خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، عطا بهرامی در برنامه «به وقت ایران» پنج ادعا درباره تحریم، روابط ایران و چین، صادرات نفت، یوآن و نظام مالی چین مطرح کرده است. بررسی هر یک از این گزارهها نشان میدهد فاصله قابل توجهی میان ادعاهای مطرحشده و واقعیتهای مستند وجود دارد.
کونلون را ایران کنار نگذاشت
نخستین ادعا این است که ایران رابطه خود را با بانک کونلون قطع کرده است. سابقه تحریم این بانک اما روایت متفاوتی دارد.
بانک کونلون به دلیل انجام مبادلات مالی مرتبط با ایران تحت فشار مستقیم تحریمهای آمریکا قرار گرفت و دسترسی آن به نظام مالی آمریکا محدود شد. در سالهای بعد نیز با تشدید ریسک تحریم، محدودیت این بانک در همکاری با ایران افزایش یافت.
بنابراین نمیتوان عقبنشینی کونلون از همکاری با ایران را صرفاً تصمیم طرف ایرانی معرفی کرد و نقش تحریمهای آمریکا را نادیده گرفت.
صادرات ۱.۵ میلیون بشکه نفت با قطار
ادعای دوم، امکان صادرات روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت به چین با استفاده از قطار است.این میزان نفت معادل حدود ۲۳۸ میلیون لیتر در روز است. انتقال چنین حجمی با ریل به هزاران واگن مخزندار، دهها قطار کامل در هر روز، تأسیسات گسترده بارگیری و تخلیه و یک شبکه ریلی با ظرفیت بسیار بالا نیاز دارد.
مسیر ریلی ایران و پاکستان چنین ظرفیت عملیاتی برای انتقال روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت ندارد. علاوه بر این، بندر گوادر نیز در وضعیت فعلی فاقد زیرساخت کامل مورد نیاز برای تبدیلشدن به پایانه صادراتی نفت ایران در چنین مقیاسی است.
سوئد یوآن را جایگزین دلار نکرد
ادعای سوم درباره جایگزینی یوآن به جای دلار توسط سوئد است. برای چنین تغییر مهمی باید تصمیم رسمی دولت، بانک مرکزی یا اسناد معتبر نظام مالی سوئد وجود داشته باشد.
سندی که نشان دهد سوئد به صورت رسمی یوآن را جایگزین دلار در نظام مالی یا ذخایر ارزی خود کرده، ارائه نشده است. استفاده شرکتها یا بانکها از یک ارز در برخی مبادلات نیز با «جایگزینی دلار» تفاوت اساسی دارد.
چرا سرمایه چینی به ایران نیامد
ادعای چهارم، مخالفت دولتهای غربگرای ایران با سرمایهگذاری چین است. این توضیح بخش بزرگی از واقعیت اقتصادی ایران را حذف میکند.
سرمایهگذاری خارجی تنها تابع گرایش سیاسی دولت میزبان نیست. تحریمهای آمریکا، محدودیت نقلوانتقال پول، ریسک بانکی، دشواری تأمین مالی و احتمال اعمال تحریم ثانویه مستقیماً بر تصمیم شرکتها و بانکهای چینی اثر میگذارند.
حتی در دورههایی که تهران سیاست «نگاه به شرق» را با شدت بیشتری دنبال کرد، فاصله سرمایهگذاری و پروژههای چین در ایران با برخی کشورهای منطقه همچنان قابل توجه باقی ماند. این موضوع نشان میدهد مسئله را نمیتوان صرفاً به اراده سیاسی دولت ایران تقلیل داد.
عدد ۱۸۵ کشور چه چیزی را ثابت میکند
ادعای پنجم این است که ۱۸۵ کشور از سیستم مالی چین استفاده میکنند. حتی اگر حضور یا مشارکت کشورهای متعدد در سازوکارهای مالی چین پذیرفته شود، چنین عددی به خودی خود چیزی درباره میزان استفاده، حجم تراکنش یا جایگاه آن در نظام مالی جهانی اثبات نمیکند.
عضویت، دسترسی یا انجام تعدادی تراکنش با یک شبکه مالی با «جایگزینی نظام دلاری» یکسان نیست. برای سنجش واقعی جایگاه یک سیستم مالی باید حجم پرداختها، تعداد تراکنشها، سهم ارز مورد استفاده و میزان استفاده بینالمللی آن بررسی شود.
نتیجه بررسی این پنج گزاره یک نکته ساده است: در اقتصاد بینالملل، بزرگی یک ادعا جای سند را نمیگیرد. درباره تحریم، چین، دلار و صادرات نفت باید ابتدا عدد، سند و ظرفیت واقعی را بررسی کرد و سپس به نتیجه سیاسی یا اقتصادی رسید.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.