنان وجود دارد. این شرکت از توان فنی، تجربه و سرمایه انسانی لازم برای عبور از شرایط فعلی برخوردار است. نخستین گام نیز پذیرش یک واقعیت ساده است؛ بخشی از فعالان صنعت نسبت به روند برخی مناقصات پرسش دارند و بیپاسخ گذاشتن این پرسشها، تنها بر تعداد آنها میافزاید.
در نهایت، شاید بهترین جمعبندی همان ضربالمثل قدیمی باشد: «اعتماد، پیاده میآید و سواره میرود.» سازمانها با پروژههای بزرگ شناخته میشوند، اما با شیوه تصمیمگیری خود در حافظه صنعت باقی میمانند. اگر نفت و گاز پارس بتواند نگاهها را از حاشیه مناقصات به متن پروژهها بازگرداند، این دوره مدیریتی با توسعه میدانهای مشترک به یاد خواهد ماند، نه با مناقصههایی که بیش از خود پروژهها درباره آنها سخن گفته شد.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.