refinaryrig
افراد میهمان مجاز به دانلود فایل نمی باشند. اگر حساب کاربری دارید وارد شوید و مجدد تلاش کنید. در غیر این صورت ثبت نام کنید.
انصراف

جاسک؛ بیمه گران و بی‌اثر صادرات نفت ایران


۰ ۱۳ ۰ ۱۴۰۵/۰۶/۰۷ ۱۲:۴۱
خبرگزاری میز نفت:

به گزارش میزنفت، پروژه خط لوله گوره–جاسک با وعده کاهش آسیب‌پذیری صادرات نفت ایران متولد شد. حدود هزار کیلومتر خط لوله از گوره در استان بوشهر تا جاسک در ساحل دریای عمان امتداد یافت. ظرفیت اسمی انتقال روزانه یک میلیون بشکه نفت خام برای این مسیر در نظر گرفته شد و ارزش کل طرح حدود دو میلیارد دلار اعلام شد. هدف اصلی نیز روشن بود؛ کاهش وابستگی صادرات نفت ایران به جزیره خارک و ایجاد یک پایانه صادراتی خارج از تنگه هرمز.  گوره–جاسک از ابتدا فقط یک پروژه نفتی نبود. محاسبات امنیتی سهم بزرگی در شکل‌گیری و اجرای آن داشت. تجربه جنگ ایران و عراق و حملات متعدد به جزیره خارک هنوز در حافظه تصمیم‌گیران صنعت نفت باقی مانده بود. خاطره بمباران خارک در جنگ، دهه‌ها بعد به یکی از گران‌ترین تصمیم‌های زیرساختی صنعت نفت ایران تبدیل شد. ایده ساده به نظر می‌رسید. نفت ایران به جای تمرکز در خارک، به دریای عمان منتقل شود. نفتکش‌ها دیگر برای دریافت بخشی از نفت صادراتی ایران وارد خلیج فارس نشوند. در صورت وقوع جنگ یا ایجاد اختلال در تنگه هرمز نیز یک مسیر دوم برای صادرات نفت کشور باقی بماند. این منطق در ظاهر یک پاسخ روشن به آسیب‌پذیری خارک ارائه می‌کرد، اما یک فرض بزرگ پشت آن قرار داشت؛ تهدید صادرات نفت ایران در بحران آینده به خارک و هرمز محدود خواهد ماند.   امنیت، جای اقتصاد نشست اجرای گوره–جاسک تحت تأثیر همین نگاه راهبردی سرعت گرفت. اعلام افتتاح پروژه در تیر ۱۴۰۰ نیز با تأکید فراوان بر اهمیت امنیتی آن همراه شد. ایران برای نخستین بار صاحب پایانه‌ای بزرگ در دریای عمان شده بود و مقام‌های وقت از پایان وابستگی کامل صادرات نفت کشور به خلیج فارس سخن می‌گفتند. اما سرعت اجرای پروژه و غلبه نگاه امنیتی، فرصت بررسی برخی پرسش‌های اساسی را محدود کرد. شتاب برای ساخت جاسک، یک سؤال اساسی را به حاشیه برد؛ تهدید آینده واقعاً خارک بود یا کل زنجیره صادرات نفت ایران؟ تفاوت این دو پرسش تعیین‌کننده بود. آسیب‌پذیری خارک را می‌شد با ساخت یک پایانه دیگر کاهش داد، اما مقابله با تهدید کل صادرات نفت ایران به مجموعه‌ای بسیار بزرگ‌تر از خط لوله، مخزن و گوی شناور نیاز داشت. نفتکش، بیمه، مسیر دریایی، خریدار، نظام پرداخت و امنیت آب‌های پیرامونی نیز اجزای همان زنجیره بودند.   پیامی که از جاسک مخابره شد گوره–جاسک فقط برای ایران پیام نداشت. کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز مفهوم راهبردی پروژه را به‌خوبی درک کردند. ایران میلیاردها دلار هزینه می‌کرد تا بخشی از صادرات نفت خود را به خارج از هرمز منتقل کند. چنین تصمیمی یک پیام روشن درباره نگاه تهران به آینده امنیت این آبراه داشت. ایران با ساخت جاسک فقط برای خودش مسیر جایگزین نساخت؛ به همسایگانش هم پیام داد که برای روز بدون هرمز آماده شوند. عربستان زیرساخت انتقال نفت به دریای سرخ را در اختیار داشت. امارات مسیر انتقال نفت به فجیره را توسعه داد. کشورهای دیگر منطقه نیز بررسی مسیرهای جایگزین، بنادر جدید و زیرساخت‌های انتقال را جدی‌تر کردند. مزیتی که قرار بود در شرایط بحران به ایران برتری بدهد، به بخشی از مسابقه منطقه‌ای برای کاهش وابستگی به هرمز تبدیل شد.   