refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

پرونده ایران به چه کسی سپرده شد؟


۰ ۱۹ ۰ ۱۴۰۵/۰۵/۲۵ ۱۲:۴۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میزنفت، آمریکا برای مرحله تازه جنگ اقتصادی با ایران سراغ یک اقتصاددان دانشگاهی، دیپلمات یا سیاستمدار کلاسیک نرفته است. پرونده به مردی سپرده شده که بخش مهمی از شهرت حرفه‌ای خود را از شناسایی عدم تعادل در اقتصاد کشورها، پیش‌بینی سقوط ارزها و قرار گرفتن در سمت برنده بحران‌های مالی به دست آورده است. اسکات بسنت نزدیک به چهار دهه در بازارهای مالی جهان کار کرده، کنار جورج سوروس بوده، در معامله تاریخی علیه پوند بریتانیا حضور داشته، روی سقوط ین ژاپن معامله کرده و سال‌ها اقتصاد کشورها را از دریچه نرخ ارز، بدهی، تورم، سیاست بانک مرکزی و جریان سرمایه دیده است.  دولت دونالد ترامپ اکنون می‌خواهد وزن جنگ اقتصادی علیه ایران را افزایش دهد و اجرای بخش مهمی از این مأموریت بر دوش وزارت خزانه‌داری قرار گرفته است. بسنت ۱۳ اوت از آماده شدن اقداماتی علیه ایران سخن گفت که به ادعای او نمونه آنها پیش‌تر دیده نشده است. هدف اعلام‌شده نیز افزایش انزوای اقتصادی ایران است. انتخاب بسنت در چنین مقطعی اهمیت ویژه‌ای دارد. تخصص اصلی او تحریم نیست و فعالیت حرفه‌ای خود را نیز از سیاست‌گذاری اقتصادی آغاز نکرده است. بسنت یک معامله‌گر اقتصاد کلان است؛ حرفه‌ای که موفقیت در آن به تشخیص زودهنگام نقاط آسیب‌پذیر اقتصادها وابسته است. بسنت اقتصادها را از جایی می‌خواند که ترک برداشته‌اند، نه از جایی که هنوز سرپا هستند   مردی که دنبال ترک‌های اقتصاد می‌گردد اسکات بسنت متولد ۱۹۶۲ در کارولینای جنوبی است. سال ۱۹۸۴ در رشته علوم سیاسی از دانشگاه ییل فارغ‌التحصیل شد. دکترای اقتصاد ندارد و اقتصاددان دانشگاهی به معنای کلاسیک محسوب نمی‌شود. بعدها به ییل بازگشت و به عنوان استاد مدعو تاریخ اقتصادی تدریس کرد. اعتبار اصلی او در بازارهای مالی ساخته شد. وزارت خزانه‌داری آمریکا سابقه حرفه‌ای بسنت را نزدیک به ۴۰ سال اعلام کرده و ارز، اوراق بدهی و سرمایه‌گذاری بر تحولات کلان اقتصاد جهانی را در زمره حوزه‌های تخصصی او قرار داده است. در این نوع سرمایه‌گذاری، مسئله سود یک شرکت یا قیمت یک سهم نیست. اقتصاد یک کشور روی میز قرار می‌گیرد. تورم، ذخایر ارزی، بدهی، نرخ بهره، جریان سرمایه، وضعیت پول ملی و سیاست بانک مرکزی کنار هم چیده می‌شوند. معامله‌گر به دنبال شکاف میان سیاست دولت و توان واقعی اقتصاد می‌گردد. کشف چنین شکافی می‌تواند مبنای یک معامله چند میلیارد دلاری شود. بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای بسنت در چنین فضایی گذشته است. بسنت بحران را تماشا نمی‌کند؛ دنبال نقطه‌ای می‌گردد که بحران از آنجا تکثیر شود   مدرسه جورج سوروس مهم‌ترین دوره حرفه‌ای بسنت با جورج سوروس گره خورده است. سوروس سرمایه‌گذار مجارستانی‌تبار آمریکایی و یکی از مشهورترین