


اهمیت تفکیک مدیریت تولید از مدیریت پروژه و ضرورت پایاندادن به انتصابات غیرتخصصی در صنعت پتروشیمی
✍️ یادداشت تحلیلی/ سیامک مُهمدی
یکی از چالشهای ساختاری صنعت پتروشیمی کشور، سپردن مسئولیت پروژههای راهبردی به مدیرانی است که لزوماً از تجربه و تخصص کافی در حوزه مدیریت پروژه برخوردار نیستند. رویکردی که در صورت نادیدهگرفتن الزامات فنی، مالی و اجرایی پروژهها، میتواند به طولانیشدن زمان اجرا، افزایش هزینهها و بلاتکلیفی طرحها در مراحل پیشراهاندازی و راهاندازی منجر شود. (هم اکنون نمونههای عینی متعددی از این وضعیت در صنعت پتروشیمی کشور وجود دارد.)
مدیریت تولید و مدیریت پروژه، اگرچه در بسیاری از حوزههای فنی به یکدیگر وابستهاند، دو تخصص متمایز با الزامات و مهارتهای متفاوت هستند. مدیریت یک مجتمع عملیاتی، بیش از هر چیز به تسلط بر فرایندهای تولید، پایداری عملیات، نگهداری و تعمیرات، ایمنی و بهینهسازی عملکرد واحدها نیاز دارد. در مقابل، مدیریت پروژه مستلزم توانمندی در برنامهریزی و کنترل پروژه، مدیریت زمان و هزینه، راهبری پیمانکاران، مدیریت ریسک، کنترل تغییرات و هماهنگی میان ارکان مختلف اجرایی است.
ازاینرو، موفقیت یک مدیر در اداره واحدهای تولیدی، بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده موفقیت او در هدایت پروژههای بزرگ صنعتی باشد؛ همانطور که تخصص در مدیریت پروژه نیز الزاماً به معنای برخورداری از توانمندی لازم برای اداره یک مجتمع تولیدی نیست.
موضوع مهم دیگر، تأمین بهموقع منابع مالی و ایجاد هماهنگی مؤثر میان ارکان تصمیمگیر است. پروژههای بزرگ پتروشیمی، علاوه بر دانش فنی و توان اجرایی، به مدیریتی نیاز دارند که بتواند با شناخت سازوکارهای تأمین مالی، قدرت تعامل سازمانی و پیگیری مستمر، موانع تخصیص منابع را برطرف کند. در این میان، تجربه عملیاتی مدیران تولیدمحور میتواند مزیتی ارزشمند باشد؛ مشروط بر آنکه با دانش تخصصی مدیریت پروژه و توانایی راهبری طرحهای سرمایهبر همراه شود.
در مقابل، ضعف در مدیریت پروژه و فقدان تجربه و تخصص لازم، نباید با ارائه آمارهای غیرمستند، گزارشهای تبلیغاتی و بزرگنمایی پیشرفت طرحها پنهان شود. مدیریت پروژه، بیش از هر چیز، با نتایج واقعی، میزان تحقق برنامههای زمانبندی، کنترل هزینهها و پیشرفت قابل اندازهگیری سنجیده میشود؛ نه با اعداد و ارقامی که در عمل، تناسبی با وضعیت واقعی پروژه ندارند. نگرانکنندهتر آن است که مدیری بدون پاسخگویی شفاف درباره عملکرد خود، پس از گذشت یک دوره زمانی مشخص و بدون تعیین تکلیف پروژه یا جبران عقبماندگیها، به مسئولیت یا شرکتی دیگر منتقل شود. چنین چرخهای نهتنها مانع انباشت تجربه و اصلاح خطاهای مدیریتی میشود، بلکه هزینه تصمیمهای نادرست را به پروژه، شرکت و در نهایت، صنعت تحمیل میکند.
بر همین اساس، تفکیک مسئولیت مدیریت تولید از مدیریت پروژه و انتصاب افراد بر مبنای شایستگیهای متناسب با هر جایگاه، باید به یکی از اولویتهای مدیریتی هلدینگهای بزرگ نفت، گاز و پتروشیمی تبدیل شود. این تفکیک به معنای ایجاد فاصله میان بخش تولید و پروژه نیست؛ بلکه با شفافسازی مسئولیتها، پاسخگویی و شاخصهای ارزیابی عملکرد، میتواند زمینه هماهنگی مؤثرتر میان این دو حوزه را فراهم کند.
در کنار این موضوع، ارزیابی سوابق اجرایی مدیران پیش از انتصاب به مسئولیتهای کلیدی، ضرورتی انکارناپذیر است. بررسی عملکرد آنها در پروژههای پیشین، میزان انطباق برنامه زمانبندی با پیشرفت واقعی، کنترل هزینهها، نحوه مدیریت پیمانکاران و توانایی حل مسائل اجرایی باید بخشی جداییناپذیر از فرایند انتخاب مدیران باشد. صرف برخورداری از سابقه مدیریتی یا تجربه فعالیت در یک مجتمع پتروشیمی، نباید ملاک کافی برای واگذاری مسئولیت پروژههای راهبردی تلقی شود.
در نهایت، توسعه پایدار صنعت پتروشیمی و تکمیل بهموقع زنجیره ارزش، مستلزم عبور از انتصابهای مبتنی بر عناوین سازمانی و حرکت به سمت مدیریت شایستهمحور، تخصصگرا و پاسخگو است. پروژههای بزرگ صنعتی، به دلیل حجم سرمایهگذاری، پیچیدگی فنی و آثار اقتصادی، عرصه مناسبی برای آزمونوخطاهای مدیریتی نیستند.
انتخاب مدیر متناسب با ماهیت پروژه، تعریف دقیق مسئولیتها و ارزیابی مستمر عملکرد، ضرورتی راهبردی برای صیانت از منابع مالی، کاهش تأخیرها و تحقق اهداف توسعهای صنایع مهم کشور است.
پانوشت: اگرچه این یادداشت بر تفکیک مدیریت تولید از مدیریت پروژه و ضرورت تخصصگرایی در انتصابات صنعت پتروشیمی تمرکز دارد، اصول و ملاحظات مطرحشده در آن، با توجه به ماهیت و الزامات هر حوزه، در سایر صنایع نیز صدق میکند.
https://x.com/siamak_mohmedi/status/2111007207491879236