دو میلیارد دلار، برای تغییر مبدأ صادرات بحث مهم‌تر به اقتصاد پروژه بازمی‌گردد. ارزش گوره–جاسک حدود دو میلیارد دلار برآورد شد. صنعت نفت ایران در همان سال‌ها با محدودیت شدید سرمایه مواجه بود. تحریم دسترسی به منابع مالی خارجی را دشوار کرده بود. بسیاری از میادین نفتی به سرمایه‌گذاری برای حفظ تولید نیاز داشتند. توسعه میادین مشترک منابع بیشتری می‌خواست. پارس جنوبی نیز به دوره افت طبیعی فشار مخزن نزدیک می‌شد و پروژه فشارافزایی به سرمایه‌گذاری عظیم نیاز داشت. در صنعتی تشنه سرمایه، دو میلیارد دلار خرج جابه‌جایی محل صادرات شد، نه افزایش توان تولید نفت و گاز. گوره–جاسک ظرفیت تولید نفت ایران را افزایش نمی‌داد. پروژه تنها نفت تولیدشده را از مسیری طولانی به نقطه دیگری برای بارگیری منتقل می‌کرد. این تفاوت در محاسبه هزینه فرصت اهمیت زیادی دارد. سرمایه صنعت نفت نامحدود نبود و انتخاب یک پروژه به معنای کنار گذاشتن یا عقب انداختن پروژه‌های دیگر تمام می‌شد. هر دلار هزینه‌شده برای جاسک، یک دلار کمتر برای میدانی بود که می‌توانست نفت یا گاز بیشتری تولید کند. این هزینه فقط به ساخت خط لوله محدود نبود. انتقال نفت در مسیری حدود هزار کیلومتری به ایستگاه‌های پمپاژ، تأسیسات ذخیره‌سازی، نگهداری مستمر و زیرساخت صادراتی نیاز داشت. در مقابل، بخش اصلی شبکه صادرات نفت ایران از قبل برای انتقال نفت به خارک شکل گرفته بود. بنابراین انتخاب جاسک باید با یک مزیت امنیتی بزرگ توجیه می‌شد.   روز آزمون گوره–جاسک مدافعان پروژه پاسخ مشخصی برای این هزینه داشتند؛ امنیت صادرات نفت ایران در روز بحران. منطق اقتصادی پروژه بدون در نظر گرفتن این مزیت امنیتی کامل نبود. هزینه امروز باید برای حفظ صادرات در سخت‌ترین روز کشور پرداخت می‌شد.تمام توجیه امنیتی پروژه به روز بحران حواله داده شد؛ همان روزی که قرار بود ارزش واقعی جاسک مشخص شود. بحران اخیر سرانجام همان آزمون را ایجاد کرد. صادرات نفت ایران با اختلال شدید مواجه شد. مشکل نیز فقط خارک نبود. ریسک نظامی، تهدید نفتکش‌ها، محدودیت کشتیرانی و ناامنی آب‌های پیرامونی ایران کل فرآیند صادرات را تحت فشار قرار داد. قرار گرفتن پایانه در دریای عمان نتوانست آن را از معادلات جنگ جدا کند.روز بحران رسید و روشن شد دشمن برای متوقف کردن صادرات نفت ایران، نیازی به بستن تنگه هرمز ندارد. این تجربه یکی از بنیادی‌ترین فرض‌های پشت گوره–جاسک را زیر سؤال برد. نفت می‌توانست بدون عبور از هرمز به جاسک برسد، اما صادرات نفت فقط انتقال نفت خام از میدان تا پایانه نیست. کشتی باید به پایانه نزدیک شود، محموله را بارگیری کند، پوشش بیمه‌ای داشته باشد، از مسیر دریایی عبور کند و در نهایت به خریدار برسد.   خط لوله امن، صادرات ناامن مشکل اصلی گوره–جاسک اکنون روشن‌تر از زمان افتتاح آن دیده می‌شود. یک خط لوله می‌تواند مسیر انتقال نفت را متنوع کند، اما امنیت صادرات یک کشور را به‌تنهایی تضمین نمی‌کند. انتقال پایانه از خارک به جاسک یکی از حلقه‌های زنجیره را جابه‌جا کرد و حلقه‌های دیگر همچنان در معرض همان تهدید باقی ماندند. خطای محاسباتی از جایی آغاز شد که امنیت مسیر انتقال نفت با امنیت کل زنجیره صادرات نفت یکی فرض شد. تنوع‌بخشی به مبادی صادراتی در ذات خود تصمیم نادرستی نیست. وجود پایانه دوم می‌تواند در برخی بحران‌های محدود، حوادث فنی یا آسیب به یک پایانه مشخص ارزشمند باشد. مسئله گوره–جاسک، تبدیل همین مزیت محدود به یک راهبرد بزرگ برای تأمین امنیت صادرات نفت ایران بود. امروز پرسش اصلی دیگر درباره تعداد کیلومترهای خط لوله یا ظرفیت اسمی یک میلیون بشکه‌ای جاسک نیست. پرسش درباره اولویت سرمایه‌گذاری در صنعتی است که هم‌زمان برای حفظ تولید نفت، توسعه میادین و افزایش تولید گاز به میلیاردها دلار سرمایه نیاز داشت. گوره–جاسک قرار بود بیمه صادرات نفت ایران در روز بحران باشد. بحران فرا رسید و نشان داد بیمه‌ای برای یک حلقه از زنجیره، تمام زنجیره را بیمه نمی‌کند. دو میلیارد دلار هزینه شد تا نفت از خارک فاصله بگیرد، اما تهدید صادرات نفت ایران هرگز در خارک متوقف نمانده بود.

منبع: خبرگزاری میز نفت
این خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.

user-429
ربات خبرنگار
عضو عادی

به اشتراک بگذارید

96295
0