خبرگزاری میز نفت:
به گزارش میزنفت، استفاده بیشتر از ارزهای ملی در تجارت جهانی یک واقعیت است، اما این روند هنوز به ظهور یک نظام مالی جایگزین دلار منجر نشده است. حتی چین و روسیه، دو قدرت اصلی مدافع افزایش استفاده از ارزهای ملی، نتوانستهاند دلار را از تجارت و نظام مالی جهانی کنار بزنند. مسئله ایران نیز بسیار پیچیدهتر از انتخاب میان دلار، یوآن و روبل است. ایران با محدودیت دسترسی به شبکه بانکی جهانی، بانکهای کارگزار، نقلوانتقال پول و سرمایه خارجی روبهروست و تغییر واحد پول نمیتواند این محدودیتها را از بین ببرد.
بریکس و رویای پایان دلار
یکی از بزرگترین موجهای رسانهای درباره پایان دلار با بریکس شکل گرفت. طی سالهای گذشته بارها از «پول بریکس»، «ارز بریکس» و آغاز پایان سلطه دلار سخن گفته شد.
برخی نیز بریکس را نقطه شروع شکلگیری یک نظام پولی جدید معرفی کردند. با این حال بریکس تاکنون ارز مشترک عملیاتی ایجاد نکرده است. کرملین نیز صریحاً اعلام کرده اعضای بریکس برنامهای برای ایجاد ارز مشترک ندارند و تمرکز این مجموعه بر افزایش استفاده از ارزهای ملی و توسعه سازوکارهای پرداخت میان اعضاست.
روسیه نیز روایت متفاوتی از دلارزدایی ارائه کرده است. ولادیمیر پوتین گفته مسکو سیاست کنار گذاشتن دلار را انتخاب نکرد و محدود شدن امکان استفاده از دلار، روسیه را به یافتن ابزارهای دیگر سوق داد. همین موضع بخش مهمی از واقعیت را آشکار میکند. دلارزدایی روسیه بیش از آنکه حاصل ظهور یک نظام مالی جدید باشد، واکنشی به محدود شدن دسترسی این کشور به نظام مالی دلاری بود.
دلار هنوز وسط میدان است
آمارها نیز با روایت پایان دلار فاصله دارند. براساس دادههای صندوق بینالمللی پول، سهم دلار از ذخایر رسمی ارزی جهان در سهماهه نخست ۲۰۲۶ حدود ۵۷ درصد بود. سهم یوآن چین نیز در همان دوره حدود ۲ درصد ثبت شد. دادههای پرداخت بینالمللی نیز فاصله بزرگی میان دلار و یوآن نشان میدهند. دلار همچنان مهمترین ارز مورد استفاده در پرداختهای بینالمللی است و سهم یوآن با وجود اندازه عظیم اقتصاد چین در محدوده تکرقمی باقی مانده است.
البته سهم دلار نسبت به چند دهه گذشته کاهش پیدا کرده و ارزهای دیگری سهم بیشتری گرفتهاند، اما این کاهش به ظهور یک جانشین مسلط منجر نشده است. اقتصاد جهانی بیشتر به سمت تنوع ارزی حرکت کرده تا جایگزینی دلار با یک ارز دیگر. این دو روند تفاوت بنیادی دارند. کاهش سهم دلار با پایان دلار یکی نیست.
چرا یوآن دلار نشد؟
چین دومین اقتصاد بزرگ جهان، بزرگترین صادرکننده کالا و یکی از مهمترین بازیگران تجارت بینالمللی است. با این حال یوآن هنوز فاصله زیادی با جایگاه دلار دارد. دلیل این فاصله را نمیتوان فقط در اندازه اقتصادها جستوجو کرد. قدرت یک ارز جهانی به بازارهای مالی عمیق، آزادی جابهجایی سرمایه، نقدشوندگی بالا، امکان تبدیل سریع ارز، بازار بزرگ اوراق، اعتماد سرمایهگذاران و شبکه گسترده بانکهای کارگزار وابسته است.
چین در بخشی از این حوزهها محدودیت دارد. کنترل سرمایه و ساختار بستهتر بازار مالی چین اجازه نداده یوآن متناسب با وزن اقتصاد این کشور در تجارت جهانی رشد کند. پکن توانسته استفاده از یوآن را در بخشی از تجارت خارجی افزایش دهد، اما افزایش استفاده از یک ارز در معاملات دوجانبه با تبدیل شدن آن به ارز مسلط جهانی تفاوت دارد. همین تفاوت در بسیاری از روایتهای مربوط به دلارزدایی نادیده گرفته میشود.
مسئله ایران فقط دلار نیست
این نقطه مهمترین ضعف نسخههای پیشنهادی برای ایران است. مشکل اقتصاد ایران فقط استفاده از دلار نیست. ایران با محدودیت دسترسی به بانکهای بینالمللی، شبکه بانکهای کارگزار، بازار سرمایه جهانی و کانالهای عادی انتقال پول روبهروست. صادرکننده ایرانی برای دریافت پول به کانال بانکی نیاز دارد و واردکننده نیز باید امکان انتقال و تبدیل ارز داشته باشد. بانک خارجی هم پیش از انجام هر معامله، ریسک تحریمهای آمریکا و هزینه همکاری با ایران را محاسبه میکند.
جایگزینی دلار با یوآن این زنجیره را حذف نمیکند. بانک چینی نیز باید ریسک تحریم ثانویه آمریکا، دسترسی خود به بازارهای جهانی و روابط مالی خود با سایر اقتصادها را در نظر بگیرد.
