خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، یکی از خطاهای قدیمی در سیاست خارجی ایران، جداکردن یک لحظه مطلوب از زنجیره حوادث و معرفی آن بهعنوان پیروزی نهایی است؛ خطایی که میتوان آن را «پیروزیتراشی» نامید.
در این روش، شکست طرف مقابل برجسته میشود، اما پیامدهای بعدی تصمیم از محاسبه کنار میرود. بحران گروگانگیری به تضعیف کارتر کمک کرد، اما ارزیابی نتیجه این بحران بدون بررسی دولت بعدی آمریکا، تنها نیمی از واقعیت را نشان میدهد.
شکست کارتر پایان ماجرا نبود
کارتر رئیسجمهوری مطلوب برای ایران نبود. نخستین تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی در دولت او اعمال شد و واشنگتن روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرد. عملیات طبس نیز در همین دوره انجام شد.
بااینحال، سیاست خارجی میدان انتخاب میان «خوب» و «بد» نیست. کشورها گاهی ناچارند هزینه دو گزینه نامطلوب را با یکدیگر مقایسه کنند. پرسش اصلی این نیست که کارتر علیه ایران اقدام کرد یا نه؛ پرسش این است که جایگزین او چه سیاستی در برابر ایران داشت.
بحران گروگانگیری جایگاه کارتر را در داخل آمریکا تضعیف کرد و به پیروزی نامزدی کمک کرد که از موضع قدرت، افزایش بودجه نظامی و برخورد سختتر با دشمنان ایالات متحده سخن میگفت. بنابراین محاسبه سیاسی نمیتواند با اعلام شکست کارتر پایان یابد.
ریگان با فشار بیشتر آمد
رونالد ریگان فقط جایگزین کارتر نشد؛ او به یکی از محبوبترین رؤسای جمهور معاصر آمریکا تبدیل شد. ارزیابیهای بازنگرانه گالوپ نیز ریاستجمهوری او را در میان دورههایی قرار داده که نظر مثبت بخش بزرگی از جامعه آمریکا را به همراه داشته است.
این پشتوانه داخلی به ریگان امکان داد سیاست خارجی تهاجمیتری را دنبال کند. در دوره او، فشار اقتصادی علیه ایران گسترش یافت، واردات نفت ایران به آمریکا ممنوع شد و رویارویی تهران و واشنگتن در خلیج فارس از جنگ نیابتی و حمایت سیاسی فراتر رفت.
در سال پایانی جنگ ایران و عراق، نیروهای آمریکایی مستقیماً با ایران درگیر شدند. سکوهای نفتی ایران هدف حمله قرار گرفتند و چند شناور نظامی آسیب دیدند یا منهدم شدند. به این ترتیب، کشوری که از شکست کارتر احساس پیروزی میکرد، چند سال بعد با دولت سختگیرتری روبهرو شد که برخورد مستقیم نظامی را وارد روابط دو کشور کرد.
قدرت با قدرتنمایی فرق دارد
قدرت فقط توان اثرگذاری بر شکست یک رئیسجمهور آمریکا نیست. قدرت واقعی، توان محاسبه پیامدهای آن شکست و شناخت فردی است که قرار است جایگزین او شود.
اگر یک رئیسجمهور انعطافپذیرتر کنار برود و سیاستمداری روی کار بیاید که تحریمها را تشدید کند، واردات نفت ایران را هدف بگیرد و برخورد مستقیم با تأسیسات نفتی کشور در دوره او رخ دهد، شکست نفر اول بهتنهایی معنای پیروزی ندارد.
این تفاوت میان «نتیجه فوری» و «دستاورد راهبردی» است. نتیجه فوری میتواند برای مصرف داخلی جذاب باشد، اما دستاورد راهبردی زمانی شکل میگیرد که مجموع هزینهها و پیامدهای یک تصمیم به سود کشور تمام شود.
سیاست با شب انتخابات تمام نمیشود
پیروزیتراشی سیاست خارجی را به مجموعهای از تصاویر کوتاه تبدیل میکند؛ سقوط یک دولت، عقبنشینی یک مقام یا شکست یک نامزد برجسته میشود، اما آنچه پس از آن اتفاق میافتد، از روایت حذف میشود.
بحران گروگانگیری ممکن است در شکست کارتر مؤثر بوده باشد، اما حاصل نهایی آن فقط بیرونرفتن او از کاخ سفید نبود. آمریکا رئیسجمهوری محبوبتر، قدرتمندتر و سختگیرتر پیدا کرد و ایران نیز با فشارهایی مواجه شد که در سالهای بعد ابعاد گستردهتری گرفت.
سیاست خارجی با لحظه تحقیر رقیب سنجیده نمیشود؛ معیار، هزینهای است که کشور پس از آن لحظه میپردازد.از چاله به چاه افتادن نمایش قدرت نیست؛ خطای محاسبه است.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.