refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

تنگه هرمز قربانی تندروی سیاسی


۰ ۱۹ ۰ ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۱۲:۲۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میزنفت، طی هفته‌های اخیر برخی نمایندگان مجلس درباره تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد یا توسعه مسیرهای جایگزین تنگه هرمز مواضعی مطرح کرده‌اند که باید نسبت به پیامدهای آن هشدار داد. بر اساس این مواضع، پروژه‌هایی که وابستگی صادرات نفت کشورهای خلیج فارس به هرمز را کاهش دهند، اقدامی علیه ایران تلقی می‌شوند و حتی سخن از «هدف مشروع» دانستن چنین زیرساخت‌هایی به میان آمده است. این نگاه قبل از هر چیز یک پرسش ساده ایجاد می‌کند: چرا عربستان سعودی، امارات، عراق یا هر کشور دیگری نباید برای امنیت صادرات انرژی خود برنامه‌ریزی کند؟   اقدامی متعارف در تنگه هرمز برای کشوری که بخش مهمی از درآمدهایش به صادرات نفت وابسته است، وابستگی کامل به یک آبراه راهبردی ریسک بزرگی محسوب می‌شود. طولانی‌شدن اختلال در تردد تنگه هرمز نیز این ریسک را از یک سناریوی نظری به یک تجربه واقعی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، تلاش برای توسعه خطوط لوله، پایانه‌های صادراتی و مسیرهایی که نفت را بدون عبور از هرمز به بازار جهانی برسانند، نه اقدامی عجیب است و نه لزوماً خصمانه. این همان کاری است که هر دولت مسئول در چارچوب امنیت انرژی و منافع ملی خود انجام می‌دهد. اگر ایران نیز امکان اقتصادی و جغرافیایی ایجاد مسیرهای متنوع‌تر برای صادرات نفت خود را داشته باشد، منطقی است که از آن استفاده کند. اساساً فلسفه توسعه پایانه جاسک و خط لوله گوره–جاسک نیز کاهش تمرکز صادرات نفت ایران بر تنگه هرمز بود. پس نمی‌توان همان اقدامی را که برای ایران «کاهش ریسک صادرات» نامیده می‌شود، وقتی از سوی همسایگان انجام می‌شود «اعلام جنگ» دانست.   تبدیل مزیت به تهدید تنگه هرمز برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ژئوپلیتیکی ایران بوده است. موقعیت جغرافیایی ایران در شمال این آبراه، به تهران وزن راهبردی قابل‌توجهی داده است. اما ارزش این مزیت دقیقاً به یک عامل وابسته بود: نیاز جهان و کشورهای منطقه به هرمز. هرچه این نیاز کاهش پیدا کند، بخشی از ارزش ژئوپلیتیکی هرمز برای ایران نیز کاهش می‌یابد.اینجاست که باید عملکرد خودمان را هم نقد کنیم. استفاده از یک مزیت ژئوپلیتیکی با مصرف‌کردن آن تفاوت دارد. وقتی تهدید نسبت به یک گلوگاه حیاتی از یک گزینه استثنایی به بخشی از ادبیات سیاسی تبدیل شود، طرف مقابل نیز برای روزی برنامه‌ریزی می‌کند که دیگر به آن گلوگاه نیاز نداشته باشد. کشورهای منطقه امروز دقیقاً در حال خریدن «بیمه ژئوپلیتیکی» هستند.ممکن است ایجاد مسیرهای جایگزین میلیاردها دلار هزینه داشته باشد، ممکن است اجرای آنها سال‌ها طول بکشد و ممکن است هیچ‌گاه هرمز به‌طور کامل قابل جایگزینی نباشد؛ اما تجربه اختلال طولانی در این آبراه یک پیام روشن برای تولیدکنندگان نفت خلیج فارس داشته است: هر بشکه‌ای که بتوان بدون عبور از هرمز صادر کرد، بخشی از ریسک راهبردی آنها را کاهش می‌دهد.   یک موضع خطرناک‌تر از یک خط لوله اما بخش نگران‌کننده‌تر ماجرا خود خطوط لوله نیست؛ ادبیاتی است که درباره آنها در داخل ایران شکل گرفته است.