خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، برای یافتن شناسنامه تراستیهای نفتی باید به سالهایی بازگشت که تحریم در ادبیات سیاسی ایران از یک تهدید اقتصادی به موضوعی برای شوخی و شعار تبدیل شده بود. محمود احمدینژاد تحریمها را «کاغذپاره» میخواند و درباره قطعنامههای شورای امنیت میگفت آنقدر قطعنامه صادر کنید تا «قطعنامهدانتان پاره شود».
مشکل فقط چند جمله جنجالی نبود. پشت این ادبیات، تصوری پرهزینه قرار داشت؛ اینکه تحریم اثر جدی ندارد و اقتصاد ایران میتواند بدون پرداخت بهایی سنگین، مسیر عادی خود را ادامه دهد. گذشت زمان نشان داد همان کاغذپارهها چگونه به دیواری مقابل تجارت، بانکداری و فروش نفت ایران تبدیل شدند.
کاغذپارهها دیوار شدند
با تشدید تحریمها، فروش رسمی نفت دشوار شد، بانکهای خارجی عقب نشستند و مسیر بازگشت پول محدودتر شد. هزینه انتقال ارز افزایش یافت و نام ایران به مانعی برای انجام بسیاری از معاملات بینالمللی تبدیل شد. تجارت نفت کشور نیز بخشی از راههای قانونی و شفاف خود را از دست داد.
از همین نقطه، اقتصاد ایران وارد مرحلهای شد که میتوان آن را «اقتصاد بیرسید» نامید؛ اقتصادی که برای فروش نفت، دریافت پول و انتقال ارز ناچار است از خیابان اصلی تجارت جهانی خارج شود و به کوچههای فرعی پناه ببرد.
کوچه فرعی اما بدون صاحب نمیماند.وقتی دولت نمیتواند نفت خود را مستقیم بفروشد، به واسطه نیاز پیدا میکند. هنگامی که دریافت مستقیم پول ممکن نیست، شبکه انتقال ارز شکل میگیرد. وقتی نام ایران نباید در اسناد معامله دیده شود، شرکتهای پوششی، حسابهای واسط، تغییر مالکیت محموله و سازوکارهای غیرشفاف وارد میدان میشوند.
در چنین ساختاری، واسطه فقط مأمور فروش نفت نیست؛ بهتدریج به صاحب مسیر تبدیل میشود.
تحریم تراستی تولید کرد
تراستی نفتی از ابتدا یک بازیگر قدرتمند نبود. ساختار تحریم به او قدرت داد. هرچه مسیر رسمی تجارت باریکتر شد، ارزش فرد یا شبکهای که کلید مسیر غیررسمی را در اختیار داشت، افزایش یافت.
فروش نفت و بازگرداندن درآمدهای آن به مهارت، ارتباطات و حسابهایی وابسته شد که بیرون از ساختار شفاف و قابل نظارت قرار داشتند. دولت برای عبور از تحریم، واسطه ساخت؛ اما با بزرگشدن واسطه، بخشی از قدرت تصمیمگیری و جریان پول نیز به همان شبکه منتقل شد.
اینجاست که «تحریمخواری» از دل «تحریمداری» بیرون میآید. اقتصادی که برای ادامه حیات خود به مسیرهای تاریک وابسته باشد، دیر یا زود گروههایی میسازد که از روشنشدن مسیر زیان میبینند.
واسطه جای ساختار نشست
هر تراستی که پول نفت را بازنگردانده، اطلاعات نادرست ارائه کرده یا از تحریم برای کسب منافع شخصی استفاده کرده است، باید پاسخگو باشد. تحریم نه فساد را توجیه میکند و نه مجوزی برای تصاحب منابع عمومی است.
مسئله از جایی منحرف میشود که معلول بهجای علت محاکمه شود. میتوان چند تراستی را حذف کرد، چند مدیر را کنار گذاشت و پروندههای قضایی تازهای گشود؛ اما تا زمانی که سازوکار تولیدکننده تراستی باقی بماند، شبکه جدیدی جای شبکه قبلی را خواهد گرفت. نفت همچنان باید فروخته شود، پول آن باید بازگردد و تحریم همچنان مسیر رسمی را مسدود کرده است.
در چنین وضعیتی، تغییر افراد الزاماً به معنای تغییر مناسبات نیست. تنها نام واسطه، شرکت پوششی و شماره حساب تغییر میکند؛ ساختار همان ساختار باقی میماند.
شناسنامه تراستیها در تحریم است
اگر آقای سیاح بهدنبال پدر تراستیهای نفتی و شناسنامه سیاسی آنهاست، نیازی به تعبیر «فرزندان نامشروع» ندارد. کافی است تاریخ تحریمهای ایران و تصمیمهایی را مرور کند که مسیر تجارت رسمی کشور را بستند.
تراستیها محصول اقتصادی هستند که زمانی تحریم را کاغذپاره دانست، اما سالها هزینه آن را با تخفیف نفت، کارمزدهای سنگین، بلوکهشدن منابع و گسترش شبکههای غیرشفاف پرداخت کرد.
مبارزه با فساد تراستیها ضروری است، اما پاککردن صورت مسئله با چند ناسزا، شبکههای واسطهای را از بین نمیبرد. تا وقتی نفت ایران نتواند از مسیر رسمی فروخته شود و پول آن بدون واسطه به کشور بازگردد، اقتصاد تحریم به تولید تراستی ادامه خواهد داد.
معلول را فحشدادن آسان است؛ درباره علت باید پاسخ داد.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.