خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میز نفت، اظهارات تازه رئیسکل بانک مرکزی درباره توقف درآمدهای نفتی ایران، تنها یک هشدار اقتصادی نیست. توقف مذاکرات، تشدید فشار آمریکا بر مسیرهای درآمدی ایران، ناامنی در مسیرهای صادرات انرژی و حمله اخیر به سه نفتکش، تصویر بزرگتری را نشان میدهد. ادامه وضع موجود، بیش از طرف مقابل، گزینههای ایران را محدود میکند.
«زمان» اکنون مهمترین متغیر در محاسبات سیاست خارجی و اقتصادی ایران است. گذشت زمان فقط در صورت افزایش قدرت اقتصادی و توان چانهزنی کشور یک مزیت محسوب میشود. حفظ توازن میان دو طرف نیز میتواند انتظار را توجیه کند. شرایط فعلی اما مسیر دیگری دارد. هر ماه تأخیر، درآمد نفتی را کاهش میدهد، ذخایر را مصرف میکند و فشار تأمین ارز را افزایش میدهد. ساده تر اینکه زمان دیگر متغیری خنثی نیست؛ به بخشی از فشار علیه ایران تبدیل شده است.
نفت گران، بدون درآمد نفتی
افزایش شدید قیمت جهانی نفت نیز الزاماً برای ایران منفعت اقتصادی ندارد. محدودیت صادرات و دریافت پول نفت همچنان پابرجاست. در چنین وضعی، نفت ۱۵۰ دلاری روی تابلوهای جهانی لزوماً دلار بیشتری وارد اقتصاد ایران نمیکند.
«قدرت نفت در بازار جهانی» با «درآمد نفتی ایران» تفاوت دارد. اختلال در خاورمیانه قیمت انرژی را برای جهان بالا میبرد. ایران اما بدون امکان افزایش صادرات و وصول درآمد، سهم چندانی از این جهش قیمت نمیبرد. هزینه گرانی نفت به اقتصاد ایران میرسد، اما منفعت آن پشت دیوار تحریم باقی میماند. کاش حکمران این واقعیت را می پذیرفت که نفت گران فقط در صورت فروش و بازگشت پول، به قدرت اقتصادی تبدیل میشود.
سه نفتکش و یک معادله نابرابر
حمله به سه نفتکش، ریسک کشتیرانی در منطقه را افزایش میدهد. قیمت نفت، کرایه حمل و هزینه بیمه نیز بالا میرود. بااینحال، افزایش قیمت جهانی نفت مسئله اصلی ایران نیست. سهم اقتصاد ایران از منافع این افزایش قیمت اهمیت دارد. سهم کشور از هزینههای ناامنی نیز باید محاسبه شود.
افزایش تنش میتواند نفت را برای جهان گرانتر و صادرات را برای ایران دشوارتر کند. چنین معادلهای الزاماً به سود تهران پایان نمییابد. نقشآفرینی در بازار انرژی نیز بهتنهایی قدرت نمیسازد. این نقش باید به درآمد قابل وصول و تقویت اقتصاد داخلی منجر شود.
سیاست انرژی در همین نقطه به سیاست خارجی گره میخورد. افزایش قیمت نفت بهتنهایی دستاورد نیست. فروش بیشتر، وصول درآمد و ورود منابع به اقتصاد، دستاورد واقعی محسوب میشود.
صبر کردن هم قیمت دارد
توقف مذاکرات در خلأ رخ نمیدهد. اقتصاد ایران همچنان باید هزینه واردات کالاهای اساسی، دارو، مواد اولیه و سایر نیازهای کشور را بپردازد. هر ماه بدون توافق، کاهش فشار یا ایجاد مسیرهای پایدار تجاری، بار بیشتری بر منابع ارزی کشور تحمیل میکند.
کاهش ورودی ارز نیز اقتصاد را به استفاده از منابع دیگر وادار میسازد. صادرات غیرنفتی، ذخایر ارزی، منابع صندوق توسعه ملی یا محدودکردن مصارف ارزی، گزینههای اصلی هستند. تمام این گزینهها هزینه دارند و هیچکدام برای همیشه قابل ادامه نیستند.
مذاکرهنکردن نیز یک انتخاب اقتصادی است. صبر کردن رایگان نیست؛ صورتحساب آن از منابع کشور پرداخت میشود.تعویق تصمیم، هزینه را حذف نمیکند؛ فقط آن را به ذخایر و آینده کشور منتقل میکند.
خطر سوختن کارتهای ایران
ایران هنوز کارتهای مهمی در اختیار دارد؛ موقعیت ژئوپلیتیکی، ظرفیت انرژی، بازار بزرگ داخلی و قدرت اثرگذاری بر معادلات منطقهای. ارزش این کارتها اما همیشگی نیست. هر کارت سیاسی برای اثرگذاری به پشتوانه اقتصادی نیاز دارد.
مصرف ذخایر فردا برای اداره اقتصاد امروز، فقط خرجکردن پول نیست. این اقدام بخشی از قدرت مانور آینده کشور را نیز از بین میبرد. خطر اصلی از همین نقطه آغاز میشود.
ادامه وضع موجود شاید در ظاهر به معنای حفظ موضع سیاسی باشد. پشت صحنه اما ذخایر کاهش مییابد، درآمد نفتی محدود میماند و هزینه اداره کشور افزایش پیدا میکند. نتیجه این روند، تغییر آرام توازن علیه ایران خواهد بود.کشور بدون پشتوانه اقتصادی، حتی با همان کارتهای سیاسی نیز بازی ضعیفتری خواهد داشت.
ایران به تصمیم نیاز دارد
این تحلیل به معنای پذیرش هر توافق یا عقبنشینی در برابر هر مطالبهای نیست. مسئله از انتخاب ساده میان مذاکره و عدم مذاکره فراتر رفته است. سیاست منتخب باید روند فرسایش منابع و تضعیف قدرت اقتصادی کشور را متوقف کند.
مذاکره، بازطراحی سیاست خارجی، ایجاد مسیرهای تازه صادرات، اصلاح سیاست اقتصادی یا ترکیبی از این گزینهها میتواند بخشی از پاسخ باشد. ادامه وضع موجود نیز خود یک تصمیم است؛ تصمیمی با هزینه روزانه برای ذخایر کشور.
بزرگترین خطای محاسباتی، تصور حرکت همیشگی زمان به سود ایران است. بدون درآمد تازه و با ادامه مصرف ذخایر، پشتوانه اقتصادی کشور ضعیفتر خواهد شد. شاید کارتهای سیاسی امروز همچنان روی میز باقی بمانند، اما قدرت استفاده از آنها کاهش خواهد یافت.مسئله امروز فقط مذاکره یا عدم مذاکره نیست. پرسش اصلی به نتیجه راه فعلی مربوط میشود: افزایش قدرت ایران یا سوختن تدریجی آن؟زمان همیشه حلال مشکلات نیست؛ گاهی خودِ مسئله است.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.