خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میز نفت، محمود احمدینژاد در دوران ریاستجمهوری خود بارها از پایان قدرت آمریکا و بنبست نظام اقتصادی غرب سخن گفت. او در آبان ۱۳۸۶، در حاشیه اجلاس سران اوپک در ریاض، دلار را «کاغذی بیارزش» خواند و خواستار تغییر ارز مبنای معاملات نفتی شد. در تیر ۱۳۸۷ نیز از ضرورت آمادهشدن برای جهان پس از اضمحلال امپراتوری آمریکا سخن گفت؛ مواضعی که نشان میداد انتظار پایان قدرت رقیب، جایگاه پررنگی در ادبیات سیاسی او دارد.
از بحران اقتصادی تا اعلام پایان یک قدرت
بحران مالی سال ۲۰۰۸ نیز به فرصتی برای تکرار این روایت تبدیل شد. احمدینژاد در آبان ۱۳۸۷ از مردم جهان خواست برای آنچه نابودی اقتصاد مدرن و پایان اندیشه لیبرالی میخواند، جشن بگیرند. در این نگاه، بحران اقتصادی به نشانهای برای اعلام پایان یک نظم سیاسی و اقتصادی تبدیل میشد؛ نتیجهگیری بزرگی که اثبات آن، فراتر از مشاهده رکود و ورشکستگی مؤسسات مالی بود.
اما فاصله میان تشخیص مشکلات یک کشور و پیشبینی فروپاشی آن، فاصلهای تعیینکننده است. یک قدرت میتواند گرفتار بحران، نابرابری و اختلافات داخلی باشد و همچنان ابزارهای مؤثر اقتصادی، سیاسی و نظامی در اختیار داشته باشد. نادیدهگرفتن این ظرفیتها، ارزیابی رقیب را به تصویری مطابق میل سیاستگذار تبدیل میکند.
هزینهای که به نفت و اقتصاد میرسد
رجزخوانی سیاسی و شعارهای تقابلی ممکن است برای سخنرانی و بسیج هواداران کارکرد داشته باشند؛ خطر از جایی آغاز میشود که همان ادبیات جای محاسبه را بگیرد. اگر تصمیمگیر تصور کند طرف مقابل در آستانه سقوط است، ممکن است ضرورت مذاکره را دستکم بگیرد، هزینه فشارهای اقتصادی را موقتی ببیند و فرصتهای کاهش تنش را از دست بدهد.
برای کشوری متکی به درآمد نفت، چنین خطایی میتواند بر فروش نفت، وصول درآمدها، سرمایهگذاری و تأمین تجهیزات اثر بگذارد. نقد اصلی به رویکرد احمدینژاد نیز همینجاست: اعلام پایان رقیب، جایگزین برنامهای برای حفاظت از منافع کشور نمیشود. سیاستگذاری مسئولانه باید احتمال تداوم قدرت و فشار طرف مقابل را هم محاسبه کند؛ حتی وقتی پشت تریبون، از فروپاشی آن سخن گفته میشود.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.