معامله‌گران کلان جهان است. شهرت مالی او از معاملات بزرگ روی ارزها، نرخ بهره و تغییرات سیاست اقتصادی کشورها شکل گرفت. سوروس در کنار فعالیت مالی، شبکه «بنیادهای جامعه باز» را نیز ایجاد کرد. این شبکه در حوزه جامعه مدنی، آموزش، رسانه، حکمرانی و حقوق بشر فعالیت دارد. سابقه حرفه‌ای بسنت ارتباطی با این بنیاد نداشت و به مجموعه سرمایه‌گذاری سوروس مربوط بود. مجموعه سرمایه‌گذاری سوروس یکی از مهم‌ترین مراکز سرمایه‌گذاری کلان در جهان محسوب می‌شد. بسنت سال ۱۹۹۱ به آن پیوست و به مرور به یکی از مدیران مهم مجموعه تبدیل شد. مدیریت دفتر لندن را بر عهده گرفت و سال‌ها بعد، پس از بازگشت به مجموعه سوروس، به مقام مدیر ارشد سرمایه‌گذاری رسید. حضور در همین مجموعه نام بسنت را به یکی از مشهورترین معاملات تاریخ بازارهای مالی پیوند زد.   چهارشنبه سیاه بریتانیا سال ۱۹۹۲ بریتانیا عضو سازوکار نرخ ارز اروپا بود و دولت تلاش می‌کرد ارزش پوند را در محدوده مشخصی نگه دارد. شرایط اقتصادی بریتانیا دفاع از این نرخ را دشوار کرده بود و معامله‌گران به توان لندن برای حفظ ارزش پوند تردید داشتند. صندوق سوروس نیز همین شکاف را تشخیص داد و موقعیت بزرگی علیه پوند ایجاد کرد. بسنت در آن دوره در مجموعه سوروس و دفتر لندن حضور داشت. فشار فروش افزایش یافت و بانک انگلستان برای دفاع از پوند وارد میدان شد. دولت نرخ بهره را بالا برد و منابع گسترده‌ای برای حمایت از پول ملی به بازار تزریق کرد. فشار بازار ادامه یافت و لندن سرانجام ۱۶ سپتامبر ۱۹۹۲ از سازوکار نرخ ارز اروپا خارج شد. پوند سقوط کرد و آن روز در تاریخ اقتصادی بریتانیا با عنوان «چهارشنبه سیاه» ثبت شد. صندوق سوروس نیز از معامله علیه پوند بیش از یک میلیارد دلار سود به دست آورد و سوروس بعدها به «مردی که بانک انگلستان را شکست» شهرت پیدا کرد. اهمیت این پرونده فقط در سود یک میلیارد دلاری آن نبود. تیم سوروس پوند را از هیچ به بحران نکشاند. آنها شکافی را شناسایی کردند که پیش‌تر در اقتصاد بریتانیا شکل گرفته بود؛ فاصله میان نرخی که دولت قصد داشت حفظ کند و نرخی که شرایط اقتصادی توان پشتیبانی از آن را داشت. سرمایه عظیم صندوق روی همین نقطه قرار گرفت و بسنت در محیطی رشد کرد که شناسایی چنین نقاطی اساس کار آن بود.   این بار نوبت ین رسید بیش از دو دهه بعد، بسنت دوباره در مجموعه سوروس حضور داشت. این بار تغییر بزرگ اقتصادی در ژاپن فرصت تازه‌ای ایجاد کرده بود. شینزو آبه در پایان ۲۰۱۲ قدرت را در دست گرفت و برنامه گسترده‌ای برای خروج اقتصاد ژاپن از رکود و تورم پایین آغاز کرد. سیاست پولی بسیار انبساطی نیز یکی از ارکان این برنامه بود و انتظار کاهش ارزش ین را افزایش داد. بسنت و مجموعه سوروس روی همین روند موقعیت گرفتند. ین کاهش یافت و بازار سهام ژاپن جهش کرد. گزارش‌ها سود مجموعه سوروس از معاملات مرتبط با ژاپن در سال ۲۰۱۳ را حدود ۱.