refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

پالایشگاه چینی در قلب شبکه نفت ایران


۰ ۱۴ ۰ ۱۴۰۵/۰۵/۲۶ ۱۱:۵۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میز نفت، در جزیره چانگ‌شینگ در شرق چین، مجموعه‌ای عظیم از مخازن نفت، برج‌های پالایشی، واحدهای پتروشیمی و اسکله‌ها تا ساحل کشیده شده است. ساخت این مجموعه از سال ۲۰۱۶ سرعت گرفت و طی چند سال بخش بزرگی از جزیره به یک قطب صنعتی تبدیل شد. نام این مجموعه «هنگلی» است؛ غولی صنعتی با بیش از ۳۰۰ هزار نیروی انسانی و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد سالانه. مجتمع پالایشی آن نیز سالانه بیش از ۳۰ میلیارد دلار درآمد دارد. اهمیت هنگلی فقط به ابعاد کارخانه‌هایش محدود نمی‌شود. رد نفت ایران به این جزیره رسیده و نام این مجموعه را وارد یکی از مهم‌ترین پرونده‌های نفتی میان تهران، پکن و واشنگتن کرده است.   نفت ایران راه چین را پیدا کرد تحریم‌ها بازار سنتی نفت ایران را کوچک کردند. مشتریان اروپایی کنار رفتند، بانک‌های بزرگ مسیر پرداخت را بستند و شرکت‌های کشتیرانی از معامله با ایران فاصله گرفتند. بسیاری از معامله‌گران بین‌المللی نیز حاضر به پذیرش ریسک همکاری با تهران نشدند. در همین دوره، مسیر بشکه‌های ایرانی به سمت شرق تغییر کرد و چین به ستون اصلی صادرات نفت ایران تبدیل شد. چین طی یک سال بیش از ۳۰ میلیارد دلار نفت ایران خرید و جریان نفت ایران به این کشور به حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز رسید. حفظ چنین حجمی از صادرات زیر فشار تحریم هزینه داشت. این هزینه در قالب تخفیف ظاهر شد. نفت ایران در برخی معاملات با تخفیف‌هایی تا حدود ۲۵ درصد عرضه شد. پالایشگاه چینی ریسک معامله با نفت تحریم‌شده را پذیرفت و در مقابل خوراک ارزان‌تری به دست آورد. ایران بازار خود را حفظ کرد و خریدار چینی حاشیه سود بیشتری گرفت. یکی از تناقض‌های اصلی تحریم از همین نقطه شکل گرفت؛ فشار بیشتر بر فروشنده، تخفیف بیشتری برای خریدار ساخت.   هنگلی در انتهای مسیر نفت ایران برای مجموعه‌ای در ابعاد هنگلی، اختلاف چند دلار در قیمت هر بشکه عدد کوچکی نیست. میلیون‌ها بشکه نفت وارد پالایشگاه می‌شود و تخفیف هر بشکه در چنین مقیاسی می‌تواند به صدها میلیون دلار منفعت تبدیل شود. نفت ارزان ایران از همین زاویه برای پالایشگاه‌های چینی جذابیت پیدا می‌کند. آمریکا هنگلی را به واردات گسترده نفت خام ایران متهم کرده است. شرکت چینی تجارت با ایران را رد می‌کند. پشت این اختلاف یک پرسش مهم‌تر قرار دارد؛ نفت ایران چگونه هزاران کیلومتر مسیر را طی می‌کند و به شبکه پالایشی چین می‌رسد؟ پاسخ روی دریا قرار دارد. نفت باید از بنادر ایران خارج شود، مسیر طولانی آسیا را طی کند و سرانجام خود را به خریدار برساند. تحریم همین مسیر را به یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های تجارت نفت ایران تبدیل کرده است.   نفتکش‌ها وارد بازی شدند در تجارت معمول نفت، مبدأ محموله، مالک کشتی، فروشنده و خریدار قابل ردیابی هستند. تحریم این نظم را به هم زد. تعداد واسطه‌ها افزایش یافت، ساختار مالکیت برخی کشتی‌ها تغییر کرد و انتقال کشتی به کشتی به بخشی از زنجیره تبدیل شد. اسناد و اطلاعات مبدأ نیز اهمیت بیشتری پیدا کردند. مجموعه این سازوکارها شبکه‌ای از نفتکش‌ها را شکل داد. امروز این شبکه با عنوان «ناوگان سایه» شناخته می‌شود. ابعاد این شبکه را می‌توان در حجم محموله‌ها دید. فقط سه نفتکش تحریم‌شده در مسیرهای بررسی‌شده بیش از ۵ میلیون بشکه نفت ایران جابه‌جا کرده‌اند. این رقم تنها بخشی از تجارت بسیار بزرگ‌تری است. هر کشتی یک حلقه از زنجیره‌ای محسوب می‌شود که از ایران آغاز می‌شود و در پالایشگاه‌های چین پایان می‌یابد.   رد Seeker 8 تا چین نام Seeker 8 در میان کشتی‌های این داستان دیده می‌شود. رد حرکت چنین نفتکش‌هایی امکان بازسازی بخشی از مسیر نفت ایران را فراهم می‌کند. نفت از مبدأ خارج می‌شود، کشتی وارد آب‌های بین‌المللی می‌شود و حلقه‌های واسطه مسیر محموله را پیچیده‌تر می‌کنند. مقصد نهایی، شبکه پالایشی چین است. ورود نفت به پالایشگاه نقطه مهم این مسیر است. نفت خام در فرآیند پالایش هویت اولیه خود را از دست می‌دهد. بخشی از آن به بنزین تبدیل می‌شود، بخشی به گازوئیل می‌رود و بخش دیگری خوراک واحدهای پتروشیمی را تأمین می‌کند. ده‌ها محصول از همان نفت اولیه تولید و وارد زنجیره صنعتی چین می‌شوند. ردیابی منشأ نفت از این مرحله بسیار دشوارتر است.   