سال‌ها آمریکا و اسرائیل تلاش کرده‌اند این تصویر را در جهان عرب تثبیت کنند که ایران به دنبال هژمونی بر خلیج فارس است و امنیت کشورهای منطقه را تابع اراده خود می‌داند. جمهوری اسلامی نیز همواره این روایت را رد کرده و بر همکاری منطقه‌ای و امنیت مشترک تأکید داشته است. حالا وقتی یک نماینده مجلس اعلام می‌کند زیرساختی که یک کشور برای کاهش وابستگی صادرات نفت خود به هرمز ایجاد می‌کند می‌تواند «هدف مشروع» باشد، دقیقاً چه پیامی به ریاض، ابوظبی، کویت، بغداد و دیگر پایتخت‌های منطقه مخابره می‌شود؟ ناخواسته همان گزاره‌ای تقویت می‌شود که مخالفان ایران سال‌ها برای اثبات آن هزینه کرده‌اند: اینکه تهران امنیت انرژی همسایگان خود را تنها تا زمانی می‌پذیرد که آنها به تنگه هرمز وابسته باشند. این ادبیات، بهترین خوراک برای ایران‌هراسی است.حتی می‌تواند برای کشورهایی که هنوز درباره هزینه اقتصادی پروژه‌های جایگزین تردید دارند، یک استدلال امنیتی تازه ایجاد کند. وقتی از داخل ایران گفته شود خطوط لوله جایگزین هرمز ممکن است هدف قرار گیرند، دولت‌های منطقه راحت‌تر می‌توانند میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری برای ساخت همان خطوط را با استناد به «ریسک ایران» توجیه کنند. به بیان دیگر، برخی مواضعی که ظاهراً قرار است از اهمیت تنگه هرمز دفاع کنند، ممکن است عملاً روند کاهش وابستگی به هرمز را تسریع کنند.   نمی‌توان همسایه را مجبور به وابستگی کرد ایران حق دارد بر اساس منافع ملی خود سیاست‌گذاری کند؛ همان‌طور که عربستان، امارات، عراق و کویت نیز چنین حقی دارند. اختلاف منافع میان کشورها طبیعی است. هنر سیاست خارجی این نیست که انتظار داشته باشیم دیگران منافع خود را کنار بگذارند تا مزیت ژئوپلیتیکی ما حفظ شود. اگر وابستگی کشورهای منطقه به هرمز برای ایران ارزش راهبردی دارد، راه حفظ این ارزش آن است که عبور از هرمز برای آنها امن‌تر، ارزان‌تر و منطقی‌تر از جایگزین‌هایش باقی بماند؛ نه اینکه هر تلاش برای کاهش وابستگی به آن، تهدید نظامی تلقی شود.هیچ کشوری را نمی‌توان با تهدید مجبور کرد برای همیشه به یک مسیر وابسته بماند.   سرمایه‌ای که ممکن است خرج شود مسئله اصلی حتی چند خط لوله نیست. مسئله، فرسایش تدریجی یکی از مهم‌ترین مزیت‌های ژئوپلیتیکی ایران است.کشورهای خلیج فارس شاید نتوانند هرمز را حذف کنند، اما می‌توانند سهم آن را در امنیت انرژی خود کاهش دهند. هر خط لوله جدید، هر پایانه خارج از خلیج فارس و هر بشکه نفتی که مسیر دیگری برای رسیدن به بازار پیدا کند، بخشی از قدرت انحصاری این گلوگاه را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، تهدید پروژه‌های جایگزین نه‌تنها این روند را متوقف نمی‌کند، بلکه ممکن است انگیزه اقتصادی را به ضرورت امنیتی تبدیل کند. ما یک بار از موقعیت جغرافیایی خود به‌عنوان اهرم استفاده کرده‌ایم. دیگران نیز پیام آن را دریافت کرده‌اند و اکنون در حال تطبیق خود با شرایط جدید هستند. این همان کاری است که احتمالاً ایران نیز اگر جای آنها بود انجام می‌داد. بنابراین به جای تهدید خطوط لوله و متهم‌کردن همسایگان به دشمنی، باید پرسید چگونه می‌توان کاری کرد که تنگه هرمز همچنان برای منطقه یک دارایی مشترک باقی بماند، نه ریسکی که همه برای فرار از آن سرمایه‌گذاری کنند. قدرت ژئوپلیتیکی فقط داشتن یک اهرم نیست؛ دانستن زمان و اندازه استفاده از آن نیز بخشی از قدرت است. اهرمی که بیش از حد مصرف شود، دیگران را به ساختن جایگزین وادار می‌کند. و شاید مهم‌ترین درس هرمز همین باشد: هیچ چیز به اندازه استفاده افراطی از یک مزیت، دیگران را برای بی‌نیازشدن از آن مصمم نمی‌کند.

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96261
0