۲ میلیارد دلار برآورد کردند. این پرونده با بریتانیای ۱۹۹۲ یکسان نبود. در لندن، صندوق سوروس علیه سیاست ارزی تحت فشار قرار گرفت. در ژاپن، بسنت و همکارانش جهت تغییر سیاست پولی را تشخیص دادند و روی پیامد آن سرمایه‌گذاری کردند. نقطه مشترک هر دو پرونده در توانایی شناسایی زودهنگام یک تغییر بزرگ اقتصادی قرار داشت. همین دو تجربه بخش مهمی از شخصیت حرفه‌ای بسنت را توضیح می‌دهند. بحران اقتصادی برای او فقط یک موضوع قابل تحلیل نبود. تغییر در نرخ ارز، سیاست بانک مرکزی یا توان دولت برای دفاع از یک سیاست می‌توانست به فرصت مالی تبدیل شود. او در محیطی حرفه‌ای رشد کرد که موفقیت در آن به پیدا کردن نقطه آسیب‌پذیر پیش از دیگران وابسته بود. پوند برای بسنت یک تجربه بود، ین یک فرصت؛ حالا ایران یک مأموریت است   پیدا کردن نقطه شکست بسنت پس از پایان دوره دوم حضور خود در مجموعه سوروس، سال ۲۰۱۵ شرکت سرمایه‌گذاری «کی اسکوئر» را تأسیس کرد. صندوق جدید نیز بر همان منطق اقتصاد کلان بنا شد. سیاست دولت‌ها، ارزها، نرخ بهره، بانک‌های مرکزی و جابه‌جایی سرمایه مواد اولیه تصمیم‌گیری بودند. بسنت بخش عمده دوران حرفه‌ای خود را با یک پرسش سپری کرده است؛ عدم تعادل کجاست و تغییر بعدی از کدام نقطه آغاز می‌شود؟ این پرسش در سال ۲۰۲۵ از اتاق معاملات به وزارت خزانه‌داری آمریکا منتقل شد. ترامپ پس از پیروزی در انتخابات ۲۰۲۴ بسنت را برای وزارت خزانه‌داری انتخاب کرد و او ۲۸ ژانویه ۲۰۲۵ به عنوان هفتادونهمین وزیر خزانه‌داری آمریکا سوگند خورد. چند هفته بعد، ایران به یکی از مهم‌ترین پرونده‌های روی میز او تبدیل شد. قصه بسنت قصه یک وزیر معمولی نیست؛ قصه معامله‌گری است که از اتاق معاملات به اتاق فرمان جنگ اقتصادی رسیده است   ایران روی میز بسنت فوریه ۲۰۲۵ وزارت خزانه‌داری بیش از ۳۰ فرد و کشتی مرتبط با تجارت نفت ایران را هدف قرار داد. فشار خیلی زود از فروشنده نفت عبور کرد و به خریداران، مدیران کشتی، شرکت‌های واسطه، پالایشگاه‌های مستقل چین و اپراتورهای بندری رسید. بسنت هدف اولیه را نیز روشن اعلام کرد؛ صادرات نفت ایران باید از محدوده حدود ۱.۵ تا ۱.۶ میلیون بشکه در روز به شدت کاهش پیدا کند. اظهارات او درباره ریال بخش دیگری از نگاهش به پرونده ایران را آشکار کرد. بسنت در مارس ۲۰۲۵ به کاهش ارزش پول ایران اشاره کرد و با یادآوری سابقه خود در بازار ارز گفت درباره سقوط ارزش ارزها چیزهایی می‌داند. این جمله از زاویه سابقه حرفه‌ای او اهمیت دارد. برای معامله‌گری با تجربه بسنت، صادرات نفت فقط تعداد بشکه‌های فروخته‌شده نیست. نفت درآمد ارزی ایجاد می‌کند، درآمد ارزی به توان واردات و بازار ارز متصل می‌شود، تغییر نرخ ارز روی تورم اثر می‌گذارد و تورم به هزینه تولید و بودجه خانوار منتقل می‌شود. در چنین نگاهی، اقتصاد مجموعه‌ای از حلقه‌های متصل است و فشار روی یک حلقه می‌تواند به بخش‌های دیگر منتقل شود. بنابراین مأموریت خزانه‌داری نیز فقط جلوگیری از فروش نفت نیست. فروش نفت، حمل محموله، خریدار، پالایشگاه، دریافت پول، تبدیل ارز، صرافی، شرکت پوششی و انتقال منابع هر کدام یک حلقه مستقل برای اعمال فشار محسوب می‌شوند.   