refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

قمار اقتصادی با خاندوزی


۰ ۲۱ ۰ ۱۴۰۵/۰۵/۲۶ ۱۲:۲۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میزنفت، احسان خاندوزی، وزیر پیشین اقتصاد، در اظهارات تازه خود نسخه‌ای برای مواجهه ایران با آمریکا ارائه کرده است. این نسخه بر افزایش فشار، هدف قرار دادن منافع آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس و استفاده از ابزار محاصره دریایی استوار است. احتمال واکنش آمریکا و آسیب‌دیدن زیرساخت‌های ایران نیز در این محاسبه پذیرفته شده است. استدلال اصلی خاندوزی بر توان جامعه برای تحمل هزینه‌های کوتاه‌مدت با هدف دستیابی به منافع بلندمدت تکیه دارد. مسئله اصلی درست از همین نقطه آغاز می‌شود. هزینه‌ها قابل مشاهده و محاسبه‌اند. منفعت وعده‌داده‌شده هنوز در آینده قرار دارد. سیاستی که هزینه‌اش عدد دارد اما منفعتش فقط وعده است، راهبرد نیست؛ قمار است.   تجربه‌ای که یک‌بار تکرار شد این نخستین بار نیست که خاندوزی از چنین الگویی برای تحلیل هزینه‌های سیاست خارجی استفاده می‌کند. پیش از حضور در دولت نیز بخش مهمی از نگاه او به تحریم بر ظرفیت اقتصاد ایران برای مقاومت در برابر فشار خارجی استوار بود. در آن مقطع، راهکارها ساده‌تر به نظر می‌رسیدند. فعال‌کردن ظرفیت‌های داخلی، یافتن مسیرهای تازه تجارت و تأمین مالی و کاهش وابستگی به اقتصاد جهانی، ابزارهای جبران بخشی از آثار تحریم معرفی می‌شدند. حضور خاندوزی در وزارت اقتصاد، تصویر متفاوتی از تحریم مقابل او قرار داد. وزیر اقتصاد دیگر با یک مفهوم سیاسی به نام تحریم روبه‌رو نبود. کاهش سرمایه‌گذاری، محدودیت تأمین مالی، دشواری تجارت خارجی، کاهش دسترسی به منابع ارزی و افزایش هزینه مبادلات، آثار واقعی همان پدیده بودند. نگاه پیشین خاندوزی بیشتر بر ظرفیت‌های مقابله با تحریم تمرکز داشت. ادبیات او در دوران مسئولیت تغییر کرد. آثار تحریم بر سرمایه‌گذاری و اقتصاد ایران سهم بیشتری در اظهاراتش پیدا کرد.   بازگشت به نسخه‌های روی کاغذ اظهارات تازه خاندوزی بار دیگر فاصله میان «نسخه روی کاغذ» و «هزینه در اقتصاد واقعی» را آشکار می‌کند. این بار مسئله فقط تحریم نیست. سخن از سیاستی است که می‌تواند دامنه رویارویی نظامی را گسترش دهد. آسیب احتمالی به زیرساخت‌های ایران نیز در این سناریو پذیرفته شده است. توجیه این هزینه بر دستیابی به منفعتی بزرگ‌تر در بلندمدت استوار است. هر سیاست مبتنی بر هزینه و فایده، پیش از اجرا به دو عدد نیاز دارد: هزینه و منفعت. هزینه آسیب به تأسیسات نفت و گاز چقدر است؟ کاهش احتمالی صادرات نفت چه میزان از درآمد ارزی ایران کم می‌کند؟ افزایش ریسک در خلیج فارس چه اثری بر هزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی دارد؟ ورود بنادر و زیرساخت‌های انرژی به چرخه درگیری چه اثری بر تجارت خارجی می‌گذارد؟ افزایش ریسک سیاسی چه میزان سرمایه را از اقتصاد ایران دور می‌کند؟ این بخش از معادله را می‌توان با عدد محاسبه کرد. طرف دیگر معادله همچنان مبهم است. منفعت بلندمدت دقیقاً چیست و ارزش اقتصادی و راهبردی آن چقدر برآورد شده است؟ اگر منفعت بلندمدت قابل توضیح نیست، هزینه کوتاه‌مدت هم قابل توجیه نیست.   خسارت نقد و منفعت نسیه اینجا همان خطای آشنای سیاستگذاری در ایران دوباره ظاهر می‌شود. هزینه امروز قطعی است و منفعت فردا احتمالی. تحریم نیز سال‌ها با همین منطق توجیه شد. هزینه‌های آن به اقتصاد تحمیل شد و دستاوردهای مورد انتظار به آینده حواله داده شدند. نمی‌شود خسارت را نقد از مردم گرفت و منفعت را نسیه به تاریخ حواله داد. تجربه حضور در وزارت اقتصاد باید بیش از هر مسئولیت دیگری، فاصله میان این دو جهان را برای خاندوزی آشکار کرده باشد. روی کاغذ می‌توان برای فشار خارجی راه‌حل پیدا کرد. در اقتصاد واقعی، هر تصمیم یک صورت‌حساب دارد. گسترش تنش در خلیج فارس نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. کاهش صادرات نفت، افزایش هزینه تجارت، رشد ریسک سرمایه‌گذاری، فشار بر منابع ارزی و آسیب احتمالی به زیرساخت‌ها مفاهیم انتزاعی نیستند. هرکدام عددی مشخص در حساب‌های اقتصاد ایران ثبت می‌کنند.   صورت‌حساب به نام مردم مهم‌ترین پرسش در چنین نسخه‌هایی معمولاً در انتهای بحث فراموش می‌شود: چه کسی هزینه را پرداخت می‌کند؟ دولت‌ها درباره منافع بلندمدت تصمیم می‌گیرند. سیاستمداران از ضرورت تحمل هزینه سخن می‌گویند. تحلیلگران نیز سناریوهای مختلف طراحی می‌کنند. صورت‌حساب اقتصادی در نهایت جای دیگری تسویه می‌شود. کاهش درآمد نفتی، افت سرمایه‌گذاری، افزایش هزینه واردات، فشار ارزی و تورم مستقیماً وارد زندگی مردم می‌شود. مردم نباید بیمه‌نامه تصمیم‌هایی باشند که سیاستمداران حاضر نیستند صورت‌حسابشان را منتشر کنند. بحث اصلی بر سر موافقت یا مخالفت با یک سیاست تهاجمی نیست. مسئله بر سر محاسبه است. پیش از توصیه به پذیرش هزینه‌های یک رویارویی گسترده‌تر، باید طرف دیگر معادله نیز روشن شود.هزینه قابل محاسبه است. منفعت بلندمدت نیز باید عدد، مسیر تحقق و نسبت مشخصی با هزینه تحمیل‌شده بر اقتصاد و مردم ایران داشته باشد.

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96241
0