آمریکا از نفتکش به پالایشگاه رسید واشنگتن در نخستین سال‌های تحریم بیشتر روی صادرات ایران تمرکز داشت. تجربه سال‌های بعد نشان داد مسدود کردن مبدأ به تنهایی کافی نیست. هر بشکه نفت برای رسیدن به خریدار به چند حلقه نیاز دارد. نفتکش محموله را حمل می‌کند، شرکت مدیریت کشتی عملیات را پیش می‌برد، معامله‌گر خریدار پیدا می‌کند، واسطه مالی مسیر پول را باز نگه می‌دارد و در انتهای زنجیره یک پالایشگاه محموله را دریافت می‌کند. فشار آمریکا به‌تدریج تمام این حلقه‌ها را هدف گرفت. نفتکش‌ها وارد فهرست تحریم شدند، شرکت‌های واسطه هدف قرار گرفتند و معامله‌گران زیر فشار رفتند. حالا حلقه خریداران نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. پرونده هنگلی در همین نقطه حساس می‌شود. جایگزینی یک نفتکش امکان‌پذیر است و حذف یک واسطه نیز لزوماً تجارت را متوقف نمی‌کند. حذف تقاضای بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان بسیار دشوارتر است.   تحریم یک بازار تازه ساخت تحریم برای کاهش درآمد نفتی ایران طراحی شد و فروش نفت را برای تهران پرهزینه‌تر کرد. ایران بخشی از درآمد بالقوه خود را از طریق تخفیف از دست داد. همین زیان در طرف دیگر معامله به فرصت تبدیل شد. پالایشگاه چینی نفت ارزان خرید و با افزایش تخفیف، انگیزه بیشتری برای ادامه خرید پیدا کرد. کاهش تعداد مشتریان قدرت چانه‌زنی ایران را پایین آورد و نفت ارزان‌تری در اختیار مشتریان باقی‌مانده گذاشت. معادله از همین‌جا شکل گرفت: تحریم، تخفیف ساخت و تخفیف، مشتری ساخت. آمریکا برای شکستن این چرخه باید هزینه خرید نفت ایران را برای خریدار چینی از منفعت تخفیف بیشتر کند. تهران نیز برای حفظ جریان صادرات باید منفعت معامله را بالاتر از ریسک تحریم نگه دارد. نبرد اصلی دیگر فقط بر سر تعداد بشکه‌های صادراتی نیست؛ سود هر بشکه و هزینه پذیرش ریسک نیز بخشی از این جنگ شده است.   هنگلی بزرگ‌تر می‌شود هنگلی فعالیت خود را به پالایش نفت محدود نکرده است. این مجموعه به صنایع دریایی نیز وارد شده و تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۲۵ میلیارد دلار سفارش ساخت کشتی در اختیار دارد. این رقم تصویری از قدرت مالی و صنعتی مجموعه ارائه می‌دهد. خرید خوراک، پالایش، پتروشیمی، صنایع دریایی و حمل‌ونقل به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند و زنجیره‌ای یکپارچه‌تر در حال شکل‌گیری است. گسترش چنین ساختاری یک پیام مهم برای تجارت تحریم‌شده نفت دارد. وابستگی شرکت‌های چینی به بازیگران خارجی کاهش پیدا می‌کند و کنترل جریان نفت از بیرون دشوارتر می‌شود. چین در این ساختار فقط مقصد یک نفتکش نیست؛ بازار، پالایشگاه، صنایع پایین‌دستی و بخشی از زیرساخت دریایی را همزمان در اختیار دارد.   ۳۰ میلیارد دلار پشت این مسیر است در انتهای این داستان چند عدد ابعاد ماجرا را روشن می‌کنند. چین طی یک سال بیش از ۳۰ میلیارد دلار نفت ایران خرید. جریان نفت ایران به این کشور حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز برآورد شده است. تخفیف نفت ایران در برخی معاملات تا حدود ۲۵ درصد رسیده و فقط سه نفتکش تحریم‌شده بیش از ۵ میلیون بشکه نفت ایران جابه‌جا کرده‌اند. در سوی دیگر نیز مجموعه‌ای با بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد سالانه قرار دارد؛ مجموعه‌ای مجهز به پالایشگاه، پتروشیمی، اسکله و میلیاردها دلار سفارش ساخت کشتی. همین اعداد دلیل ادامه بازی را توضیح می‌دهند. ایران به درآمد نفت نیاز دارد، خریدار چینی نفت ارزان می‌خواهد و آمریکا برای قطع اتصال میان این دو تلاش می‌کند. نفتکش‌ها در میان این سه ضلع حرکت می‌کنند و هنگلی در انتهای یکی از مهم‌ترین مسیرهای این تجارت قرار گرفته است. ماجرای این پالایشگاه تصویری از مسئله بزرگ‌تر تحریم نفت ایران ارائه می‌دهد؛ بستن مسیر رسمی فروش نفت ممکن است، از بین بردن انگیزه اقتصادی معامله بسیار دشوارتر است. تحریم برای ایران هزینه می‌سازد؛ همان هزینه در آن سوی معامله به تخفیف برای خریدار چینی تبدیل می‌شود. منبع: وال استریت ژورنال

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96237
0