خزانه‌داری دنبال حلقه ضعیف است عملیات آمریکا علیه ایران به تدریج همین ساختار را پیدا کرده است. یک نفتکش هدف قرار می‌گیرد و شرکت مالک آن شناسایی می‌شود. واسطه فروش و خریدار نفت زیر فشار می‌روند. پالایشگاه و مسیر تخلیه محموله بررسی می‌شوند. مرحله بعد به شبکه دریافت پول، شرکت‌های پوششی، صرافی‌ها و کانال‌های تبدیل و انتقال ارز می‌رسد. بسته شدن هر مسیر نیز خزانه‌داری را به سمت مسیر جایگزین هدایت می‌کند. این مدل با افزایش ساده تعداد اسامی در فهرست تحریم تفاوت دارد. هدف، بالا بردن مداوم هزینه دور زدن محدودیت‌هاست. بسنت نیز پیش‌تر تأکید کرده بود تحریم باید هدف مشخص داشته باشد، اثر آن اندازه‌گیری شود و ابزارها برای رسیدن به حداکثر نتیجه تنظیم شوند. چنین رویکردی تحریم را به یک عملیات متغیر تبدیل می‌کند؛ عملیاتی که پس از واکنش طرف مقابل دوباره طراحی می‌شود.   معامله‌گر پشت میز خزانه‌داری اینجاست که سابقه بسنت از یک زندگینامه معمولی به بخشی از داستان ایران تبدیل می‌شود. او در سال ۱۹۹۲ در مجموعه‌ای حضور داشت که آسیب‌پذیری نظام ارزی بریتانیا را تشخیص داد و روی سقوط پوند معامله کرد. بیش از ۲۰ سال بعد در مجموعه‌ای قرار داشت که مسیر سیاست پولی ژاپن و کاهش ارزش ین را زود تشخیص داد و از آن سود بزرگی گرفت. در سال ۲۰۲۶ دیگر سرمایه یک صندوق خصوصی پشت تصمیم‌های او قرار ندارد؛ وزارت خزانه‌داری آمریکا و قدرت نظام مالی این کشور ابزارهای او هستند. البته معامله علیه یک ارز با تلاش یک دولت برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد کشور دیگر یکسان نیست. تحریم ابزار حکومتی و سیاسی است و نتیجه آن به واکنش کشور هدف، شرکای تجاری، شبکه‌های مالی جایگزین و ده‌ها متغیر دیگر وابسته خواهد بود. اقتصاد ایران نیز طی سال‌ها تحریم، شبکه‌های متعددی برای فروش نفت و انتقال پول ایجاد کرده است. همین شبکه‌ها می‌توانند سرعت و دامنه اثرگذاری فشار آمریکا را محدود کنند. با این حال منطق حرفه‌ای بسنت قابل تشخیص است. او همچنان به دنبال نقطه‌ای می‌گردد که فشار بر آن بیشترین اثر را بر سایر اجزای اقتصاد بگذارد. در ایران این نقطه می‌تواند صادرات نفت، بازگشت درآمد نفت، شبکه صرافی‌ها، هزینه تجارت خارجی، دسترسی به ارز یا بازار پول باشد. همین سابقه دلیل اهمیت فردی است که اکنون پرونده جنگ اقتصادی علیه تهران را در دست گرفته است. در ۱۹۹۲ پوند بریتانیا یکی از بزرگ‌ترین تجربه‌های حرفه‌ای او را ساخت. در ۲۰۱۳ کاهش ارزش ین ژاپن به یکی دیگر از معاملات بزرگ مجموعه تحت مدیریت او تبدیل شد. بیش از سه دهه بعد، ایران روی میز اسکات بسنت قرار گرفته است؛ مردی که سال‌ها از پیدا کردن ترک‌های اقتصادها پول ساخته و حالا مأمور شده همان ترک‌ها را در اقتصاد ایران پیدا کند.

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96231
0