یک معامله ممکن است به جای دلار با یوآن تسویه شود، اما تغییر ارز لزوماً ریسک طرف ایرانی را برای بانک خارجی از بین نمیبرد. تحریم را نمیتوان با عوض کردن نام ارز روی فاکتور حذف کرد.
چین هم بخشی از همین شبکه است
بخش دیگری از خطای محاسباتی به تصویری بازمیگردد که از چین ساخته شده است. گاهی چین بهعنوان اقتصادی مستقل از نظام مالی جهانی تصویر میشود. واقعیت چنین نیست. اقتصاد چین عمیقاً با تجارت جهانی، بازارهای صادراتی، سرمایه خارجی و شبکه مالی بینالمللی پیوند دارد و بانکهای بزرگ چینی نیز خارج از این شبکه فعالیت نمیکنند.
همین واقعیت توضیح میدهد چرا رابطه سیاسی مناسب تهران و پکن الزاماً به همکاری گسترده بانکهای چینی با ایران منجر نمیشود. بانک چینی فقط براساس روابط سیاسی دو دولت تصمیم نمیگیرد. هزینه و منفعت اقتصادی خود را نیز محاسبه میکند. برای چنین بانکی، دسترسی به بازارهای بزرگ جهانی و شبکه مالی بینالمللی وزنی بسیار بیشتر از یک بازار تحریمشده دارد.
پیمان پولی ابزار است نه معجزه
پیمانهای پولی دوجانبه ابزارهای بیفایدهای نیستند. این سازوکارها میتوانند هزینه بخشی از معاملات را کاهش دهند، نیاز به ارز ثالث را در بخشی از تجارت محدود کنند و مبادلات میان دو کشور را تسهیل کنند. مشکل از جایی آغاز میشود که یک ابزار مکمل به نسخهای برای خنثیسازی تحریم تبدیل میشود.
پیمان پولی برای عملکرد مؤثر به تجارت متوازن، بازار ارز فعال، امکان تبدیل ارز، بانکهای کارگزار و زیرساخت مالی نیاز دارد. ایران در بسیاری از همین نقاط با محدودیت روبهروست. تغییر دلار به یوآن، روبل یا هر ارز دیگری بدون حل این مسائل فقط مسیر انتقال پول را تغییر میدهد و محدودیت اصلی را باقی میگذارد. مشکل ایران کمبود نام برای ارز نیست؛ مشکل دسترسی به شبکهای است که پول در آن حرکت میکند.
روسیه آزمایشگاه دلارزدایی
تجربه روسیه شاید بهترین نمونه برای سنجش این ادعا باشد. پس از تشدید تحریمهای غرب، استفاده روسیه از ارزهای ملی افزایش پیدا کرد و یوآن سهم بیشتری از تجارت این کشور گرفت. مسکو توانست بخشی از تجارت خود را از مسیرهای غیر دلاری ادامه دهد، اما این اتفاق به ایجاد یک نظام مالی جایگزین دلار منجر نشد.
مقامهای روس نیز تأکید کردهاند محدود شدن دسترسی به دلار آنها را به سمت ارزهای دیگر سوق داده است و کرملین نیز ادعای ایجاد ارز مشترک بریکس را رد کرده است. تجربه روسیه بنابراین بیش از آنکه سند پایان دلار باشد، محدودیتهای دلارزدایی را نشان میدهد. تجارت بدون دلار ممکن است؛ ساختن جهانی بدون نظام دلاری موضوع دیگری است.
دلار یک شبکه است
بزرگترین خطا در بحث دلارزدایی، تقلیل جایگاه دلار به یک واحد پول است. قدرت دلار محصول شبکه عظیمی از بانکها، بازارهای سرمایه، اوراق بدهی، ذخایر ارزی، تجارت جهانی، شرکتهای چندملیتی و نظامهای پرداخت است. این شبکه طی چند دهه شکل گرفته و با یک پیمان سیاسی یا توافق دوجانبه از بین نمیرود. به همین دلیل نیز هیچ ارز دیگری تاکنون نتوانسته مجموعه مزایای این شبکه را در مقیاس جهانی بازتولید کند.
ایران میتواند از یوآن، درهم، روبل و پیمانهای پولی برای کاهش هزینه بخشی از تجارت استفاده کند و چنین ابزارهایی در شرایط تحریم حتی میتوانند ضروری باشند. مسئله از زمانی آغاز میشود که این ابزارهای محدود بهعنوان جایگزین حل مسئله تحریم معرفی میشوند. اقتصادی با دسترسی محدود به بانکهای جهانی، سرمایه خارجی و شبکه پرداخت بینالمللی نمیتواند تنها با تغییر ارز تسویه، محدودیتهای خود را برطرف کند.
دلار فقط یک واحد پول نیست که با فرمان حذف شود؛ یک شبکه است و مسئله ایران دقیقاً دسترسی به همین شبکه است. بریکس این واقعیت را تغییر نداده، یوآن هنوز فاصله زیادی با دلار دارد و تجربه روسیه نیز نشان داده استفاده از ارزهای جایگزین میتواند راهی برای ادامه بخشی از تجارت در شرایط تحریم باشد، نه نسخهای برای بیاثر کردن تحریم.
مسئله اصلی ایران ساختن دوباره چرخ نیست. مسئله اتصال دوباره به جادهای است که بخش بزرگی از اقتصاد جهان روی آن حرکت میکند. نمیشود از شبکه اقتصاد جهانی بیرون ماند و انتظار داشت با عوض کردن واحد پول، مزایای همان شبکه را به دست آورد.
منبع:
خبرگزاری میز نفتاین خبر به صورت اتوماتیک جمع آوری شده است در صورتی که منافاتی با قوانین دارد لطفا از طریق صفحه تماس با ما گزارش دهید.